|
|
سرما، گرسنگي و افغانستان
گردش ايام و تنوع دوران براي انسان هاي فعال و خوشبين مسرت مي آورد و شادي مي افزايد، ليكن اين مسأله براي كساني كه به تنبلي و بيكارگي خو گرفته اند، دشمنان در كمين نشستهي اند، كه در هرگامي سنگر گرفته اند؛ گرماي تابستان سپري شد و اكنون نوبت لشكر كشي سرماست تا به تاخت و تاز بپردازد.
پيشاپيش زنگ هاي خطر به صدا در آمده و ا از فاجعهي انساني در افغانستان سخن زده مي شود. قلت مواد خوراكي، موادسوختي، نبود برق و بيكاري، اكثريت بزرگ ساكنان اين مرز و بوم را مورد تهديد قرار داده است.
خشكسالي هاي پياپي در افغانستان به ويژه در سال جاري درحدي بود كه در تابستان خانواده هايي از فرط گرسنگي مجبور به فروش كودكان شان گرديدند، از اين رو وضعيت اين دسته از خانواده ها از همين حالا روشن است، كه زمستان هيچ چيزي در دسترس ندارند و راهي جز دست و پنجه افگندن با مرگ در برابر شان ديده نمي شود، سازمان هاي امداد بين المللي از چند ماه بدينسو خطر اين فاجعه را ياددهاني ميكنند، بدون اين كه تدابيري در اين راستا اتخاذ بدارند.
وزير زراعت پيشين افغانستان در طول ماموريت خويش تنها در انديشهي تجارت شخصي خود بود و فقط با وعده هايي ميان تهي مكرر امروز را به فردا مي افگند و وضعيت همچنان بدتر از قبل مي شد، حالا خود رفته و ملتي را در اثر ضعف و ناتواني هاي شخصي خويش در برابر هيولاي فقر و گرسنگي تنها گذاشته است، آن هم كه رنج سرما اين تهديد را مضاعف ساخته است.
وعده ها بر اين بود كه در بهار سال جاري برق بخشي ولايات از جمله شهر كابل را زير پوشش قرار دهد، اما در عمل از آن خبري نيست، كابل شايد از ناحيهي مواد سوختي از آسيب پذيرترين نواحي كشور بوده باشد. نفوس بالاي اين شهر از يكسو، نبود برق از سوي ديگر شهر چار مليوني كابل را سخت در مضيقه قرار داده است.
تصور اين كه فقرا و چادرنشيناني كه در اين شهر روز زندگي مي كنند در چه حالتي به سر مي برند سخت دشوار است؟ گرسنگي و سرما را همزمان چگونه تحمل مي دارند. نظام اقتصادي بازار، فساد اداري، بيدردي مسؤولين امور رنج بالاي رنج مردم بار آورده است، از جانبي هم با گذشت زمان فاصله ميان دولت و مردم چنان عميق شده است، كه ديگر دلي از مقامات بالايي دولت از اين بابت بدرد نمي آيد و ذهني زمينهي تصور اين مصائب را بخود راه نمي دهد. شماري از كارشناسان سرمايهي افغانستان را در دست چند صد تن مي دانند، كه با گذشت هر روز به قطر شكم شان اضافه مي شود و حساب بانكي شان بالا مي رود، بقيه مي تپند، ميلولند و پيمانهي عمر پر مي دارند.
دولت افغانستان هرازگاهي كه به سوال بي كفايتي و ناكارآمدي رو برو مي شود، پيوسته از «جنگ هاي تنظيمي» كابل ياد مي دارد و از وضع جاري بعنوان فرصت كلاني ياد مي دارد، كه به «لطف الهي» به سراغ مردم افغانستان آمده است؛ حكومت مشروع انتخابات، تعدد رسانه ها، حضور جامعهي جهاني در افغانستان از مسايل ديگري بود، كه بعنوان دستاورد هاي بزرگ از آن ها ياد مي گرديد. اما حالا به اعتراف خود آقاي حامدكرزي وضعيت چنان بدتر شده است، كه نه آن دستاورد هاي واهي دردي را دوا نموده و نه آن وعدهها شكمي را سير.
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|