|
|
فاطمه نظري عضو مجلس نمايندگان! وزارت امور زنان بن بستي براي زنان افغانستان است
"مصاحبه از روستاپور" فاطمه نظري وكيل منتخب مردم كابل در مجلس نمايندگان مي باشد، او رياست يك حزب سياسي را بدوش دارد. بانو نظري كار هاي سياسي خود را از ايجاد انجمن تحت نام انجمن خواهران «هاجر» در سال 1373 خورشيدي شروع نموده است.
بعد از آن كه حكومت مجاهدين سقوط كرد و طالبان حاكميت كابل را بدست گرفتند، بانو نظري به كشور پاكستان مهاجر شد و در پشاور مكتبي را براي مهاجرين تحت نام «مكتب فيض محمد كاتب» ايجاد كرد. زمانيكه سلطه طالبان توسط امريكا از افغانستان چيده شد و اكثر مردم به كشور باز گشتند. وي همزمان با ايجاد اداره موقت به افغانستان باز گشته و با موسسه اي كه از طرف سفارت جاپان در افغانستان فعاليت داشته، بيمارستاني را بنام «ايتام» راه اندازي كرده و اطفال يتيم و بي سرپرست را در اين بيمارستان تداوي مي كردند.
بانو نظري مدتي را به صفت رئيس برنامه هاي اشتغال زنان در موسسه «sorab سوراب» ايفاي وظيفه نموده. در لويه جرگه قانون اساسي به حيث عضو كميسيون اين جرگه نيز ايفاي وظيفه نموده وي مدت را به صفت رئيس امور زنان در ولايت ميدان وردك ايفاي وظيفه نموده و بعداً در سال 1383 خورشيدي در انتخابات مجلس نمايندگان از ولايت كابل كانديدا شدند و به مجلس نمايندگان راه يافتند. همچنين ايشان به صفت رئيس حزب «نياز ملي» نيز ايفاي وظيفه مي كند. آنچه شما خونندگان عزيز مطالعه مي فرمايد متن كامل مصاحبه فاطمه نظري مي باشد كه خدمت شما تقديم ميداريم.
س: وكيل صاحب در آغاز ميخواهم كه از فعاليت هايتان در حزب نياز ملي معلومات بدهيد؟
تهداب گذاري حزب نياز ملي را تقريباً از سالهاي 1372 خورشيدي در چهارچوب انجمن خواهران هاجر شروع كرديم، اما از مدت بيشتر از يك سال بدينسو مي شود كه در چهارچوب حزب فعاليت داريم، در تاريخ 22 حوت سال 1386 خورشيدي رسماً اعلام موجوديت كرديم و جواز فعاليت خود را از وزارت عدليه بدست آورديم.
حزب نياز ملي فعلاً در بيشتر از شانزده ولايت افغانستان به صورت گسترده فعاليت دارند.
و در مركز يعني كابل بيشتر از چهل هزار عضو داريم، تمام اعضاي ما در افغانستان از يكصد هزار نفر هم بيشتر است. بايد بگويم كه در حزب نياز ملي اعضاي ما تنها بانو ها نيستند بلكه بردران ما هم در اين حزب عضويت دارند.
حزب نياز ملي يك فرق عمده و فوق العاده با طرز كار ديگر احزاب را دارد، و آن اينكه احزاب ديگر هميشه طرح و پلان شان را بالاي مردم ميخواهند تطبيق نمايند واعضاي شان بايد آنرا بپذيرند.
اما ما برعكس آنرا داريم، يعني از مردم طرح و پلان ميگيريم و بالاي آن كار مي كنيم و براي خود يك نوع استراتژي موثر از مشكلات مردم را مي سازيم، بالاي مسايلي كه در اولويت قرار دارد كار مي كنيم. باور بر اين دارم كه ما در هر بخش يا چوكات كه فعاليت نماييم تنها هدف مان اگر خدمت به مردم باشد يقيناً كه كار نيك را انجام داده ايم بنا برهمين منظور هم بود كه حزب نياز ملي را تاسيس كردم، تا بتوانيم از اين طريق مصدر خدمت به جامعه بخصوص براي قشر بانوان كه نسبت به برادران ما بيشتر آسيب پذير بودند و كمتر به صحنه سياسي راه پيدا كردند خدمت نماييم.
س: وكيل صاحب، چه موضوع باعث شد كه فعاليت هاي تان را در قالب يك حزب سياسي آغاز كرديد، و حزب ساختيد، در حالي كه افغانستان فعاليت هاي سياسي بخصوص طي چند سال آخر از طريق ساختن حزب چندان را بجاي نبرده و شما چقدر مطمين هستيد كه آنچه را كه به عنوان طرح و برنامه اساس آنرا ريخته ايد بتوانيد از طريق حزب آن را پياده نمايد؟
جمع بندي ما در رابطه به چگونه خدمت كردن و طرح دادن براي بهبود جامعه از نابسامان و بحران ها در انجمن «خواهران هاجر» شروع شده بود. اما علاقمندي كسانيكه در آن انجمن بوديم نسبت به اينكه بجاي انجمن فرهنگي داشته باشيم، بايد مستقيماً در بخش سياسي كار نماييم، اوضاع و نابساماني ها را از طريق موضغ گيري هاي سياسي و طرح و برنامه هاي بديل براي ناهمگوني ها از طريق يك حزب سياسي بيان نماييم البته اين كار به اساس تاكيد جمعي از دوستان صورت گرفت، بناً ما نظر به ضرورت زمان، حزب نياز ملي را تاسيس نموديم.
موضوع ديگر اين كه در افغانستان تاكنون رهبري زن تجربه نشده بود. بناً ما مي خواهيم كه يكبار رهبري زن را در افغانستان تجربه نماييم و تلاش داريم كه براي مردم، حزب نياز ملي يعني حزب كه در راس آن زنان حضور بيشتر دارند به عنوان الگو باشد كه زن هم مي تواند در جامعه كار كند. به اين اساس اين موضوع بيشتر ما را واداشت تا كار هايمان را در قالب حزب شروع نمايم
س: شمابه عنوان بانويي كه در راس يك حزب سياسي قرار داريد، نقش زنان را در تصميم گيري ها و سياست امروز حكومت كرزي چگونه بررسي مي كنيد، و آنچه جامعه جهاني به عنوان «حقوق زن» شعار مي داد حكومت افغانستان چقدر در عمل به حق و حقوق زنان حرمت قايل شده اند و براي زنان حق داده اند؟
مهم ترين موضوع راكه در راستاي اين پرسش ميخواهم بيان نمايم اينكه متاسفانه در افغانستان در طول زمامداراي آقاي كرزي، نه تنها موضوع حقوق زنان بلكه همه چيز بيشتر جنبه شعاري داشته است، بنا براين قراري كه ديده شد شعار هاي داده شده عملي نشد و امروز ميان حكومت و ملت حفره عميقي ايجاد شده است، به خوبي مشاهده ميكنيم كه صف دولت مردان از ملت افغانستان جدا است و هيچگاهي هم، وعده هايشان جامه عمل نپوشيد. در راستاي حقوق زن و شعار هاي پيرامون اين موضوع هم به عنوان يك شعار، دولت مردان ونيز عده كثيري از بانوها استفاده تجارتي كردند و وزارتي را بنام «وزارت امور زنان» ايجاد كرده تا به دنيا نشان بدهند كه در افغانستان هم دموكراسي در حالت عملي شدن است.
در حاليكه ساختن وزارت امور زنان هم، يك شعار بيش نيست، و اين نهاد براي زنان افغانستان يك بن بست است، و زنان افغانستان بيشتر به اين نظر هستند كه حكومت افغانستان اصلاً به شخصيت زن باور ندارد و براي زنان ارزش قايل نيست، حكومت افغانستان از وجود زنان به عنوان يك ابزار تجارتي استفاده ميكند نه چيزي ديگر، قراريكه مي بينيم در اكثر ولايات، دانشگاه ها و مكاتب موجود است. اما حكومت افغانستان نخواسته كه براي زنان و دختران ليسه هاي نسوان بسازد. وزارت امور زنان تاحال به چنين نيازي نمي انديشيده است.
شما از وزارت امور زنان نام برديد، موجوديت وزارت امور زنان در طول حكومت كرزي چقدر موثر بوده و چه فعاليت هاي اين وزارت توانسته براي زنان افغانستان انجام بدهد ؟
هر گاه كه ما با0 وزير امور زنان، ملاقات داشتيم گفته كه مادر پاليسي سازي هستيم! اما اينكه چه وقت پاليسي آنها تكميل مي شود و چه زمان عملي مي شود معلوم نيست!
باور براين دارم كه اين وزارت هم مانند ديگر وزارت ها مصروف .... هستند و به هيچ وجه كاري را براي زنان افغانستان انجام نداده كه در خور ستايش باشد.
بايدگفت كه در بيشتر از ولايات وزارت امور زنان نمايندگي ندارد، نمايندگي هايشان بسته شده و به اين قضيه توجه هم نيست، فعلاً به عنوان مثال در ولايت ميدان وردك رئيس امور زنان ندارند، دفتر شان بسته است همچنين در اكثر ولايات يا دفتر ندارند و ياهم يك دفتر سمبوليك دارند.
قراري كه چندي قبل شورايي را داير كردند. بودجه هنگفت به مصرف رسيد، اما وقتي قطع نامه شان را به حضور كرزي خواندند رئيس جمهور به صورت بسيار عادي و بي بها برايشان جواب داد. البته يك موضوع را ميخواهم به صراحت بيان كنم كه اينكه مسؤوليت اين وزارت از ديگران پول مي گيرند و مصرف مي كنند نوش جان شان! اما متاسف بر اين هستم كه براي زنان مظلوم و رنج ديده افغانستان كمترين كاري هم نكرده اند.
اگر بيطرفانه بگويد كه در دوره اي كه بانو غضنفر وزير امور زنان بوده شاخص ترين دست آوردي كه اين وزارت داشته چه بوده و كدام ها بوده اند؟
من با كمال تاسف بايد بگويم كه هيچ نوع دست آوردي در طول زمان سپري شده نداشته فقط، داير كردن شورايي كه چند پيش تدوير يافت و آقاي كرزي هم اندكترين ارزش به آن قايل نشد.
س: برداشت شما از داير كردن آن شورا توسط وزارت زنان و صادر كردن آن قطع نامه چه است؟
به باور من يك پروژه را گرفتند بخاطر تطبيق آن ضرورت پيدا شد كه تا آن شوراي نمايشي را داير كردند، بالا تر از آن من از وزارت امور زنان توقع هم ندارم، چون در راس اين وزارت كساني هستند كه تلاش نمي كنند و امكانات را هم كه مصرف به مي رسانند، در جاي ديگر بجاي اينكه در راستاي مشكلات به زنان مصرف شود حيف و ميل مي شود.
كاري كه كرده، دعوا هاي خانوادگي را شايد به صورت انگشت شمار حل كرده باشد، و ياهم داير كردن كورس هاي آرايش گري بوده است. اما من مشكلات زنان افغانستان را بالا تر اين مسايل ميدانم.
س: گفته مي شود براي وزارت زنان حكومت بودجه نمي دهد، (سالانه صد ميليون افغاني برايشان بودجه ميدهد) پس وقتي بودجه برايشان نمي دهد، موجوديت اين وزارت به چه معني است ؟
به باور من همين صد مليون افغاني هم كه حكومت برايشان مي دهد و به مصرف مي رسد همين هم حيف است، بخاطر آن كه دست آوردي ندارند.
اما اين بودجه و اين شعار حكومت و مسئولين وزارت زنان را ميتوان در چهارچوب همين وزارت خلاصه كرد كه نتايج و موجوديت شان را همگي بخوبي ميدانند و ضرورت به بيان كردن هم ندارد كه پيرامون شان صحبت كنيم.
س: در راستاي مديريت و توانايي مسئولين وزارت امور زنان نظري به خصوصي داريد، كه آيا مسئولين اين وزارت توانايي اين را دارندكه با مشكلات زنان افغانستان رسيدگي كرده بتوانند يا خير؟
متاسفانه مسئوليني كه امروز در راس وزارت زنان قرار دارند، به خصوص بانو «غضنفر» را به عنوان شخصي كه توانايي حل مشكلات نيمي از پيكر جامعه افغانستان را داشته باشد نمي بينم، به هيچ عنوان نتوانسته مسوليت خود را ادا نمايد. من ايشان را به عنوان يك استاد و يك فرد تحصيل كرده
احترام دارم، امابه عنوان يك زن كه دارايي مديريت منظم براي مشكلات زنان افغانستان باشدچنين توانايي را ندارند.
س: چه طرح و پيشنهاد بديل انتقاد تان به مسئولين وزارت امور زنان داريد؟
من به عنوان كسيكه ا زميان مردم افغانستان و بخصوص زنان رنج كشيده، برخواسته ام، اين پيشنهاد را براي مسئولين وزارت زنان دارم كه در صورتي كه نتوانسته اند كاري بكنند، حداقل براي زنان افغانستان، شعار ندهند، كه چنين كاري كرديم و چنين كاري را مي خواهيم بكنيم، اماهيچگاهي واقعيت ها را براي زنان افغانستان نگفته است. بايد وزارت زنان واقعيت بگويد كه به حقوق شان تجارت و سياست صورت مي گيرد. نه چيزي ديگر.....
س: در طول چهار سال در مجلس نمايندگان هم زنان هماهنگي نداشته اند، دليل اين موضوع را شما در چه ميدانيد؟
سي سال جنگ و كشمكش در كشور تاثير خود را بالاي زنان هم گذاشته است. بناً اكثريت زنان هم مربوط به ارگان هاي مشخص هستند و كمتر زنان كه در شورا حضور دارند داراي استقلاليت فكري ميباشند، و زنان در مجلس اكثراً يا خانم قومندان هستند، يا خواهر قومندان و يا زناني هستند كه توسط فردي به شورا آورده شده اند به اين اساس مشكلات عدم هماهنگي ميان زنان در مجلس نمايندگان هم ديده مي شود.
س: پيام خاصي اگر براي زنان افغانستان داريد بفرماييد.
من به عنوان يك زن كه درد و الم زنان افغانستان را درك ميكنم، ميخواهم بسيار كوتاه در يك جمله برايشان بگويم كه خواهران! هركاري كه مي كنند و هر تصميم كه در قبال جامعه مي گيرند آگاهانه تصميم بگيرند و با قاطعت عمل نمايند، دنباله رو هيچ كس نباشد. چون در سياست ها شفافيت كمتر ديده مي شود.
تشكر
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|