|
|
حامد نوري؛ رئيس سابق اطلاعات و ارتباط عامه ولسيجرگه: در اداره امور ولسيجرگه قحطالرجال است
"مصاحبه از : شفيق الله سالنگي" س: چرا از رياست اطلاعات و ارتباط عامه استعفا كرديد.
ج: من يكسال تمام در پارلمان در يك نهاد مسلكي رياست اطلاعات ارتباط عامه ولسي جرگه كار كردم. اما متأسفانه نتوانستم خود را پيدا كنم، در اين نهاد هم چنان فضا آن طوريكه لازم بود براي كار و مخصوصاً براي كار دسته جمعي و فرهنگي ،تحت هيچ عنواني مساعد نبود. به اين خاطر پيشنهاداتي دادم به خاطر ايجاد فضاي سالم ، كه متأسفانه جامه عمل نپوشيد و بيشتر از اين نمي توانستم با جنگ و با اعصاب خسته در ولسي جرگه به كارم ادامه بدهم.
س: آيا شيوه كار رسانه يي در داخل شوراي ملي به شكل درست مساعد نبود؟
ج: پيوند ما با رسانه هاي ، صدايي و سيمايي و نوشتاري بسيار تنگناتنگ و خوب بود، مخصوصاً از زمان كه من رفته بودم و متناسب با شناخت كه قبلاً با دوستان در رسانه هاي مختلف داشتيم خيلي كوشش كرديم كه مناسبات را حسنه بسازيم و ازين نگاه هيچ مشكل نداشتيم. اما در داخل خود رياست عمومي اداره امور ولسي جرگه كه بالا تر از ما هستند رئيس اداره امور، كه متأسفانه خود ايشان هم اهل اين كار نيستند و از كار مطبوعاتي فرهنگي و رسانه يي سر در نمي ياوردند به اين خاطر فضاي تنگ شده، زبان مشترك پيدا نشد، آنچه كه ما گفتيم شايد از سطح فهم آنها بالا بود و آنچه كه آنها مي گفتند ما نمي توانستيم بفهميم به خاطري كه فضا تنگ تنگتر شده رفت. بالاخره همين شد كه فرار را بر قرار ترجيح بدهيم.
س: چرا اين مسأله با رئيس ولسي جرگه مطرح نساختيد؟
ج: روز اول كه من آمدم اولين مشوره جلالتمآب رئيس ولسي جرگه همين بود كه من دو وظيفه دارم. يكي همين رياست واقعاً از پا افتاده به پا ايستاده شود.
و فرمايشات و رهنمودهاي ديگر و از چيز ديگر كه خود شان واقف و مستحضر بودند به گفته خودشان كه فساد اخلاقي، مالي، و اداري در اداره امور ولسي جرگه وجود دارد و من در جنب كار اصلي ام وظيفه دارم كه مبارزه بكنم با اين فساد و مبارزه كردم و يك تنه مبارزه كردم و اسناد و مدارك به اندازه كافي جمع آوري كردم و به دستور رئيس مجلس بعد از هفت و هشت ماه كار، اين اسناد را به اختيار شان قرار دادم. اما نمي دانم چه مشكل و دست تنگي داشتند جناب شان كه نتوانستند به موقع و صحيح تصميم بگيرند و فضا را مريض كردند تا بالاخره من مجبور شدم كه صحنه را ترك كنم.
س: مي گويند رئيس پارلمان در تقرر و تبديلي مامورين صلاحيت ندارد.
ج: درتغيير ، تبديل ،سبكدوشي و استخدام تا بست سوم ، ر ئيس مجلس هيچ دخالت و هيچ صلاحيتي ندارد.
س: از لحاظ قانوني ندارد.
ج: بلي از لحاظ قانوني ندارد. ريس مجلس در تقرر دست بالا نداشتند. در عزل و سبكدوشي هم چنين بود. و از اول متأسفانه سنگ بناء همين طور گذاشته شده بود، كه رئيس مجلس يك نقش نمادين و سمبوليك دارد و صلاحيت آنچناني در اداره امور ولسي جرگه مخصوصاً درتقررو انفكاك نداشته باشد.
س: ضعف اطلاع رساني پارلمان را شما در كجا مي بينيد؟
ج: در يك سال كه من مسؤول اطلاع رساني ولسي جرگه را داشتم، حس نكردم كه در اطلاع رساني ما ضعفي وجود داشته باشد.
س: از نحوه مديريت آقاي غلام حسن گران بگوييد.
ج: پست هاي اساسي، رئيس عمومي ادارۀ امور ولسي جرگه از لحاظ دولتي بست خارج رتبه است، كه دو معاون دارد. يكي معاون تقنيني و معاون امور پاليسي و ديگري معاون مالي و اداري كه بست هاي آنها مافوق است و چندين رياست دارد.
براي روئساي كه ما بوديم حداقل تحصيل ليسانس در نظر گرفته شده است. براي معاونين كه مافوق رتبه هستند ما فوق ليسانس پيش بيني شده بود.
و به رياست عمومي اداره امور كه يك رياست عمومي است حد اقل ماستر يا دكتورا مد نظر گرفته شده است. يكي از عوامل تقرري در اداره امور كه من به اساس آن استعفا داده ام و بالاي آن هميشه انگشت انتقاد دراز نموده ام همين مسأله است. كه رئيس اداره امور و هردو معاونين آن فارغ صنف دوازده هستند.
رئيس اداره امور ولسي جرگه فارغ صنف دوازده است. قبلاً صاحب منصب بوده، و در وزارت امورداخله كارميكرد.
س: شما از جمله كساني كه به عنوان نزديكترين دوست رئيس ولسي جرگه بيرون از وظايف رسمي بوديد. آيا رئيس ولسي جرگه، از استعفاي شما جلوگيري نكرد ؟
ج: خود رئيس مجلس،به من گفتند كه شما اسناد و مدارك كافي جمع كنيد و با فساد مبارزه نماييد. من از شما حمايت مي كنم. آنهايي كه با فساد آغشته بودند. يك جمع شدند و عليه من جبهه گرفتند.
من از آنها گله اي ندارم شايد، اگر من بجاي آنها مي بودم، كاري كه آنها كردند، من هم مي كردم.
ولي گله من از جناب رئيس مجلس است. روز اول براي من اين وعده را نمي دادند. و نمي گفتند كه در امر مبارزه با فساد مرا حمايت مي كنند. من افتخار تاريخي دارم. در ظرف سه تا چهار سال قبل از من يك برصدم حصه كاري را كه انجام داده ام قبلاً انجام داده نشده بود. اين موارد دراستعفانامه من تذكر داده شده است.
بنابراين اگر جناب رئيس مجلس دست بندي داشتند، اگر احساس مي كردند كه زور شان به اين مردم نمي رسد، اگر احساس مي كردند كه صلاحيتي در عزل و نصب ندارند. من را چرا مواجه ساختند ؟
بناً كل بدنه هاي اين نظام با فساد آغوشته است. اين نظام را بايد نظام فساد نام ماند.
غير از فساد در اين نظام چه است. به دستور خود شان (رئيس ولسي جرگه) حتي بديل هاي براي رئيس اداره امور و معاونين شان پيدا كردم.
اما صلاحيت شان اينقدر نبود. اگر روز اول اين حرف را براي من نمي گفتند من بيشتر بكار خود مي پرداختم ودر اين كار خود را مصروف نمي كردم.
زمانيكه من اسناد و مدارك را خدمت شان تقديم كردم ، تا دو الي سه ساعت با هم صحبت كرديم ، خيلي خوشحال هم شدند. بعد از گذشت چند ماهي متوجه شدم كه همين راز از پرده افتيده است. و اين باند خبر شده است كه اسناد و مدارك را من جمع كرده ام. و به رئيس مجلس پيش كش نموده ام.
س: به نظر شما آيا رئيس مجلس در فساد كه در آن اداره جريان دارد همدست آنها است يا زورشان با آنها نمي رسد؟
ج: به هيچ گونه من نمي گويم كه رئيس مجلس آقاي قانوني كسي باشد كه دست شان با فساد اداري، مالي و اخلاقي آلوده باشد. من پاكي و صداقت ايشان را تصديق مي كنم. اما ديگران يا از خوش باوري و حسن نيت شان استفاده مي كنند. (منظورم همين حلقه است) و تا جاي زور رئيس مجلس هم نمي رسد. به خاطر كه تركيب عجيب است. قبلاً گفتم كه رئيس مجلس صلاحيت عزل و نصب را ندارد. و در درون مجلس هم همانطوريكه گفته اند به حيث اسپيكر مجلس ، سپيكر بود. و يكي هم اين است كه شايد انواع ملحوظات و ملاحظات سياسي در شورا زياد است كه رئيس صاحب مجلس نظر به مناسبات و پيوند هاي كه با اقشار مختلف داردو ناگزير است با آنكه شما نيز مي دانيد. من هم يكي از اعضاي حزب افغانستان نوين هستم و از بنيان گذاران اين حزب با آقاي قانوني ميباشم و خود آقاي قانوني رهبر حزب است.
كه من مسؤوليت كمپاين انتخاباتي ايشان را در بخش فرهنگي درهر دو انتخابات داشتم. و ما با هم يك متحد ستراتيژيك سياسي بوده ايم. ببينيد كه فضا چقدر براي آقاي قانوني تنگ مي شود كه ناگزير مي شود تا يك متحد ستراتيژيك خود را كه طي شش الي هفت سال صادقانه در كنارش كار كرده در برابر يك گروه خائن و فاسد از دست بدهد.
بناءً گفته مي توانم كه جناب رئيس مجلس ناگزيري هاي داشته كه من را از دست بدهد. زمانيكه من استعفا نامه خود را نوشتم چند طرح براي رئيس مجلس دادم.
1- مشكل من و آقاي گران را به مجلس مطرح كنيد. 10 دقيقه براي من وقت داده شود 10 دقيقه آقاي گران صحبت كند.
2- هيأت اداري پنج عضوي است، در هيأت اداري هردوي ما خواسته شويم و از ما بازجويي صورت گيرد.
3- يك كميته تفتيش و نظارت ترتيب كنيد با آنكه كميسيون در اين مورد وجود دارد.
هر دو طرفي كه ادعا و اتهام كه دارند بررسي كنيد. برايشان گفتم جناب قانوني صاحب اين سه مورد اگر نمي شود شما خود تان قاضي شويد. هردوي ما را فرابخوانيد و حرف هاي مارا گوش نموده قضاوت كنيد.
هر فيصله كه شما نموديد قبول مي كنيم. هر چهار مورد پيشنهادي راقبول نكردند. كسي كه بگويد در مجلس 240 عضوي حاضر هست كه ايستاده شود و از حق خود دفاع نمايد و فساد را بگويد حتمي چيزي براي گفتن دارد.
در مقابل هر چهار پيشنهاد سكوت را اختيار كردند. از سنگ صدابر آمد از رئيس صاحب مجلس صدا بر نيامد.
بازهم مي گويم كه شايد جناب رئيس صاحب مجلس ناگزيري هاي داشتند كه خود شان بهتر مي دانند. باآنكه دوستان زيادي از رياست جمهوري تماس گرفتند كه قبول استعفا از صلاحيت رياست جمهوري است. اما من ترجيح دادم كه اين موضوع را در روز نامه ها، هفته نامه ها چاپ كنم و مصاحبه اي را با رسانه ها انجام بدهم.
واستعفا خود را به سايت انترنتي پارلمان و صدها ايميل كه در دسرس داشتم ارسال نموده و اين موضوع را جهاني ساختم.
به خاطر اينكه اقدامي كه من كردم به نظرم يك اقدامي نيك و يك گام تاريخي است كه من گذاشتم.
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|