|
|
وعده هاي رنگين و كارهاي ننگين
دولت ونخبه هاي سياسي كشور مشغول بحث هاي داغ سياسي اند؛ اما مردم در فقر جانكاه دست و پا ميزنند و در آوارگي تن به مرگ ميدهند.
در سالهاي پسين شعارهاي دلخوش كنندهي سر داده شد، اكثريت ما را اين شعارها اميدوار گردانيد و از فرط شادي تبسمي از اين بابت بر لب هاي مان ديده شد، جوانان در فكر كار و تحصيل، مهاجرين در خيال بازگشت به خانه و كاشانهي پدري شان افتادند، شمار كثيري هم شادمانه به وطن برگشتند، ولي ديري نگذشت كه با عالمي از يأس و نااميدي دوباره به خارج از افغانستان شدند و دريافتند كه آن سخن هاي شيرين و وعده هاي رنگين شعاري بيش نبودند.
در تازه ترين موارد، گزارش هايي به نشر رسيد كه بر بنياد آن چندين كودك افغانستاني در ايتاليا بطور قاچاق وارد شدند و شب هايي را در كانال هاي فاضلاب بسر بردند و لذا آن درد آورتر اين كه بيش از 50 تن از جوانان اين سرزمين در كانتينري جان باختند كه قرار بود، از كويتهي پاكستان راهي ايران غرض كار شوند.
پس از هفت سال حتي امريكا در استراتيژي جديد خود فقر و بيكاري را دوعامل عمدهي شمرد كه طالبان از آن سود ميبرند و از جوانان بيكار سربازگيري مينمايند.
نظام نادرست اقتصادي، سيستم اداري فاسد و بيكاره و رهبري ناتوان كشور، اين همه فجايع جانكاه را بار آورده است، و در هر موردي دولتمردان وقتي به اعتراض قانوني ومشروع روبرو ميشوند، دوران طالبان را بر رخ مردم ميكشند و ميگويند، حالا مردم آزادي دارند، ميتوانند درد دل خود را به زبان آرند. آيا اين استدلال درست و موجه است؟ ادارهي كه جامعه جهاني براي برچيدن بساط آن كمر بست، آيا ميشود آن را مثال و شاهد آورد و آن را مقيس عليه قرار داد؟
فقر و بيكاري نه تنها يكي از عوامل ناامني و بيسوادي و بدرفتاري در جامعه است، بل شدت فقر در موارد زيادي موجب گرديده تا مردم توان اعتراض را هم از دست دهند و ياهم چنان سرخورده و دلسرد شوند، به گونهي كه اعتراض داشتن را بيهوده و عبث تلقي نمايند؛ ولي بدبختانه جانب دولت آن مسأله را بر رضايت مردم حمل ميدارد و به رخ جهانيان ميكشد.
ترويج مد وفيشن، در عرصه هاي گوناگون از سوي برخي رسانه ها، نبود الگوهاي ملي و وطني در ميان دولتمردان، بالا رفتن گراف رقابت ناسالم در عرصهي مصرف، زادهي نظام اقتصادي نادرستي است، كه در حال حاضر زندگي اجتماعي مان را به كاريكاتوري شبيه ساخته است، از جانب ديگر اين نظام اقتصادي محدودي را غني تر و اكثريت مردم را فقيرتر و ناتوان تر گرداند واين روند با گذشت هر روز چهره وحشتناكي بخود ميگيرد.
به زبان يكي از ناقدين سياسي، «براي ما چند تا كلمه فريبنده مانند حقوق بشر، دموكراسي و انتخابات دموكراتيك عطا كرده اند و گفتهي پيشينيان جيب مان را از جوز بي مغز پرساخته اند، و در برابر همه چيز را ربوده اند»؛ بدين ترتيب درحالي كه رسانه هاي دولتي و غير دولتي در افغانستان مصروف بحث در مطالبي چون «انتخابات شفاف، دموكراتيك» ميباشند، هزاران كودك و مادران اين سرزمين در جاده هاي شهر گدايي ميكنند، و فرزندان نوجوان اين مادران در كانتينر جان ميسپارند.
در نظامي كه تمام وقت و امكانات صرف ضربه زدن به رقباي سياسي و قبضه كردن بيشتر قدرت است، در نظامي كه رئيس آن بجاي خدمت گزاري، دايم الوقت در فكر وانديشهي كسب آراي بيشتر از طريق زور، زر و تزوير است، بديهي است كه مردم آن نبايد روز و روزگاري بهتراز اين داشته باشند!!
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|