|
|
معرفي كتاب: بـریـز بـه خیـابـان
«بريز به خيابان» نام مجموعه شعریست از سمیع حامد، شاعر گرانقدر سرزمین خون بالای افغانستان، معرفی کتاب بریز با خیابان باشناخت شاعر نا ممکن است، زیرا بخش بسیار اندکی ازدرک دردها و رنج های او در این کتاب بازتاب یافته است.
منظور از شناخت سمیع حامد نیز آن نیست که ازتاریخ و رفتن به مکتب داشته تحصیلی او یاد شود، شناخت کامل به نظر نگارنده آنست که او همراه و همگام با مردم خویش زیسته، رنج و درد مردم خویش با تمام وجود حس کرده، نمی دانم با تمام وجود می تواند بیان کننده ی آن چه او درک کرده است باشد یانه؟ او دردها را چشیده و آن را با احساس و ظرایف شعری بیان داشته است، او در این کتاب در حقیقت رنج نامه ی مردم خویش را سروده و خود نیز رنج برده و مورد خشم چماق به دستان دژخیم صفت نیز قرار گرفته، او در مقدمه كتاب می گوید: این سرودها شلیک یی هستند که در تاریکی هشپلک می زنند شعر نیستند، کپ های سادة یک رهگذر پا برهنه هستند.
آری چنین است، سطر اول مقدمه ی کتاب در واقع همه چیز را بیان کرده است، هشپلک است، برای کسانی که یا آن سیاهي و تیرگي بیداد را ندیده اند یا آن که دیده اند اما گذر زمان از یاد شان برده است، و او می خواهد نسل امروز و بعد از امروز و فردا ها را به عمق فاجعهیي ببردند که دراین دیار رخ داده و هنوز گردانندگان آن بر قدرت تکیه دارند و نام و نشان و عنوانی را یدک می کشند، رخ در نقاب مردم دوستي پنهان داشته اند.
شعر اول این کتاب با «می سازمت» آغاز می یابد، شاید شاعر می خواهد به نسل سرگردان و نا امید امروز این باور را ابقا کند که نا امید نباشد.
گر جهنم ساختم فردوس هم می سازمت
ای وطن می سازمت آخر خودم می سازمت
سمیع حامد تنها باز تاب دهنده ی احساس، اندیشه ها و عواطف دوران گذشته ی حکومت مجاهدان و طالبان نیست که او در برابر مدعیان دموکراسی و حقوق بشر نیز لب فرونمی بندد و جنایت های شبه اشتباه آنان را باز می گوید:
گفت در آتش کشیدم خانه ات را اشتباهاً
سوختاندم باز هم ویرانه ات را اشتباهاً
برکشیدم زینه تا بام ستم از استخوانت
زین خشم خویش کردم شانه ات را اشتباهاً
سمیع حامد از ناهنجاری های جامعه خویش بی خبر نیست از دوام تزویری که برخی به نام دین پهن کرده اند و با آن مردم ساده دل این سرزمین به دام می افگنند نيز سخن ميگويد:
شیخ گفتاغیر اسلامیت «سود»
سود خواری رونق دین را ربود
چند دالر داد او را سود خوار
گفت: اسلامیست، فکرمن نبود
در جای دیگراین کتاب تزویر را به گونه ی دیگربیان می کند
بریزد خون خواند چند روایت
جنایت را بشوید با روایت
آری؛ همین بوده است،همواره دین و ارزش های دینی این سرزمین مورد سوی استفاده قرار گرفته و بنام دین ریختن خون یکدیگر را حلال دانسته اند و بر آن فتوای شرعی صادرکرده اند.
خیانت پیشه باشد پاک و این که قانون گشته صابون جنایت
در جای دیگرکتاب می گوید، شیخ بزرگ گفت: ریاضت ضرور هی
هرکس به راه مزور رها شعورهی
خوردم شراب، گفت خدا قهر می شود،
گفتم: کمی برای تو؟ گفت غفورهی
سمیع حامد نمی تواند در برابر نادانی های زمامداران زمان خویش سکوت کند و هم توه خویش معطوف به گذشته سازد، او از تغییر نام نگارستان به گالری نیز یاد می کند و در یک رباعی وزیر فرهنگ حکومت آقای کرزی به نقد می کشد، نقدی که بسیاری از نویسندگان و روزنامه نگاران با داکتر سمیع حامد هم نوا و هم صدا هستند.
اگرتوپاس میداری «دری» را
نگارستان نگویی گالری را
دری رااز وزیره بیاموز
فراموش کن زبان مادری را
در مجموع می توان گفت که مجموعه شعر «بریز به خیابان» بازتاب واقعیت های دردناک افغانستان است که درشعر شاعر نمود و تبلور یافته است، گاه همه ی واقعیت های تلخ چنان فشرده شده و در چهار بیت آمده است که خواننده می تواند، تمام دردهای یک ملت را درک کند.
دو رهبر خفته بر روی دو بستر
دو عسکر خسته در بین دو سنگر
دو رهبر پشت میز صلح خندان
دو بیرق برسر گور دو عسکر
این ابیات بیانگر فاجعه ی عظیمی است که بر مردم افغانستان رفته و شاعر درد آشنا آن را با چهار بیت بسیار رسا بیان نموده است.
به هر حال مجموعه ی بریز به خیابان، گذشته از آن که شاعران باید از نظر سبک و سیاق شعری روی آن درنگ و تامل نمایند، برای نسل جوان و به ویژه آنانی که با واقعیت های دیروز و امروز خویش کم تر آشنایی دارند، می تواند پنجره ی باشد به سوی آگاهی بیشتر از واقعیت های گذشته و حال کشور.
در خیابان، بر بیابان نقش ما افتاده است
مثل ما هردم شهید در بدرکس دیده است
قاتل ما اشک ریزد بر گلیم سوگ ما
بادهان گور برما زندگی خندیده است
سالها شد باغبانی هست کارما مگر
سیب را- دوراز شما همسایه ما چیده است
هر که را با دست های خويش بالا برده ایم
از همان بالای بالا برسر ما ریده است
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|