|
|
از ماتريالست هاي مذهبي تا مذهبي هاي ما تريالست
"جنرال لبيب" سخن در باب كفر و دين و تزكيه و تبرئه و تخطيه و توطئه نيست كه از همين دنيا كارت ورود جنت و سند محكوميت جهنم داده شود. اگرچه در ظاهر امر چنان مينمايد كه گويا شخص درمسند قنوي نشسته وفتوي كفر و دين و فجور و تقوي و اهل نار و برخورداران جنايت تجري من تحتها الانهار را از هم تميز دهد و به ديگران بشناساند.
ليكن دقت شود مسأله چنين نيست، بلك غرض درك و گزارش از كنه موضوع است كه تا كنون با ديد كنجكاوانه و نبش بصرانه به بررسي و مطالعه قرار نگرفته است و فقط با چشم ظاهر سطحي و عوام پسند و حتي با خدعه و كج نبشي و كج انديش بخورد خلق داده شده است.
درين مختصر نوشتار تفسير حقيقي عنوان فوق صورت ميگيرد تا پردهاي كه بالاي فهم ها و درك ها و نبشها انداخته شده است و يا حجابي كه بالاي آن كشيده اند تا انتظار نتوانند درست بنگرند و صورتها را در سيرت مشاهده نمايند برطرف گردد. چون معني و مفهوم تفسير نيز همين امر است كه يا موضوع را روشن مي سازد تا ديده ها به طور حقيقي آنرا مشاهده نمايند و يا ديد، ديده ها را بگونه صحيح و سالم تغير مي دهد تا آنچه حق است درك شود و تحقق يابد جاي آنست كه گفته شود كه مهم ترين موضوع در جوامع انسانها فهم حق و گفتني حق از بدو، پيدايش تا همين لحظه بوده و ادامه دارد.
درك حق تا آنجا مهم است كه پيابر ص در درخواستهاي روزانه خود از خداي بزرگ مي خواهد: خدايا! خودت حق را آنطوري كه هست برايم معلوما و پيروي آنرا برايم ميسر ساز.
پي بردن به حيقيت چنان امر مشكل است كه ابراهيم عليه اسلام در روش استقرايي جهت رسيدن به استقرار فكري براي خود و جامعه خود در برداشت از كتاب طبيعت به اشتباه مي رود، گاهي مهمتاب، زماني آفتاب را خدر مي خواند تا اينكه بعد از دقت و تفحص و ياري پروردگار به ذات واجب الوجود مي رسد.
دقت مي فرماييد كه درك حق گذشته از پرده اندازيها و شايعه سازيها و شاتاژها و پروپاگندهاي من الجنه والناس در ذات خود مشكل است كه پيامبر اسلام(ص) از خداوند استيدعاي درك حق را مي نمايد. پس اگر موانع در راه مغشوش سازي و ايجاد توهم حق انجام دهند مسأله اضعافاً مضاعناً به بيراهه و كج فهمي منجر خواهد شد.
همانطوريكه گفته شد سعي بر آن است كه بدون كدام آلايش و گرايش و پيرايش و آرايش يعني بدون كم و كاست و كج و پنچ شدن جريان به بررسي گرفته شود. والحق كه جزاين ديگر منظوري نيست.
مگر باز هم يادآوري ميشود كه كشف و فهم حق تا آنجا مهم است كه يكي از فيلسوفان بنام امپدوكل مي گويد آري هيچ وقت به حق نمي رسد چون اولاً درك حق نهايت مشكل است و وقت زياد مي خواهد. دوم عمر آدمي كوتاه است.
سوم وقتيكه حق كشف شود نمي توان گفت چون يكهزار مشكل براي آدمي بوجود مي آورند.
در همين باب استاد ابن مقفع مي گويد هر سخن كه از زبان مي برآيد از دو حالت خارج نيست يا در تاشد شخصي است تا در ابطال فردي و اينجا مسأله مهمتر از ابراز سخن روز مره است چون همانطوريكه معلوم ساخته اند و بطرفها قيو لانده شده است ماتريالست كسي كه به ماده معتقد است.
و همه هم و غم اش ماده و بدست آوردن ماده و پول و شروت و امتعه است و ماده را ازلي و ابدي ميداند اين گفته كه ماده ازلي و ابدي است گفتاري از يك پندار تا قرار فكري است و به كسي آزار و زياني نمي رساند گذشته از صحت و سقم آن ميتواند لاي كتب فلسفي يا داخل درسخانه هاي اكادميك در مراكز بحث و جدل فكري بدور از ضرر و زيان اجتماعي آن باشد، روي همين اساس بوده كه بسا فيلسوفان منكر ذات عزاسمه بوده اند كه چون در حوزه چند چيز فهم جهت بحث و بررسي داشته هاي آشار فكري قضاياي آيد يا لوژيك را مطرح ميكرده اند هيچ وقت ضرر و زيان اجتماعي نداشته اند.
اي چه بسا كه بنا به عقده مندي از مذهبي هاي ماتريالست كه سنگر فكري را اشغال كرده اند و بهمه مسايل توضح بدور از وجدان ارائه داشته اند لاجرم بدان سو سوق شده اند و به اصطلاح سنگر عوض كرده اند چنانچه ديده مي شود تاريخ پراز همچو توجهات و توضحات ظالمانه و غير حق بينانه است كه ميتوان از اعدام سقراط، منصور حلاج، حسنك وزير و تكفير جمعي از بهترين خداشناسان را نام برد و نظامهاي دولتي هميشه پشتيبان گروه كج انديش و يا كج انديشان توضيح گر نظامهاي ظالم و ستمگر بوده اند روي همين نمط بوده كه بزرگترين شخصيت عصر خود و يكي از پنج قله ادب و فرهنگ فارسي ميگويد
نظام بي نظام اركافرم خواند
حديث كذب را بندد فروغي
مسلمان خوانمش زيرا كه نبود
دروغي را جوابي جز دروغي
در هيمن باب روايتي از حضرت علي آمده است كه ميگويند روزي يكي از منكرين قيامت حضورش آمد و گفت آنچه كه در موعظه هاي خود اعم از قيامت و حساب و كتاب ميگوي گپ مفت است و ديگر زندگاني بجز همين دنيا وجود ندارد علي كرم اله وج فرمود برادر آنچه كه تو مي گويي اگر صحيح باشد من تو هر دو مساوي هستيم اما اگر آنچه من ميگويم صبح باشد واي بر حال تو كه منكر الوهيت و قيامت هستي.
چنانچه روايت است دست علي بدون قهر و غضب با لب پر خنده به منكر قيامت و خداوند پاسخ گفت، حال همين ماتريالستهاي مذهبي هيچ گاهي به ماديات علاقه نداشته و حتي معمولاً به ماديات پشت پا زده اند و در جمع كردن مال چندان حريص نبوده بلكه مال و ماده را به خلق خدا مي داده اند و خود، در همان حوزه فكري غرق بوده اند.
وقتيكه زندگي واقعي اين تيپ اشخاص بررسي شود ديده خواهد شد كه در نهايت زهد بدور از ريا مي زيسته اند كه فكر مي شود كاملاً يك مذهبي واقعي و داراي خوف و رجا و هميشه متوجه نفس آماره بسو و حتي مراقب نفس خوكي كه فرد را در شهوت غرق مي سازد بوده اند در حوزه فكر و فلسفه از سقراط و بقراط واپيكور الي ماركس و انگليس بررسي شود همگي با كمي تفاوت شاهد صادق بر مذهبي بودن ماتريالستها را مي رساند.
حتي در بعضي موارد كه بنگري نه تنها به ماديات بي ميل بوده اند. بلكه بدرجه بال ايثار و جان رسيده اند كه بهترين مثال آن همانا فدا نمودن جان توسط نيچه در دفاع از اسپ مظلوم كاري زير شلاق گاري ران بوده است.
و اين ايثار همان از خود گزري حواريون در مقابل نداي عسي(ع) را مي رساند. اين گذشت از جان بيانگر ايثار حضرت علي و خواب نمودن در بستر پيامبر جهت اغنال مشركين تا اگر ضرري برسانند به علي صدمه برسد و پيامبر سالم بماند تا ادامه دعوت نمايد جالب است كه هيچ كسي تا هنوز ليني، ماتو و استالين را به سو استفاده از مال متهم نمي كند و وقتي ببرك كارمل از رياست جمهوري توسط روسها عزل مي شود فقط دو جوره دريشي دارد و بس و در حيرتان تشنه و گرسنه مي رود اما قضاوت به مردم مسلمان افغانستان و جهان كه علم داران دين در صحنه جهاد صد قارون را خجلت زده ساخته اند و بگفته معروف صدقارون پيش هر كدام اينها درويش است.
اما مذهبي هاي ماتريالست تعجب است كه تاريخ خراسان زمين يعني افغانستان امروزي را ورق بزني همگي حكايت از همين دو نوع نبش و محكوم شدن عدالت خواهان به كفر و زنديقه و آنانيكه ماده پرست واقعي بودند و ماده را هدف و مألوف و مانوس خود مي دانسته اند همگي متشخص و پاك، شيخ كشور، شحنه00 شهر، حاكم ولايت و علم دار دين بوده اند.
داستانهاي قرآنكريم و كتب مذهبي گذشته همگي حكايت از مذهبي هاي ماتريالست دارد و به ماتريالستهاي مذهبي اشارات ضمني و كم اهميت دارند.
اما برعكس تفسير ها و توجحات ماتريالستهاي مذهبي را نشانه گرفته و علتش اين بوده كه زرنگانه دين را در خدمت گرفته اند و تفسير موزيانه بخورد ملتها داده اند.
به قول از يكي از بزرگان:
چون قلم بر دست غداري فتاد
لاجرم منصور برداري فتاد
يعني علت اينكه منصور ها بردار كشيده شده اند قلم ها بر دست غداران بوده و حكم و دليل را طوري طراحي نمودند كه طرف را محكوم نموده و سر انجام يا بردار زده اند يا تيرباران نموده اند يا به شمشير دونيم ساخته اند.
ورنه همانطوريكه سخن رفت قرآنكريم از مذهبهاي ماتريالست نمونه مي دهد تا مردم در مثال واضح بشناسند مانند قارون سمبول و نماينده مذهبهاي ماتريالست در شكل جامعه طبقاتي و مرفه بودن يك قشر و بدبخست و بينوا و درويش بودن ديگر قشر.
فرعون نمونه بارز همين بيش در شكل فاشستي و مليت خواهي سبطي و بسطي آن است. بلعم در شكل مذهب ورداي دين و خرمقدس در شكل روحاني و سالوس و ريا همه و همه شاهدان واقعي و تاريخي و غير قابل انكار اند كه بايد تاريخ بشري يك باز نگري جدي شود تا درك شود كه ظلم و جنايت در 3 شكل فوق در طول تاريخ بر انسانها تحمل شده است وجوامع انساني را به حقارت و زبوني سوق داده اند كه بهترين نمونه آن همانا فرعون در شكل فاشستي آن كه خداوند مي فرمايد.
فسنتحف قومه فاطاه يعني قوم خود0 را به حقارت گرفت و آنها پيروي اش نمودند چون شيوه بكار گيري مردم در اغفال نمودن آنهاست و مسلماً اغفال ملتها توسط انگيزه دادنهاي غلط در مقابل ديگران است.
قرار باشد آيات الهي و بيانات نبوي درين راستا رديف شود مسلماً بسيار زياد است چون نتيجه ايمان در عمل نمايان مي شود و عبادات در معاملات معلوم دار ميگردد. دالا اولين مسجد را پيامبر خود امر تخريش را مي دهد.
و قرآنكريم با صراحت تمام نماز گذار ماتريالست گونه بشارت دوزخ مي دهد يعني نماز گزاريكه اصول اجتماعي را مراعات نمي كند و معاوتت اجتماعي را منع مي كند.
اقتضاح ماتريالست مذهبي دراينجاست كه در تفسير اين آيه مسأله بيل و كلند را به ميان مي آورد شايد در يك ده كوچك ميتوان دادن بيل و كلند و كارد و چاقو را معاونت گفت اما در جهان امروزي منع ماعون كه سزاي آن دوزخ است غصب و انحصار قدرت در خود و خانواده و مليت مربوط دست 0هر نام كه باشد چه نامش را ليبرالم بگذارند و يا دموكراسي و يا دسكتاتوري و يا طالبسم.
ماتريالسها مذهبي در دوران جهاد سنگر جهاد را اشترف تر از محراب مسجد دانستند و مردم را بجهاد فرا مي خواندند و بر ضد ماتريالستهاي مذهبي تحريك مي كردند و بچه خود را كه هنوز متكل صحيح را تمرين نه نموده است با لطايف الحيل وزير مي سازند.
يك آثار دقيق گرفته شده است كه تمام همين آقايون ( مذهبهاي ماترياست) كه ملياردها دالر از بركت جهاد مردم اندوخته اند در پاي مرغشان خار نخليده است از همين رو سعدي رحمته اله عليه فرمود:
ديگران ترك دنيا اندوزند
خويشتن سيم و غله اندوزند
وآخر دعوانا ان الحمد الله رب العالمين
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|