"نوشته: منصور" جدی ترین مساله ئی که در کنفرانس لندن مطرح شد، طرح مذاکره با طالبان بود. گرچه این طرح برای مدت کوتاهی دستاوردی برای حامد کرزی حساب شده می تواند؛ زیرا اذهان جهانی را از مساله ی عدم مشروعیت زعامت حامد کرزی به موضوع گفتگو با طالبان منحرف گردانید؛ اما در عمل هم در سطح داخلی و هم در سطح خارجی جبهه ی مبارزه با تروریسم را چند پارچه نمود.
هشت سال قبل كنفرانس لندن شماری از کشور ها به رهبری ایالات متحده امریکا در بن سعی بر آن داشتند، تا پای شمار بیشتری از کشور ها را زیر عنوان جنگ با تروریسم به افغانستان بکشانند و جبهه ی مبارزه با تروریسم را گسترده سازند در حالی که اکنون تقریباً همان کشور ها تلاش می ورزند، تا افکار عمومی را برای گفتگو وحتی "رشوت دادن" به طالبان آماده سازند.
شورای امنیت سازمان ملل متحد در استانه ی برگزاری این کنفرانس نام پنج تن از اعضای طالبان را از فهرست سیاه حذف نمود، که از دید بسیاری از کارشناسان امور یک گام به عقب پنداشته می شود.
در چنین وضیعتی بدون تردید، مردم در غرب خواهند پرسید، که سرنوشت مبارزه با تروریسم به کجا انجامید؟ چرا این همه ضایعات و تلفات صورت پذیرفت و سر انجام چرا مذاکره با طالبان جای مبارزه با طالبان را گرفت؟ کسانی بدین باور بودند که با طرح مذاکره با طالبان عده ئی از صف طالبان جدا می شوند و تمايل خود را برای مذاکره و گفتگو اعلان می دارند؛ اما راه اندازی چند حمله ی انحاری خونین توسط طالبان همزمان با کنفرانس لندن بر گزار کنندگان این کنفرانس را بشدت سر افگنده گردانید.
گرچه چند ماه قبل گزارش بر گزاری کنفرانس لندن منتشر گردید؛ لیکن در افغانستان تعداد محدودی از اجندای این کنفرانس آگاه بودند؛ بگونه ئی که، معاونین حامد کرزی، بسیاری از اعضای کابینه و نمایندگان مردم در پارلمان راجع به آن چیزی نمی دانستند.
این پنهان کاری از یکسو، از جانبی هم عمق دشمنی شماری از متحدین آقای کرزی با طالبان موجب شد؛ تا جبهه ی تازه بنیاد حامد کرزی از درون درز بر دارد؛ هر دو معاونان آقای کرزی فرماندهی جنگ با طالبان را رهبری کرده اند و در این عرصه شهرت کمائی داشته اند.
جنرال عبدالرشید دوستم بخاطر آن چه که قتل عام اسیران طالبان از سوی مجامع مدافع حقوق بشر خوانده می شود؛ در فهرست کسانی است، که عدالت انتقالی باید روی آن ها تطبیق گردد. امیر اسماعیل خان چند سالی را در زندان طالبان بسر برده است: حاجی محمد محقق و استاد سیاف نیز از کسانی اند که در برابر طالبان جنگیده اند و از آن روزها خاطره ها دارند.
در مجموع متحدين آقاي كرزي كساني اند كه از ته دل نميتواند با طالبان آشتي و همكاري داشته باشند؛ بنابر اين طرح مذاكره با طالبان مشكلاتي را در درون تبارز خواهد داد.
جالب این جاست، که طالبان از یک دید افراطی مذهبی نمایندگی می دارند، و حامد کرزی در سالهای پسین شعار دموکراسی، حقوق بشر، حقوق زن و همدستی با غرب را سرمی دهد، که درست در برابر طالبان قراردارد.
پرسش این جاست که چه مشترکاتی حامد کرزی را وامی دارد تا ملاعمر را "برادر" خطاب نماید و برای مذاکره با او زمینه سازی نماید؟ متحدین سیاسی حامد کرزی تنها مناسبات قومی و تباری را در این میان موثر می شمارند که بر اهداف و شعار های دولت پیشی گرفته و حتی روی آن ها خط بطلان كشیده است. به سخن دیگر طرح مذاکره با طالبان از سوی حامد کرزی تفرق فومی را شتاب بخشیده، متحدین سیاسی اش را خشمگین نموده و اسباب انتقاد نهاد های دفاع از حقوق بشر را مساعد ساخته است.
وقتی ایالات متحده امریکا پس از حادثه 11 سپتامبر تصمیم گرفت؛ تا به منظور سر کوب طالبان و القاعده وارد افغانستان گردد، کشور های منطقه از آن به گرمی استقبال نمودند: زیرا هر کدام به نحوی از طالبان زیان دیده بودند؛ بگونه مثال؛ امارت طالبان حکومت چيچنی ها را برسمیت شناخته بود و افغانستان پایگاه خارجی مبارزین چيچنی بود. مخالفان دولت ازبکستان به رهبری جمعه نمنگانی و طاهر یولداش فعالیت های اشکاری در افغانستان داشتند.
ایران چندتن از دپلمات خود را در ولایت بلخ از دست داده بود و گروه طالبان به عنوان بک گروه تندرو سنی مذهب همیشه خطری در مرزهای شرقی ایران تلقی می شد. گزارشاتی در باب آموزش ایغورها و مبارزین کشمیری در ساحات تحت حاکمیت طالبان و جود داشت؛ این همه باعث آن شد تا کشورهای منطقه در سر کوب طالبان سهم بگیرند، بهگونهيی که دابینز مذاکره کننده امریکايی در کنفرانس بن می گوید، در سال نخست، دولت ایران (به ریاست آقای خاتمی) از نظر اقتصادی دو برابر امریکا به افغانستان مساعدت نمود. ولی اکنون که امریکا و انگلیس می خواهند، راه خود را جداکنند و با مساعی پاکستان و عربستان باب مذاکره با طالبان را بگشایند، تکلیف سایر کشور های منطقه چه خواهد بود؟
بدون تردید، کشورهای منطقه هریکی به دلایلی امریکا را در افغانستان یاری رسانیده اند؛ اما به آساني راضي نخواهند شد تا، با این وضع امریکا از افغانستان پای خود را بیرون بکشد؛ از اين رو است که ایران در کنفرانس لندن شرکت نه ورزید، روسیه و هند اعتراضاتی برمساله ی مذاکره با طالبان وارد آوردند نتیجه این که کنفرانس لندن بجای آن که زمینه ی همکاری بیشتر را میان غرب و کشور های منطقه فراهم آورد، مشکلات موجود میان آن ها را عریض تر گردانید.
شماری استدالال دارند که طرح مذاکره با طالبان از سوی غرب و دولت افغانستان با انگیزه ی حل مسالمت آمیز معضله افغانستان طرح زیزی نشده است؛ بل برای آن است که به خواست های صلح جویانه عامه مردم پاسخ داده شود، و فشار افکار عمومی بر دولت ها کاهش یابد، اين دسته شاهد ميآورند كه امریکا همزمان با چاق کردن مبحث مذاکره، افزایش نیروهای خود را در افغانستان آغاز نمود که نشانگر تاکید امریکا بر راه حل نظامی می باشد. در کنار آن کنفرانس لندن، به افزایش نیروهای دفاعی وامنیتی افغانستان تاکید ورزید، که به گونه ئی دور زدن به راه حل های سیاسی در معضله افغانستان است. در صورتی که صحت این فرضیه راهم بپذیریم، معنی آن این است که عامه ی مردم چه در غرب و چه در افغانستان بهر دلیلی از جنگ پشتیبانی نمی کنند و دولت ها حمایت مردم خود را در این زمینه بهمراه ندارند؛ لذا ناگزير اند تا اداي مذاكره و نرمش را در بياورند كه اين خودنشانه بارزی از یک تحول منفی در جنگ با تروریسم می باشد.
تاریخ سی سال پسین افغانستان نشان داده، که تارهای بازی در افغانستان چنان حساس اند که با دست زدن به یکی، همه آن ها به صدا در می آیند؛ وقتی آقای کرزی به دور از مشورت مجلس، احزاب سیاسی و نهاد های مدنی تصمیم می گیرد، تاباب مذاکره با طالبان را بگشاید شايد بداند، که با این کار احساسات قومی را تحریک می دارد و به صف بندی های قومی و نژادی دامن می زند، بویژه که در کابینه پیشنهادی خویش فارغ از مصلحت بینی های ملی، پست های کلیدی را در اختیار دوستان تباری خویش قرار داد و دو مرتبه نامزد وزيران متحدان خويش را به ناكامي مواجه ساخت. علاوه برآن تلاش برای خریداری طالبان در برابر پول سبب شده است که مجاهدینی که زیر نام جنگ سالار مورد تهدید و سرزنش قرار گرفته اند، از این طرح تفسیری برمنای قومی ارائه نمایند.
طرح مذاکره با طالبان، حلقه کوچکی را که داعیه ی روشنفکری دارند؛ و با خواست ها طالبان نمی توانند همنوا باشند، نیز در همکاری با آقای کرزی متردد نموده و باب تقد و اختلافها را گشوده است.
با این تحلیل، آقای حامد کرزی از کنفرانس لندن حاصلی جز اختلاف و انزوای بیشتر بر نداشته است، اما زود است که گفته شود جبهه ی اپوزیسون از وضعیت پیش آمده تاچه پیمانه می تواند بهره ببرد.