|
|
تعامل و تقابل دولت و رسانه ها
"حسيني مدني " خانواده رسانه در افغانستان، خانواده اي پرجمعيت است. حكومت افغانستان خود را پدر اين خانواده مي پندارد اما در عمل، مطبوعات را همچون فرزندخوانده هاي خود به حساب آورده است. رابطه رسانه ها با اين پدر خوانده نيز چندان صميمانه نبوده است. در اين خانواده بيشتر از آنكه همگي به سمت سازندگي، ثبات و اتحاد گام بگذارند، به جدال و بي توجهي ها و بي اعتمادي ها پاي فشرده اند. در اين بين رسانه ها با توجه به طبيعت و رسالت خويش، سنجيده تر و منطقي تر عمل داشته اند اما دولت، غير از فراهم آوري زمينه هاي فرياد و طغيان و سپس پنبه در گوش نهادن، كاري شايسته انجام نداده است.
دولت گاه آنچنان فربه و ترشرو عمل كرده كه رسانه را سراسيمه ساخته و گاه چنان سبك و بي وزن بوده كه بازيچه فرزندان رسانه قرار گرفته است. گاه دولت رسانه را پشيزي محسوب نداشته و گاه رسانه دولت را ارزشي ننهاده است؛ بي توجهي به جايگاه و شخصيت جانبين، يكي از خصيصه هاي مهم دولت و رسانه هاست.
در شرايط طبيعي مي بايد دولت و رسانه، مكمل هم باشند. رسانه ركن چهارم دموكراسي است. رسانهها به عنوان واسطه بين ملت و دولت و به عنوان ابزاري براي آگاهي و تفهيم عمل مي كنند؛ آنگاه كه پاي سياست و نقد به ميان مي آيد گوشهاي دولت، گاه تيزتر وگاه كاملاً كر مي شود. رسانه ها و دولت غالباً يكديگر را رقيب خويش انگاشته اند. دولتمردان نكات كنايه آميز فراواني بر عليه رسانه ها گفته اند و رسانه ها نيز گاه شلاقهاي بيرحمانه اي بر پيكر دولتيان فرود آورده اند.
انتقادهاي يكسويه از جانب رسانه ها بر عليه دولت، بسيار بوده. شايد حجم وسيع اين نوع انتقادات يكي از عوامل افزايش بي توجهي هاي موجود نسبت به رسانه ها شده باشد. انتقادات بدون پشتوانه و تكراري، افكار عمومي را نيز اشباع ساخته است. غالباً مردم مي گويند:، كه مي دانيم مشكل چيست، نقص در كجاست اما راه حل چيست؟ و برخي عناصر دولتي منتقدين را به انتقادهاي بي اساس، متهم مي كنند.
دولت و رسانه يكديگر را رقيب خود مي پندارند. وقتي صاحب رسانه اي با افشاي هويت خود وارد اداره اي دولتي مي شود از همان بدو ورود، به او باديده ي ترديد مي نگرند. برخي از وزرا و دولتمردان اجازه فعاليت هاي آزاد رسانه ها در ساحه مديريت خود را سلب كرده و مأموران و مديران خود را جهت عدم همكاري با رسانه ها زير فشار مي گيرند. از جانبي هم به كرات مشاهده شده كه ژورناليستان نيز با نشان دادن برگه هويت ژورناليستي خويش مأمورين و مديران دولتي را تهديد كرده اند.
نهادهاي زورمدار دولتي، همچون ارگانهاي امنيتي اخصاً وزارت داخله بارها با اصحاب رسانه برخورد هاي خشن و غير انساني داشته اند. ضرب و شتم خبرنگاران و تهديد مسؤولان رسانه ها از جانب اين مراجع، فراوان ديده شده است. گاه زمينه هاي دستيابي به اخبار و اطلاعات، از رسانه هاي داخلي سلب مي شود. اين وجه تمايز رسانه هاي داخلي و خارجي حاضر در افغانستان است. ژورناليستان خارجي به سهولت به اندروني نظام راه پيدا مي كنند. اما دروازه به روي ژورناليستان وطني بسته است. به همين لحاظ گاه رسانه هاي داخلي اخبار و اطلاعات افغانستان را نيز بايد از منابع خارجي دريافت دارند و اين يكي از جفاهاي دولت بر رسانه ها است. رسانه هاي امريكايي، انگليسي، آلماني و غربي بارها با جناب رئيس دولت مصاحبه مي كنند، حتي وارد زندگي خصوصي او مي شوند. اما كرزي و عاليرتبه هاي كابينه او حاضر نمي شوند تا خبرنگاري وطني را رو به روي خود ببينند. اين تبعيض بين رسانه هاي خارجي و داخلي از جانب دولت، بر رشد و تعالي رسانه هاي داخلي اثراتي منفي بر جاي مي گذارد و رابطه متقابل دولت و رسانه را تيره مي سازد. در مواردي نيز كه ژورناليستان مورد اختطاف طالبان قرار گرفته اند، خارجي ها معمولاً با حساسيت فراوان و تلاش مستمر، ژورناليست خود را از بند رهانيده اما دولت افغانستان در آزادي ژورناليستان افغان تعلل ورزيده يا ناكام مانده و سپس در دستگيري عوامل قتل خبرنگاران ناتوان بوده است. از طرفي هم تا چند سال قبل اهالي مطبوعات فشارهايي را از جانب طالبان و زورمندان متحمل مي شدند اما اكنون بيشتر از آنكه از ناحيه ي آنان فشار ببينند و مشوش باشند، از فشار عناصري خاص از درون دولت خصوصاً وزارت داخله در هراسند.
بعد از فشارها بر روزنامه هاي ماندگار و نخست توسط وزارت داخله اين تشويش كه سروكار اصحاب رسانه با پوليس بيفتد و فضاي حاكم بر قلم و بيان، پوليسي شود افزايش يافته است. با گسترش فعاليتهاي تخريبي طالبان و تروريستان، اخبار مربوط به عملياتها و فعاليت هاي مرتبط به آن نيزگسترش مي يابد. هر اندازه كه سخن از دولت است، سخن از طالبان نيز در رسانه ها مطرح مي شود. پوشش خبري عملياتهاي طالبان به خودي خود آنان را برجسته مي سازد. طالبان بدون پرداخت هزينه مشخص، اخبار و اطلاعات خود را غير مستقيم از مجراي رسانه هاي خصوصي گاه با بزرگ نمايي هايي به نشر مي رسانند. بايد اعتراف كرد كه اين مسأله هر چند در راستاي اطلاع رساني و آگاهي بخشي صورت مي پذيرد كه از اصول و وظايف كار رسانه اي است، اما تبعاتي هم براي مردم و دولت افغانستان دارد. ناكامي بزرگ دولت افغانستان در اين است كه نتوانسته تا رسانه ها را از خود بسازد و با جلب اعتماد رسانه ها، تريبيون رايگان طالبان را از آنان سلب كند.
دولت در جذب رسانه ها شكست خورده، و بي اعتمادي بين اين دو همچنان باقي و چه بسا رو به افزايش مي باشد.
مورد ديگر از بحث رسانه ها و دولت؛ بحث رسانه هاي دولتي است كه بنام راديو تلويزيون ملي از آن نام برده مي شود و غالباً انعكاس دهنده سياستهاي دولت و حاميان آن است.
در ميان برنامه هاي آن، نشراتي از امريكايي ها نيز بدان گره خورده و نام تلويزيون آشناي صداي امريكا را به خود گرفته است كه پيوند محكم دولت و رسانه دولتي با غرب را مي نماياند.
نشرات تلويزيون دولتي غالباً تحت كنترل شديد دولت است و در زمان وزير بي فرهنگ وزارت فرهنگ، فضاي اختناق آوري را تجربه كرد.
اين رسانه گوش شنوا و زبان گويايي براي شنيدن و گفتن آرا و انديشه هاي منتقدان حكومت را ندارد و تريبيوني براي فريادهاي سياسي دولتمردان و هواخواهان حكومت است. هر آنچه رسانه هاي مستقل و خصوصي به انتقاد از دولت مي پردازند، رسانه دولتي در توجيه وتفسير عملكردهاي دولتمردان همت مي گمارند. دولت گاه بر ابتذال رسانه ها خشم گرفته اما توان كنترل اين آفت را در خود نديده است.
اعتراض بر رقص هاي نيمه عريان و سريالهاي نا مأنوس هندي با فرهنگ اين جامعه، از جانب دولت واكنش برخي از رسانه ها را در پي داشت اما اثر ايده آلي بر نشرات تلويزيونهاي خصوصي نتوانست بگذارد. اقدام وزارت اطلاعات و فرهنگ در مسدود ساختن سايتهاي مستهجن و غير اخلاقي صدالبته كه كاري بسيار ارزشمند و مورد پسند تمامي رسانه ها خانواده هاست اما راجع به رعايت اخلاقي رسانهاي توسط رسانه هاي داخلي مي بايد نشست ها و مشورتهاي هميشگي با اصحاب رسانه داشت و بر اساس طرحي شفاف و مشخص به پيش رفت.
نكته ديگري كه بايد در اين بحث مطرح شود وظايف متقابل دولت و رسانه نسبت به هم است:
از جمله وظايف رسانه ها:
1- هرچند نقد و انتقاد از وظايف رسانه هاست اما اين مهم بايد بر پايه انتقادات سازنده و راهگشا استوار باشد.
2- برخي از رسانه ها اخلاق و منش رسانه اي را رعايت نمي دارند. ادبيات گفتاري و نوشتاري رسانه ها مي بايد مطابق به شئونات فرهنگي و ديني و اخلاقي جامعه باشد.
3- رسانه ها با توجه به وجود قانون رسانه ها، مي بايد مطابق به قانون اساسي كشور و قانون رسانه ها، فعاليت هاي نشراتي خويش را عيار سازند.
4- رسانه ها در سياستهاي نشراتي خود، مصالح عمومي و منافع ملي را در نظر بگيرند.
5- رسانه ها در تقويت هر چه بيشتر فرهنگ ملي و ديني، صلح و برادري همت ورزند.
6- رسانه ها در تعامل بيشتر بايكديگر باشند تا اثرات كار جمعي شان ملموس تر شود.
اما دولت هم در قبال رسانه ها وظايفي دارد كه به شرح ذيل بايد بدان ها عمل دارد:
1- توجه به نقد و نظر اصحاب رسانه، منتقدين و پژوهشگران. تا به حال از جانب دولت در اين مورد بي مهري به رسانه ها صورت گرفته است
2- رسانه ها هر كدام به تناسب نوعيت رسانه و ميزان و چند و چون نشرات شان نيازمندي هاي مادي و معنوي دارند. دولت افغانستان مي بايد بخشي از هزينه هاي رسانه ها را در قالب كمك هاي بلاعوض به آنان پرداخت نمايد.
3- دولت تبعيض بين رسانه هاي داخلي و خارجي را از ميان بردارد و جهت دستيابي به اطلاعات و اخبار و ديدگاهها و برنامه ها، رسانه هاي داخلي را بيشتر مورد همكاري قرار دهد.
4- رئيس دولت و متوليان امور، كار فرهنگي را به اهل فرهنگ و كار رسانه را به اهل رسانه بسپرند. خطايي كه حامدكرزي در سپردن فرهنگ اين سرزمين به عبدالكريم خرم انجام داد مشكلات زيادي را به بار آورد.
5- پوليس و تفنگ و تهديد را از حريم اهل رسانه بايد دور داشت. برخورد با رسانه هاي متخلف در چارچوب قانون رسانه ها و از مجراي قانوني آن بايد انجام پذيرد.
6- متجاوزان به حقوق و حريم ژورناليستان و رسانه ها بايد با جديت مورد پيگرد و مجازات قرار گيرند. امري كه تا بحال بدان اعتناي چنداني صورت نگرفته است.
7- حكومت و متوليان حكومتي رسانه، براي جلب همكاري و اعتماد اصحاب رسانه مي بايد از طرق مختلف در مشاوره دايمي با نخبگان رسانه اي باشند.
اين تماس ها و مشوره ها و اعتنا نمودن به نقد و نظرها به شمول موارد فوق الذكر مي تواند ديوارهاي بي اعتمادي موجود را از ميان بردارد.
در پايان بايد گفت براي رسيدن به جامعه اي آگاه، با ثبات و روشن نيازمند اطلاع رساني و آگاهي بخشي هستيم، نيازمند رسانه هايي قدرتمند و حرفه اي هستيم، رسانه هايي كه از متن جامعه دردهاي جامعه را انعكاس بخشد و راه درمان را جستجو نمايد. ما نيازمند دولتي هستيم كه موجوديت و استقلال رسانه را بپذيرد و به ديدگاههاي سازنده آن گوش فرا دهد. ما نيازمند تعامل مثبت دولت و رسانه هستيم.
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|