"مصاحبه كننده: جاويد روستاپور" دفترش نسبتا ساده و همه چيز حالت طبيعي داشت، با بسيار مهرباني از ما پذيرايي كرد. قبل از اينكه مصاحبه را آغاز نماييم، از نحوه كار رسانه ها گله مند بود كه كمتر فعاليت ها وكارهاي مثبت را انعكاس مي دهند.
نخستين پرسش ما طبق معمول اين است شما خود را معرفي نماييد كه جنرال داود، داود كيست؟
نام من محمد داوود فرزند محمد حسين از ولسوالي فرخار ولايت تخار.
از تحصيلات تان بگوييد و همچنان گفته مي توانيد كه چند ساله بوديد كه به صفوف جهاد پيوستيد؟
من هنوز سه ساله بودم كه از ولسوالي فرخار به شهر تالقان آمديم ودر سن هفت سالگي به مكتب راه پيدا كردم و هفده ساله بودم كه به صف جهاد پيوستم و همراي آمرصاحب يكجا شدم و افتخار اين را دارم كه در دوران جهاد يكجا باشخصيت هميشه جاويد جهان اسلام قهرمان ملي كشور شهيد احمدشاه مسعود بودم.
شما زماني به صفت قوماندان قول اردوي قندز وظيفه داشتيد، از آن زمان بيشتر بگوييد؟
من از دوران جهاد اكثرا يكجا با آمرصاحب بودم، و در دوران مقاومت مسؤوليت ولايت تخار و جبهات آنجا برايم سپرده شد. كه در چارچوب قواي مركزي شوراي نظار در شمال شرق افغانستان بود، و بعد از پيروزي دوباره مجاهدين و سقوط طالبان در فتح ولايت تخار من اشتراك داشتم، كه به صفت رئيس شوراي نظامي ايفاي وظيفه مي كردم البته با تأسف درآن زمان آمرصاحب مسعود شهيد بودند. بعد از آنكه قندز بدست جبهه مقاومت دوباره قرار گرفت مسؤوليت ولايت قندز هم به من سپرده شد، بايد يادآور شوم كه تمام قوماندان هاي سمت شمال جمع شده بودند و اين مسؤوليت را برايم سپردند. اما به توفيق خداوند و همكاري مردم در طول چند سالي كه در قندز ايفاي وظيفه مي كردم، به وجه احسن از عده مسؤوليت هايم برمي آمدم، از آن دوران راضي هستم و راضي بودم، در آن وقت امنيت به صورت كل تأمين بود، و تمام اهداف دولت جمهوري اسلامي افغانستان را از همان جا آغاز كرديم. تمام برنامه هايي كه به خير مردم تمام مي شد از نخستين روز هايي كه حكومت ايجاد شده بود از ولايت قندز آغاز كرديم. كه عبارت بود از ايجاد امنيت ثبات، انكشاف معارف و... يك موضوع را قابل ذكر مي دانم كه ما بخاطر توسعه معارف، استحقاق قول اردو را كم كرده و به بخش معارف كمك مي كرديم كه اين نوع همكاري خود نشان دهنده همدلي بيشتر با مردم و اولاد همان منطقه بود. بدون درنظر گرفتن مسايل قومي و نژادي و سمتي و...
قرار گفته شاهدان عيني شما از جمله افرادي بوديد كه آمرصاحب شهيد بيشتر از ديگران بالاي شما اعتماد داشتند، راز موفقيت تان در چه بود؟
تنها من در نزد آمرصاحب نبودم، شخصيت هاي بسيار بزرگي همراي شان بودند، و من هم از آغازي كه به صف جهاد پيوستم همراه آمرصاحب بودم صادقانه بايد بگويم كه مي خواستم زياد تلاش كنم، زياد كار كنم، آمرصاحب شهيد شخصيتي بودند كه كار كردن همراه ايشان كاري ساده نبود. و بيشترين وظايف را انجام مي دادم. و مسؤوليت هاي دشواري را بدوشم مي سپرد. فكر مي كردم كه آمرصاحب چرا هميشه كار هاي دشوار را بدوشم مي سپارد، يك روز تالفان سقوط كرد، بدست طالبان و ما در كوه ها متواري شديم، در طول 24 ساعت 18 ساعت پياده روي كرديم، در كوه ها مدت دو روز ارتباط ما قطع شد همراه آمرصاحب، وقتي دوباره ارتباط ما برقرار شد. اولين حرفش اين بود كه كجا بوديد در اين دو روز، نگفت چطور هستيد چه مشكلات داشتيد، و... ما از مشكلات هاي دو روزه برايش گفتم، گفتند كه اين مشكلات ها در آينده تان بسيار خوب است، بخاطري كه قدر عافيت را بيشتر مي سازد. اما راستي ما وقتي كه از تخار بيرون شديم 47 نفر بوديم وقتي دوباره منسجم شديم بيشتر از دوهزار نفر نيرو داشتيم و دوباره اكثر مناطق را از چنگ طالبان آزاد ساختيم. و بعد از آن دانستم آنچه نزد آمرصاحب بسيار با ارزش است، تلاش و زحمت كشي و ديانت پاك با خدا بودن، كه من هميشه تلاوت مي كردم با چنين پديده هاي باشم و مي توانم بگويم اين مسأله مرا نزد آمرصاحب اعتبار بيشتر داده بود.
سران جهادي، به سلسله مراتب از چوكات حكومت كرزي كشيده شدند و يا فاصله گرفتند، اما شما در وزارت داخله بدون تغيير و تبديل ويا هم كنار رفتن باقي مانديد به چه دليل؟
پست مبارزه با موادمخدر يك مقام و چوكي نيست، بلكه بيشتر از مقام بودن مسؤوليت بزرگ و آزمون جدي است، قراري كه همه مي دانند موادمخدر به عنوان بزرگترين چالش سر راه حكومت افغانستان قرار دارد، مانع بازسازي، امنيت و ثبات و در افغانستان است. ما از چهار سال به اين طرف در اين پست موظف هستم، و در طول اين چهار سال اينجا به حيث معين مبارزه با موادمخدر ايفاي وظيفه مي كنم، بخاطري كه دولت افغانستان مربوط همه شهروندان افغانستان است. بايد يادآوري كنم كه در طول چهار سال رنج هاي زيادي را متحمل شديم با وجودي كه دسايس زيادي بعضي از حلقات پشت سر ما كردند، ولي هدف ما خدمت به مردم است. هدف بيشترم فقط خدمت به اين كشور است و اين را به اثبات مي رسانم كه كساني كه خيانت كردند و كساني خدمت مي كنند، شناخته شوند و تلاش مي كنم كه پايه هاي اساسي حكومت را بسازيم؛ تا تحولي كه در جامعه مي آيد بالاي مردم تاثير گذار نباشد. و ثبات و استقلاليت خود را داشته باشيم.
با وجودي كه تلاش هاي شما به خاطر محو كشت و از بين بردن موادمخدر، ادامه دارد، اما قرار گزارشات در دو سال اخير كشت و قاچاق موادمخدر به مراتب افزايش يافته است، شما دليل اين موضوع را در چه مي دانيد؟
مواد مخدر در گذشته در افغانستان وجود نداشت. در زمان حكومت مجاهدين تنها در مناطقي كه مجاهدين كنترول نداشتند ترياك كشت مي شد و در دوران مقاومت هم كشت ترياك در ساحاتي كه نيرو هاي مقاومت بودند وجود نداشت، اما در زمان طالبان، نه تنها كشت ترياك را قانوني اعلان كردند، بلكه طالبان براي صدور هيرويين، ماليه تعيين كردند به كشورهاي خارج كه اسناد هايش در وزارت ماليه حالا هم موجود است.
بعد از شش سال كه حكومت انتقالي به وجود آمد، جامعه جهاني و حكومت بعضي اشتباهات را مرتكب شدند؛ خود اين اشتباهات باعث افزايش كشت كوكنار شد. به نمونه مثال به دهقانان پول مي دادند كه كوكنار كشت نكنند اين موضوع بيشتر زارعين را تشويق كرد كه كوكنار كشت كنند. وقتي كه اداره انتقالي به وجود آمد، قيمت في كيلو گندم پنج برابر پايين آمد و قشر دهقان هيچ عايد نداشت، پول ده سير گندم، كمترين مصارف ديگر خانوادگي شان را پوره نمي ساخت. بناءً از همين شيوه استفاده كردند كه حكومت در بدل موادكوكنار پول مي دهد. اگر پول داد، كوكنار را از بين مي بريم و اگر نداد قيمت ترياك از گندم بالاتر است. به همين كشت مواد مخدر افزايش يافت.
اما در طول دو سال بعدي ما موفقيت هاي چشمگيري داشتيم كه 48 درصد از نظر جامعه بين المللي موادمخدر كاهش يافته بود، و در سال هاي 2006 و 2007 هم ما موفقيت هايي داشتيم، آنچه كه گفته مي شود كه در كل افغانستان در اين راستا موفقيت نداريد ما موافق با اين موضوع نيستيم. تنها در ولايات ناامن از جمله هلمند، كشت موادمخدر كم نشده بايد بيافزايم كه هلمند بيشتر از 50درصد، مواد مخدر افغانستان را توليد مي كند. و در آنجا تاحال امنيت درست نيست. موضوع ديگر اينكه قواي سرحدي افغانستان كه جلو ترافيك و قاچاق موادمخدر را مي گيرد طي سي سال از بين رفته بود و ما تازه اين بخش را ايجاد كرديم. كه تا هنوز 40درصد اين بخش را تكميل نكرده ايم. همچنان قواي امنيت افغانستان به آن نقطه كه بايد مي رسيد نرسيده، اين موانعي است كه مشكلات ما را در عرصه كاري بيشتر مي كند. ديگر اينكه قواي بين المللي در اوايل اهداف شان جنگ عليه تروريزم و در رابطه مبارزه با موادمخدر شريك نشدند و اعلان كردند كه ما در اين قضيه دخيل نمي شويم. اين عوامل بوده كه مانع موفقيت كلي ما در اين راستا شده است. موضوع ديگر اينكه در افغانستان هنوز سرمايه گذاري اندكي هم در رابطه به معيشت بديل نشده، وقتي كه بيشتر از سه مليون دهقان را مانع كشت كوكنار مي شويم، بديل چه داريم. خانواده هاي شان از گرسنگي مي ميرند، كه اين مسأله خودش يك فاجعه مي آفريند. از طرف ديگر طالبان اعلان كردند كه از كساني كه كوكنار كشت مي كنند حمايت مي كنند، در بعضي نقاط مردم بيشتر به طرف آنها تمايل پيدا كرده اند. اين مشكل است كه در طول سي سال به وجود آمده در كوتاه مدت نميتواند اين مسأله را حل ساخت.
بعضي از رسانه هاي برون مرزي، موضوعاتي را به نشر رسانيدند كه گويا شما با قاچاقبران موادمخدر شريك هستيد، دليل شما دراين رابطه چيست؟
رسانه هاي غربي، پاكستاني كه اين موضوع را توطئه مي كنند، بيايند، اسناد و مدارك كه دراين رابطه دارند، ارائه بكنند. بنابر توطئه هايي كه وجود دارد، يك موضوع را بايد به عرض برسانم كه در واقع تروريست وجود دارد، يكي تروريست است كه با گذاشتن ماين، و بمب، افراد را از بين مي برد. و تروريست ديگري است كه شخصيت هاي ما را مي خواهند ترور كنند. كساني كه به خاطر شهروندان اين كشور هميشه تلاش مي كنند تا از هر راهي كه شده مصدر خدمت به جامعه شوند با توطئه هاي گوناگون مي خواهند كه آنها را ترور شخصيت كنند. من يقين دارم كه اين توطئه ها جايي را نمي گيرد و در حال حاضر من بسيار مصروف هستم و با تأسف نمي توانم پيگيري نمايم. اما بايد بگويم كه من در آينده هركس اين توطئه ها را نوشته كرده، عليه شان دعوا مي كنم و اعاده حيثيت خواهم كرد.
گفته مي شود، بعضي از مقامات بلند پايه حكومتي در قاچاق موادمخدر با قاچاقبران خارجي همدست هستند و دليل استعفاي آقاي جلالي هم همين مسأله بوده شما در اين رابطه چه نظر داريد؟
تاثير سي سال جنگ و كشمكش در افغانستان، بالاي زندگي اجتماعي مردم بسيار تاثير داشته، در طول شش سال تنها تفنگ ها از روي يكديگر پس شده، متأسفانه جنگ هاي قومي، سمتي، زباني و نژادي آله دست خارجي هاست و امروز هم اين دروازه ها بروي كساني كه ابزار مي خواهند باز است. ما فعلاً نهادهاي كشفي خود را فعال ساختيم، اگر اسناي در اين رابطه پيدا كرديم افراد متهم را دستگير مي كنم، در غير آن به عزت و آبروي كسي اتهام وارد نمي كنيم.
قراري كه از لابلاي صحبت هاي شما برداشت كردم، شما در راستاي كار تان بسيار آرماني هستيد، اما به باور تحليلگران حكومت فعلي داراي يك مشروعيت مردمي نيست پس تمام تلاش هاي تان را در اين راستا نقش برآب نمي بينيد؟
نه خير ني، من هيچگاه از كارهاي خود با وجودي كه مشكلات دارم نوميد نيستم. باور من اين است كه ديگر مردم افغانستان شكست نمي خورند، امروز نظام دموكراسي است حكومت ها شايد بيايند و بروند اما مردم نبايد نوميد باشند. چون كنار رفتن ها مشكل را حل نمي كند بلكه مبارزه كردن و كنار آمدن ها مشكل را از ميان مي برد.
حالا تا چه اندازه از كار فعلي تان راضي هستيد؟
بسيار راضي هم نيستم، مشكلات بسياري فراراه ما وجود دارد كه ما به آن موفقيت كه مي خواهيم نرسيده ايم. انتقاد كردن بسيار ساده است كار عملي بسيار سخت است. ما در سال 2007 پنج درصد موادمخدر را تضعيف كرديم، 14درصد كشت كوكنار را از بين برديم، 591 نفر قاچاقبر دستگير شده و به محاكم سپرده شد. اين موضوعاتي است كه با تأسف رسانه ها از اين فعاليت هاي ما ياد نميكنند، بلكه هميشه در تلاش اين هستند كه موضوعات منفي را انعكاس بدهند.
جامعه جهاني در عرصه محو كشت موادمخدر و عده هاي كرده تا حال چقدر عمل نموده اند به گفته هاي شان؟
تا حال چندان عملي نكرده اند، بخاطري كه يكي از عوامل عمده فقر است، تا فقر از بين نرود در راستاي نابودي كامل موادمخدر، هم ثبات به وجود نمي آيد. يك تعداد از دهقانان ما از مجبوري موادمخدر را كشت مي كنند، اين قشر را ما بايد از قاچاقبران اصلي تشخيص نماييم. جامعه جهاني بايد زراعت ما را حمايت كند تا فقر از ميان برود. اشتغال براي افراد بيكار پيدا شود و در اين راستا سرمايه گزاري بيشتر مي شود.
مي شود از دوران جهاد كه بيشتر با آمرصاحب بوديد، يك خاطره تان را بگوييد.
آمرصاحب شخصيت بزرگي بود، با آنها هر لحظه اش خاطره است بزرگي آمرصاحب مانند كوه بود كه هرقدر با ايشان نزديك مي شدي به عظمت شان بر مي خوردي. پانزده سال پيش گفته بد كه شايد در امريكا يك دهه بعد سياه پوست ها به رياست جمهوري برسند كه امروز حرف شان در حال عملي شدن است. اين حرف شان حالا برايم بسيار جالب و جاندار است.
ناگوار ترين ايام زندگي تان چه بود؟
من يك وقت پاهايم چره خورده بود، نمي توانستم راه بروم، بعضي اوقات آرزهاي انسان بسيار كوچك مي شود، مدت 75 روز در بستر بودم، هميشه آرزو داشتم كه چه وقت مي شود كه به پاي خود راه بروم، در همان وقت زندگي بالايم بسيار مشكل تمام مي شد و ديگر اوقات بسيار سختي را باربار در دوران مقاومت داشتيم.
و سخن آخر اينكه؛ همه در محو كشت موادمخدر سهيم باشند، تا همگي در نزد جهانيان يك ملت با ثبات و سربلند باشيم، ما هميشه خواهان اعتدال هستيم، و راه حل در افغانستان را همين راه مي دانيم چون راهي را كه آمرصاحب تعيين كرده بود، حضور مسلمانان درهم زيستي مسالمت آميز با جامعه جهاني، با حفظ ارزشهاي ديني واسلامي شان، نه بگونهاي كه تروريست ها اعلان مي كردند، ونه آن طوري كه چيزهايي را بنام سكولار وغيره اعلان مي دارند ما بين سكولار بودن وافراطيت حركت مي كنيم و اين راه را بيرون رفت از نابساماني ها است.