|
|
هيچ حكومت بدون حمايت جمعيت نمي تواند، روي پا بايستد
"مصاحبه كننده: جاويد روستاپور " شما لطف نموده به خوانندگان ما شكور واقف حكيمي را معرفي بداريد؟
هرچند بارها گفته اند كه تعريف هر شخص از خودش كاري است دشوار؛ ولي بايد به پرسش شما پاسخ بگويم، من عبدالشكور نام دارم و واقف حكيمي تخلص مي كنم. در فيض آباد بدخشان زاده شدم و دوران كودكي و دورة ابتدائيه مكتب را در همانجا به پايان رسانيدم و در سال 1358 در نظام كمونيستي مورد پيگرد قرار گرفتم، با آنكه هنوز صنف نهم مكتب بودم و به ولسوالي شغنان تبعيد شدم (سه پارچه جبري برايم دادند) اما از رفتن به شغنان خودداري كردم. به مكتب شيرخان قندز، تبعيد كردند وقتي به قندز آمدم مدت يك ماه درآنجا درس خواندم، اما به دليل اينكه از طرف نظام كمونيستي بازهم تعقيب مي شدم و متوجه شدم كه به گرفتاري ام مي انجامد، به كابل آمدم، مي خواستم با جمعي از جوانان دانشگاهي به پاكستان مهاجر شوم اما ميراحمد مستمند رهنماي ما كه محصل دانشكدة ادبيات دانشگاه كابل بود با شماري از جوانان دستگير شدند و من دوباره به طرف قندز برگشتم، در آنجا تا آخر سال تعليمي با جمعي از دوستان تبعيدي به كار هاي شاقه پرداختيم و در آخر سال تعليمي دوباره به بدخشان بازگشتم و وارد جبهات جهاد شدم و در سال بعدش به پاكستان مهاجر شدم و در آنجا دوباره به تحصيلاتم ادامه دادم و در سال 1368 از دانشگاه دعوت وجهاد فارغ التحصيل شدم و پس در رشته علوم اسلامي از دانشگاه بين المللي اسلام آباد ماستري گرفتم. ازدواج كرده ام، پنج فرزند دارم كه دوتا دختر است و سه تا پسر.
چند ساله بوديد كه عضويت جمعيت اسلامي را گرفتيد؟
من صنف هفتم مكتب بودم كه به فعاليت هاي سياسي شروع كردم و در سال 57 به صفوف مبارزان جمعيت اسلامي پيوستم.
موقف شما در دوران جهاد چه بود؟
من در دوران جهاد در عرصه هاي مختلف، كار كردم، اما اكثر در بخش هاي فرهنگي و تعليم و تربيه مشغول خدمت بودم به سنگرداران جهاد و براي مكاتب جبهات شمال شرق كه تحت فرماندهي شهيد سيدنجم الدين واثق قرار داشت و در ولسوالي كشم كه تحت فرماندهي شهيد استاد غلام محمد آرينپور قرار داشت، در بخش فرهنگي و مكاتب كار مي كردم.
كار من تهية مواد درسي و مصارف و معاش معلمين بود كه از طريق موسسات فعال پاكستان تهيه مي كردم و به مكاتب داخلي انتقال مي دادم.
در بيرون از جبهات هم مشغول فعاليت هاي فرهنگي بودم كه درنشريهها ومجلات مجاهدين مقالات ومطالبي مي نوشتم، وهمچنين چهار سال دوران دانشجويي را به حيث رئيس اتحاديه دانشجويان ايفاي وظيفه كردم كه به صورت انتخابي كدرها و رهبري اين اتحاديه همه ساله انتخاب مي شد. و در گردهمايي ها به عنوان يك فعال سياسي كار كردم.
در دولت انتقالي به صفت رئيس نشرات وزارت معارف ايفاي وظيفه مي كرديد، چه باعث شد كه وظيفه تان را ترك گفتيد؟
نزديك به سه سال به صفت رئيس نشرات وزارت معارف كار كردم به دليل اينكه من در انتخابات پارلماني كانديدا بودم؛ وظيفه ام را ترك گفتم؛ و بعداً ترجيح دادم كه در بيرون از حكومت كار بكنم.
در سال هاي آخر اكثر شخصيت ها از پيكرهي جمعيت اسلامي كنار رفتند دليل آن چه بود؟
بايد به صراحت بيان كنم كه جدا شدن و كنار رفتن افرادي از احزاب، يك امر بسيار طبيعي است. هيچ حزب سياسي در دنيا وجود ندارد كه اعضايش گاه گاه كنار نرفته باشند، اما آنچه مهم است عوامل و اسباب كنار رفتن است كه آيا يك امر موجه است يا خير؟! مي تواند دلايل بسيار زيادي داشته باشد، گاهي مسايل انديشه و تيوري، و يا كه هم مسأله مادي و منافع افراد مي تواند باعث اين مسأله شود؛ به خصوص زماني كه يك حزب برسر قدرت نيست و در حال مبارزه قرار دارد و اين موضوع بر گرايش هاي افراد وابسته به حزب سايه مي افگند و آرمان هاي افراد فرق مي كند، اما وقتي حزب برسر اقتدار باشد همه افراد وابسته به آن اگر بسيار پيوند آرماني هم نداشته باشند، بخاطر منافع و اهداف مادي شان، در كنار آن قرار مي گيرند.
جداشدن وماندن چندان، با اين كار دراحزاب ديگر تفاوت ندارد اما اين بدين معنا نيست كه جمعيت اسلامي از موارد انتقاد و نقد خالي بوده است. ولي بدون شك فضاي نقد در جمعيت اسلامي در هيچ زماني حدود وخفقان حاكم نبوده است.
بعضي از اعضاي جمعيت از ساختن جبهة ملي ناراضي هستند نظر شما در اين رابطه چيست؟
به نظر من جبهة ملي بنابر ضرورت زمان ايجاد شده است آنچه نيروهاي جبهه ملي را گردهم جمع كرده اهداف سياسي مشترك شان به خاطر افغانستان است؛ چون براي بيرون رفت از بحران كنوني به چنين تشكلي كشور نياز دارد.
ائتلاف جبهه ملي به باور بعضي ها يك ائتلاف ناهمگون است وافراد جبهه در قدرت سياسي با هم تفاهم كرده نمي توانند، چون درگذشته هم حكومت ائتلافي، نتوانست تفاهم داشته باشد شما در اين رابطه چه نظر داريد؟
ما مسايل سياسي واجتماعي را مانند معادلات رياضي نمي توانيم قياس كنيم، كه يك ائتلاف درگذشته بر سر قدرت تفاهم كرده نتوانست ومنجر به اختلافات شد، هميشه چنين مي شود.
ما نمونه هاي بسياري را از ديگر كشور ها داريم كه بسيار ائتلاف هاي ناهمگون ازلحاظ ديدگاه هاي سياسي به خاطر نجات كشورشان روي يك محور مشترك كار كرده اند، حتي امروز احزاب افغانستان با استفاده تجربه گذشته بسيار نزديك شان مي توانند برمحور مشتركات كار نمايند.
حزب جمعيت اسلامي فعلاً به صفت يك حزب مخالف حكومت است يا با طرح هاي حكومت فعلي موافق هستيد؟
ما در وضعيت ويژه اي قرار داريم، كه نمي توان اين وضعيت را با كشورهاي ديگر مقايسه كنيم كه حزب مخالف ويا حزب بر سرقدرت، افغانستان وضعيت سياسي خود را دارد كه وضع برروند كار احزاب هم سايه افگنده است اما من تعريفي را كه ازجمعيت اسلامي دارم اين است كه جمعيت اسلامي يك بخش بزرگي از جمعيت افغانستان را تشكيل مي دهد كه هيچ حكومتي بدون حضور وحمايت جمعيت اسلامي نمي تواند درافغانستان روي پاهاي خودبايستد. جمعيت اسلامي افغانستان يك بخش بزرگي از جامعه افغانستان را تشكيل ميدهد؛ اما اين سخن بدين معني نيست كه جمعيت اسلامي حزب برسراقتدار است.
جمعيت اسلامي از ابتدا تا امروز خلاهاي حكومت را نقد كرده طرح ها كاركردهاي ناكام حكومت را مورد بررسي قرار داده، از اين نگاه مي تواند يك حزب اپوزيسيون باشد. اما به اين معني كه هرگز جمعيت براي ناكام كردن حكومت به بحران ها دامن نزده، وبراي حكومت مشكل ايجاد نكرده؛ ميتوانم بگويم كه جمعيت اسلامي يك حزب اپوزيسيوني نيست؛ جمعيت اسلامي يك حزب مخالف خيرانديش كه مصالح كشور و مردم را بر منافع حزب ترجيح مي دهد.
طرح پيشنهادي وبرنامه هاي جمعيت اسلامي براي بهبود وضعيت چيست؟
طرح پيشنهاد جمعيت اسلامي براي وضعيت كنوني، طرح جبهه ملي است تا به وضعيت بحراني افغانستان به پايان داده شود.
گفته مي شود كه دراين اواخر حزب جمعيت هيچ نوع فعاليت در ولايات ندارد و سران كدرهاي شما بسيار خسته شده اند. شما چه نظر داريد به اين گفته ها؟
بدون شك اوضاع سياسي افغانستان باعث يك نوع كرختي ها در برخي از احزاب سياسي ازجمله جمعيت اسلامي افغانستان شده است اگر ما فعاليت هاي جمعيت را نسبت به دوران جهاد مقايسه كنيم مي توانيم بگوييم كه فعاليت هاي جمعيت بسيار چشمگير نيست.
اما درشرايط كنوني جمعيت اسلامي نياز به اجتماعات و تجمع كردن نميبيند، و اگر حضور مردم مراد باشد بخشي بزرگ ازمردم افغانستان باجمعيت اسلامي بودند و هستند وخواهند بود.
جمعيت اسلامي افغانستان در تشكل شوراي متحد ملي است ياخير؟
جمعيت اسلامي درشرايط كنوني را در چهار چوب جبهه ملي قرار دارد. جمعيت اسلامي هرتلاشي كه به خاطر تأمين امنيت انجام پذيرد حمايت مي كند.
ازچندي بدين سو هفته نامه «مجاهد» كه ارگان نشراتي جمعيت اسلامي است از نشر بازمانده چه دليلي دارد؟
ايجاد وقفه در هفته نامه مجاهد به نظر من بسيار عجيب نيست، چون اين مسئله يك امر معمولي است.
يكي از دلايل مهم كه هفته نامه مجاهد چاپ نمي شود؛ اين است كه بنده به صفت مدير مسئول اين هفته نامه، به گونهيي افسرده شده ام چون شش سال متواتر مدير مسئول اين هفته نامه بوده ام كه بخش بزرگ كارهاي اين هفته نامه را بدوش داشتم وبايد به كار تازه بپردازم وما فعلاً در صدد پيدا كردن يك مدير مسئول هستيم تا دو باره نشرات خود را آغاز نماييم.
صاحبان انديشه ها درافغانستان با اهداف وشعارهاي خود وابسته بمانده اند و درعمل دنبال قومگرايي رفته اند، چه شما در اين رابطه چيست؟
اين مسأله مي تواند در بسياري از موارد صادق باشد اما اين مسئله يك پديدة عام نيست، كه ازجمله جمعيت اسلامي در بحراني ترين شرايط شعارهاي قومي نداده و به مسايل قومگرايي نپرداخته است جمعيت اسلامي چه درگذشته وچه حالا شعار وقومي نداده ويگانه حزبي است كه از تمام اقشار افغانستان عضو دارد.
جمعيت اسلامي همان گونه كه دربدخشان حضوردارد در قندهار نيز حضور دارد و ازنگاه تاريخي هم ما هيچگاه ديدها وعملكردمان با شعارهاي مان فرق نداشته است بلكه آنچه گفتيم درعمل پياده كرديم.
دراين اواخر شبكه تلويزيوني بنام «نور» ايجاد شده آيا اين شبكه هم مربوط به جمعيت اسلامي است؟
تلويزيون را جناب استاد رباني ايجاد كرده اند همه فعاليت هاي استاد رباني را نمي توانيم به جمعيت اسلامي مربوط كنيم.
من به اين پرسش شما متأسفانه پاسخ ندارم. شما بايد اين پرسش را با مديران تلويزيون نورمطرح كنيد.
خوش داريد كه براي بار دوم ازدواج كنيد؟
راستش ني به نظر من ازدواج هاي ودوم سوم ناشي از ضرورت هاي جدي است. و من به فضل خدا هيچ نوع نيازي براي ازدواج دوباره نمي بينم چون من از همسرم بسيار راضي هستم وهم به فضل خدا صاحب پنج فرزند هستم. راستي من نتوانسته ام حق خانواده و فرزندانم را ادا كنم و تاهنوز من كارهايم را با فداكاري خانواده ام انجام داده ام.
تا حال كتاب ها واثرات كدام يك از نويسندگان بالاي تان تأثير داشته است؟
من به مطالعه از دوران كودكي عادت داشتم، در اوايل تحت تأثير هرنوع نظريه ونبشته قرار مي گرفتم.
گفته مي شود شما بسيار زود احساساتي مي شويد چرا؟
شايد چنين باشد، انسان ها توأم با دو پديده زندگي مي كنند يكي احساسات است و ديگر عاطفه من شايد بعضي وقت ها احساساتي هم باشم اما مي دانم كه عاطفه ام بيشتر از قهر و احساساتم است. واگر آدمي گاهي قهر نشود، آدم نيست.
تا حال چه تعداد اثرداريد.
اكثر كتاب هاي من چاپ كردم ترجمه است ومقالاتي را كه در عرصه هاي ادبيات واجتماع وسياست نوشته ام با كمال تأسف كه تا هنوز اينها را جمع نكرده ام برخي ترجمه هايم را چاپ كرده ام وبرخي از نوشته ها را به فارسي وعربي آمادة چاپ دارم.
درزندگي شخصي تان چه آرزو داشتيد و چه آرزو داريد؟
يكي از آرزوهايم اين بود كه بتوانم تحصيلاتم را به پايان برسانم، اما به نسبت ناگواري هاي زمان نتوانستم اين آرزويم را برآورده بسازم و آرزوي كه حالا دارم اين است كه مردم افغانستان را هميشه درزير چتر تفاهم ومشاركت ببينم.
تشكر
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|