|
مطلب: جبهه ملي پس از كاظمي
پيامها:
در 16 11 2007 نوشته بود:
ترور اقای کاظمی اینرا واضح ساخت که مخالفین در هر صورت خواهان حذف رهبران جبهه متحد اند. بنا باید تدابیر بسیار جدی برای حفظ جان سایر رهبران سیاسی نظامی افغانستان اتخاذ گردد. ضمنا باید حادثه بغلان جدا پیگیری شده و عاملان آن شناسائی و مجازات شوند. حفظ جان رهبران سیاسی افغانستان مهمترین عامل در تامین صلح و شکست تروریزم خواهد بود.
در 17 11 2007 نوشته بود:
باتقدیم سلام و حرمت زیاد خدمت تمام دست اندرکاران شما:
شهادت آقای سید مصطفی کاظمی واقعاً یک ضایعه بزرک نه تنها برای فامیل و اعضای جبهه ملی می باشد بلکه ضایعه ایست که تمام مردم وطن پرست و آنان ایکه واقعاً خواهان ترقی و پیشرفت کشورشان بودند، این واقعه را فراموش نخواهند نمود
اما در ارتباط به اینکه جبهه ملی در آینده چه کسی را میتواند به جای شهید کاظمی تعین نماید یک اندازه مشکل بنظر میرسد، چرا که شهید کاظمی نه تنها از شخصیت های فعال سیاسی دراین جبهه بود بل دارای قوه افاده افهام و تفهیم عالی درمیان تمام اعضای این جبهه و سایر افرادیکه در پست سخنگو اجرای وظیفه نموده اند داشته است، اما باوجود این همه باید مردم افغانستان این موضوع را کاملاً درک نمایند که دشمنان قسم خورده این ملت در پی این موضوع نیستند که این شخص مربوط کدام قسمت از خاک افغانستان است. هرشخصی که در مخالفت به پالیسی و در تقابل به اهداف و سیاست های ایشان قرار گیرد یا بشکل مستقیم یا توسط نوکران و اجیران زرخرید خویش ایشان را به شهادت میرسانند تا شخص دیگری در مقابله به اهداف ایشان قرار نگیرند.
بناً این برمردم افغانستان است تا پی منافع قومی، حزبی، سمتی ... خویش نه افتند بل با هوشیاری کامل و با ایمان به دین، ملت، ترقی، تعالی و ارزشهای انسانی و اسلامی در پی منافع این سرزمین ویرانه کوشا باشند تا باشد که حد اقل تاریخ این کشور اسم شان را با خطوط طلایی و نیک در خود درج داشته باشد نه با خطوط سیاه و القاب نوکر ،اجیر ، فروخته شده ....
در 17 11 2007 نوشته بود:
سلام علیکم
با اتحاف دعای مجدد به شهدای حادثه بغلان، مخصوصا اطفال جگرگوشه مکتب، باید گفت که در تدفین شهدا عجله صورت گرفت، اقلا یک یا بیشتر شهدا به خارج کشور عرض اوتوپیدی و جرم شناسی به خاطر معلوم نمون وصف جرمی یا و سیله حالت جرمی و ... ارسال میشد، تا حقیقت در باره شهادت آنان معلوم می شد.
در 15 12 2007 نوشته بود:
نامه هاي بالا را خواندم خدواند كشته شده كان حادثه بغلان را در جمله شهداء شامل نمايد و براي والدين اطفال عزيز معارف صبر جميل و اجر جزيل اعطاء فرمايد و براي والدين شان دخيره آخرت كرداند.
در اينجا شكايت از جريده بيام مجاهد دارم كه متاسفانه نتوانسته است تا براي خوانندكانش تفهيم نمايد كه هيج مسلمان وطنبرست نيست بلكه وطن دوست است و دوستي وطن لازمه مسلمان است زيرا دين ما براي ما تلقين ميكند كه (حب الوطن من الايمان)هدف در اين نوشته نامه آقاي مسعود انصار زورناست است كه شايد هدفش شرك آوردن به خداوند نباشد ولي جناب شان ضرورت به مطالعه و تفهيم دارند تا در آينده از تكرار همجو كلمات كه منافي عقيده مسلمانان مبني بر برستش خداي يكانه دارند جلوكيري نمايد زيرا مسلمانان در نماز هاي خويش هميش ميخوانند( اياك نعبد و اياك نستعين) معنايش اينست كه خاص تورا ميبرستيم و خاص از تو مدد ميجويم، اكر برستش وطن با برستش خدا يكجا شود اين شريك آوردن به برستش است. خداوند همه ما هدايت كند.
با احترام
تعداد صفحه هاي پيامها 1 صفحه از 1 صفحه
پيام تانرا درج كنيد
بستن اين صفحه
|