مطلب: به بهانة شش جدي سالروز تجاوز قشون سرخ به افغانستان


پيامها:

 در  30 12 2007 نوشته بود:

سلام به همه! از مضمون هذا طور نتیجه گرفتم که در همچو شرایط و در طی سی سال و پیش از آن هیچ کسی به جز از خود آفغانها مقصر نیست.  پس بالای همچو افراد، هرکسی که باشد حکومت می کند و ایشانرا مورد استفاده قرار میدهد. [تعدادی از] افغانها همیشه برای دیگران کامیابی بدست آورده اند.  وطن، ناموس و غیرت خویش را زیرپا کرده اند و بی خردانه و طور افراطگرایانه اهداف دیگرانرا در وطن که انرا مادر می نامند جفأ کردند.  نباید که شوروی، امریکا و یا پاکستان را [ فقط ]مقصر دانست چون ما خود (افغانها) ایشانرا برای از هم پاشیدن وطن و به خاک و خون کشانیدن مردم خود عودت کردیم و خود ما نیز همدست ایشان شدیم.

بااحترام

شریفی

----------------------------

پیام مجاهد پیامهایی را که حاوی کلمات رکیک باشد نشر ننموده و یا با حذف آن قسمتها اقدام به نشر خواهد نمود.
از همهء خوانندگان محترم دعوت می شود پیامهای خود را به زبانهای رسمی افغانستان بنویسند.

 در  02 01 2008 نوشته بود:

جناب سردبير ، چرا ادامهء مطلب را که همانا طرز برخورد آقاي سلطانعلي کشتمند با هيأت شوروي است نيآورده ايد: جايي را که طرف شوروي از عمل سربازان خود رسماً عذر خواهي مي کند و آقاي کشتمند مي گويد نه خير اين کار اشرار است و سربازان انترناسيوناليست چنين نمي کنند و نکرده اند

 در  04 01 2008 نوشته بود:

شرف سرخلقیها وپرچمي ها وسايرگروه های الحادی باد ؛ کشوری که در ودروازه نداشته باشد وملتی که در تصور آن باشد که بيگانه ها بجهت خدمت به اين خرابه درخراب ميايند کجا ميتواند سرنوشت بهتري داشته باشد ؛ منظورم از ملت آن گروهي هستند؛ که خدا وجدان ؛ شرف؛ ناموس ؛ غيرت همه چيزشان درگروچشمداشت به روسها دوخته شده بود وباورداشتند که روسها يعني پيشرفت ورسيدن بخوشيهای روزگار ؛ وپيشرفت هم از ديدگاه شان فقط بي بند وباری وکشاندن زنان درعرصه های که بنحوي دسترسي جنسي بيابند واين گفته (تورن جنرال الکساندر ميخاييلويچ مايورف ) از هزار رسوايي يکی هم بشمار نميآيد.
کلمات وجمله بندی را شسته ورفته برشته تحرير درمياورم تاازسانسور پيام مجاهد که اخير به اين نتيجه رسيده است درامان بماند؛ وحقا که تصميم خوبي است ؛ درکشوري که عملکرد شنيع هررسوايي بدست اجانب ووطنفروشان بثمرات منفي دسترسي پيداميکند؛ تمام داشته های عنعنوي وفرهنگي و..... دربدل آمدن يک آزادی نيمه بند بيان به يغما برده شده وما عريان ودر انتظار پيراهن های هستيم که سايرين به تن مادوخته اند تا به آغوش بکشيم واز( زیر ناوه دان به زير شرشر پناه ببريم ) جا دارد که هفت بار دهن مانرا به آب وگلاب بشوريم بعد کلمه را مضمضه وسپس بدست املاء وانشاء بسپاريم.
سخن از تجاوز بود ؛ تجاوز بمعني مرزشکني وبهم ريختن نظام سياسی و تجاوز به ناموس خواهر ومادری که ما از طفيل مشتي نامرد و وطنفروش به هر دو که کم است که به دوصد مورد تجاوز ديگرهم رسيديم وهمينکه سلسله آن تجاوزات تاهنوز ادامه دارد تنها فرق وتفاوت آن دراين بيت است که :
ملايمت چودرشتی بدل کند تاثير که آب نيز چو سوزن گذرکند زحرير .
افتخارسر خلقي پرچمي ها با شد ؛ همانهاييکه بعد از يک عمر شعارهای تند وميان تهي به محکوميت ونابودي امريکا وپابرجايي روسها ؛ هم اکنون به کاسه ليسی کشورهای غربي روز و روزگار ميگذرانند وبيشرمانه هرگاهي براي جمع وجور شدن مجدد وتلاش ديگر براي فردای ديگر ياوه سرايي سرميدهند.
روی سخنم مشخصا به آنهايیست که سه دهه کشتار ونابودی اين کشور وملت هنوز نتوانست عقل بادرکي را براي شان پاداش آورد ؛ نه آن عده خلقي پرچمي هاي که بعد از مزه چشيدن ؛ چنان ازعملکرد خويش نادم و پشيمان گشته و رو به دين و آيين خدايي آوردند که انسان شرمش ميآيد در برائت وجدا ساختن واستثناء قايل شدن شان از خود اثري نشان ندهد.
مارا عقيده براين است :  که داشته های ما همان ايمان بخدا واتکا بهمين مردم ستم ديده سبب رستگاری ونجات کشور وملت مااست وهرگز از هيچ بيگانه و همسايه اي هيچ اميدی را نميپذيريم.
به غمخوارگي چون سرانکشت من نخارد کسي درجهان پشت من .

تعداد صفحه هاي پيامها 1 صفحه از 1 صفحه

پيام تانرا درج كنيد

نام:

ايميل:

مكان:

URL:

عكسكها

پيام:

مشخصات مرا بخاطر بسپار

وقتيكه به اين پيام جواب داده ميشود، مرا باخبر بساز

لطفاً كلمه‌ي را كه ميبينيد وارد نماييد


بستن اين صفحه