در 10 10 2007 نوشته بود:
با خواندن اين ابيات به فكر روز هاي ا فتيدم كه هنوز هواي حجرت به سرنداشتم هرچند كه بسيار دلم ميشد سفر هاي به خارج داشته باشم . آنروز ها بهار سال 1371 خورشيدي بود با آمدن مجاهدين به كابل خوشي ها در دلم چون شگوفه هاي آن موسوم در حال موج زدن بود. ديري نگذشته بود كه يك عده از آن مجاهد نما ها كه از نام آمر صاحب شهيد آمروز صاحب بلند منزل .......چي . چي شدند با خود نماي ها و بلند پروازي هاي بيجا كه گويا ما مجاهد يم و جهاد كرديم همه چيز را فتح شده ميپنداشتن . خود را چنان مغرور و يكدنده ميديند كه به اصطهلا ح اعوام زمين را ميگفتن منه دار باش كه ما بالايت ميگرديم. ديري نگذشت كه ما ازدست همين وطنداران مجاهد(كه هم خويش بودند و هم قوم) خاك وطن را بوسيده راهي ديار حجرت شديم كه چند سال بعد خداوند يكي از آن پرده ها را برداشت و به اصطهلاح چپه گرمك شد آن هاي كه مجاهد واقعي بودند در صف مقاومت پيوستن و آنانيكه كه طرف اين قلم قرار دارند يا مصروف بزنس شخصي شدند و يا هم در صف مهاحرين پيوستن و بعد از 11/9/2001 دوباره در خط مقدم چور و چياول قرار گرفتن و به انجو ها پناه بردند و معاشات دالري به جيب كردند و ما در انتظار پرده بعدي هستيم كه تو كل همه ما به خدا.
ومن يقين كامل دارم كه آن جناب محترمي كه اين ابيات رازق فاني عزيز را به نشر سپرده با اين قلم همنواي كامل دارد.
پيام تانرا درج كنيد
بستن اين صفحه