در 28 11 2007 نوشته بود:
امروز امریکا درافغانستان بازعامت اقای کرزی باهمان بن بستی روبرواست که اتحاد جماهیرشوروی سابق باببرک کارمل مواجه شده بود. اقای کرزی به وضاحت نشان داد که حتی وی قادرنیست طرفداری نسبی همتباران خود را بدست اورد. سیاست های سکتاریستی کرزی که ازطرف مشاورین فاشیست او طرح میشد اعتباراقای کرزی رانزدمردم افغانستان بخصوص مردم صفحات شمال کشوربه شدت ضربه زد. طرفداری کرزی از جمعه همدرد قاتل درحادثه جوزجان وبعدا گماریدن وی به حیث والی کندز، عدم اعتنای کرزی به تصامیم پارلمان به خصوص درحادثه بعلان وطرفداری وی از والی پشتون انجا نمونه کوچکی از تصامیم قبیله گرایانه کرزی است. امروز دست کرزی به همگان روشده است. امروز وی به هردری میزند تاکریدت واعتبارسابقه را بدست اورد. فساد اداری وناکامی های دولت وی درتمام جوانب سیاسی، اقتصادی ونظامی کاملا هویدا واشکارا است. امروز شریک جرم ناکامی های افغانستان تنهاکرزی نه بلکه شخص درجه اول خود خلیلزاد است. وی بود که بانظرات تنگ وفاشیستی همان وحدت ضمنی ابتدای دولت موقت را ازبین برد. امروز هراشتباه که از کرزی سرمیزند تهداب انرا اقای خلیلزاد گذاشته است وکرزی حق هم دارد بالای مربی خود قهرشود زیرا رهنمای خاص کرزی خلیلزاد بود وامروز خلیلزاد هم به میخ میزند وهم به نعل. هم به کرزی خام میگوید این کاررا بکن وبعدا بخاطر انکه مورد انتقاد ویامجازات قرار نگیرد از کرزی انتقاد میکند. این مردم افغانستان هستند که قربانی توطیه وساخت وبافت های این عناصر قرار میگیرند. امروز فاشیستان قبیله گرا خواهان حذف هویت قومی، زبانی وافتخارات تاریخی سایر اقوام ساکن این کشورکه اکثریت مطلق را تشکیل میدهند هستند وکرزی شخصی است که تطبیق کننده این سیاست شوم دکترین سقوی دوم است باوجود که گفته میشود با رهبری افغان ملت امروز چندان روابط خوبی ندارد ولی هستند کسانی دیگری در چهاراطراف وی که به مراتب فاشیست تر از احدی وامثال وی میباشند.