مطلب: اسلام نظام كامل است


پيامها:

 در  23 10 2007 نوشته بود:

بحث آشنا، جالب و مهمی را پیش کشیده اید. من در حدی نیستم در این باره نظر بدهم، لیکن در ختم هر مضمون این علامه «نظر شما» خیلی وسوسه کننده است.گذشته ازآن برای من فرصتی فراهم آمد، تا از دورها و بعد از مدت ها، عرض سلام و ادای احترامی نیز بکنم. و اما:
عدم تطبیق قانون توسط کسانی، الزام تطبیق آن توسط دیگران را منتفی نمی سازد. اگر کسانی در پاکستان، ایران یا هر جای دیگری یک حد شرعی را تطبیق نمی کنند، آیا دلیلی می شود که ما در افغانستان نیز آن را تطبیق نکنیم؟ و اما حق مطلب آن است که شما آن را در ابتداء گفتید و آن اینکه اسلام یک نظام است، نظام کامل و جامع. در صورتی که یک رکن از ارکان آن غایب باشد، بر همه نظام تاثیر سوء می افگند و یا به تعبیر شهید مطهری مثل آن است که در یک چهره یک عضو، مثلا بینی بیشتر از سایر اجزاء رشد کند و یا گوش ...
در صورتی که توزیع عادلانه قدرت و ثروت در جامعه صورت نگیرد و عدالت اجتماعی وجود نداشته باشد، قطع دست دزد فقط به افراد یک دست در جامعه خواهد افزود. و اگر منظور از تطبیق این حد شرعی در افغانستان امروز باشد، قبل از جاری کردن این حد، دولت افغانستان باید از دوستان بین المللی خود بخواهد تا یک فابریکه تولید دست های مصنوعی را نیز در کنار سایر برنامه های انکشافی! خود در نظر بگیرند، تا حداقل حفظ ظاهر شود، ورنه در دنیا کابینه افغانستان به عنوان «کابینه یک دست ها» مشهور خواهد شد. اگر این دست های مصنوعی نباشند، قدرتمندانی که امروز بر سر گنج های بادآورده، چارزانو زده اند، چگونه با یکدست یک و دو خواهند کرد، گوشه های چپن، دامن یا کرتی خود را چطور از معرض بادهای توفانزا نگه خواهند داشت. البته باید متوجه بود که پول هایی که برای اعمار آن فابریکه در نظر گرفته می شود، حیف ومیل نگردد.
البته علمای محترمی چون شما در سایر موارد و جوانب این قضیه بحث های مفصل علمی خواهند کرد، اما من نگرانی خود را ابراز کردم.
خداوند بزرگ شما را پر بار تر و موفقتر داشته باشد.
پروانی

 در  23 10 2007 نوشته بود:

آقای منصور! به جادهء پر پیچ و خم و صعب العبور پلورالیزم دینی خوش آمدید. گامهای تان استوار باد!

 در  09 02 2008 نوشته بود:

این یکی ار بحث های جنجالی در عالم اسلام است من خود درمقامی نیستم که درین مورد نظر بدهم ولی این قدر میشود فهمید که قانونییکه برای جامعه بدوی و خشن آنروز در جزیره العرب لازم و مفید بود چطور همان قانون را بعد از پانزده قرن برای انسان امروزی هم لازم و مفید بدانیم بریدن دست انسا ن به جرم دزدی به معنی تروز شخصیت آن سارق است دزد بیچاره درسالیان که دزدی را انجام داده است انسانی با شد ولی بعد از ده سال انسان دیگری و لی اگر دستش را بریدید دیگر برای آن بیجاره جائی برای زندگی نگذاشتید آن دست بری مساوی است با قتل ان زیرا شخصیت او برای همیش ترور شده است راهی دیگر برا ی مجازات دزد با ید سراغ کرد .... و السلام

تعداد صفحه هاي پيامها 1 صفحه از 1 صفحه

پيام تانرا درج كنيد

نام:

ايميل:

مكان:

URL:

عكسكها

پيام:

مشخصات مرا بخاطر بسپار

وقتيكه به اين پيام جواب داده ميشود، مرا باخبر بساز

لطفاً كلمه‌ي را كه ميبينيد وارد نماييد


بستن اين صفحه