|
مطلب: طرح وزارت معارف به شكست انجاميده است
پيامها:
در 16 11 2007 نوشته بود:
راستى افغان ملت مشرب هااز ده هاسال به اينطرف كوشيده تا لسان بشتوراجبرأ بالاى ديكران تحميل كندكه نتيجه معكوس بدست أوردند.دل خانه ايست كانجا نتوان به زور جا كرد.اكر اين بلان اتمر تطبيق شود در حقيقت يك ضربه ديكر بر زبان بشتو خواهد وارد شد.ان صنف ها خالى خواهند ماند وخود بشتونها هم دران صنف ها ويا دران مكتب ها نخوهد رفت و ريشخند خواهد شد.
در 17 11 2007 نوشته بود:
طرح وزارت معارف نه که ترفند آقای اتمر همچنانکه محکوم به شکست بود؛ بهمان مواجه شد وهکذا رقيب سياسی نه ؛ که رفيق ودوست ايشان بکمک شان شتافته وخاطرنشان ساخته است که : خوابي يابيدار ؟ نشه هستي ياخمار ؟ حکم صادرميکني يادست وپامي بندی ؟ شيشه بارداری وجنگ سنگ ميکنی .
آقای اتمر : دراين کشور آنقدر نفاق وشقاق وبدبختی درسرنوشت ها حاکم است که نيازی نيست توبر آنها بيفزايي وبقول شاعر که :
برای محو تو اي کشور خراب بس است
همين نفاق که افتاده درميانه ما
واگر دنبال طرح وبرنامه هستی وميخواهی گامي درراستای خدمت به اين ملت برداری که عوايدمالی آن در نهايت متعلق بجناب شماگردد به اين عنوان نظری بينداز: (داستانی از واقعيت ها : مکتب ايرانی درپيکنگ بروی شاگردان افغانی بسته شد )
بخودت زحمت خواندن اين تراژدی را که درهمين سايت پيام مجاهد به چا پ رسيده است داده وانديشه کن که ملت ما دچار چه مشکلاتهای هستند وچرا اولاد ديپلوماتهای ما درخارج مجبور به آن گردند که دروازه بيگانه را بکوبند وتو ميدانی که راستای تدريسی آنهابافکروانديشه ملی سازگاری ندارد ونبايد اولاد اين وطن تحت تاثير افکار ديگران انديشه های فکری خودرا برداشت نمايند .
حال بينديش که تو مسئول تامين نيازات آنها هستی وياتدارک جداکردن زبان در داخل کشور ؛ آنهم طرحي که تنها ميتوانند بيگانه ها پذيراي آن گردند وسبب خرسندی شان فراهم گردد.
آقاي اتمر اين درست است که شما وزيرهستيد ؛ اما درست نيست که خيال کنيد ازهمه داناتريد ؛ جبرزمان بسيار بدبختیهارا براين کشور وملت تحميل کرده ده تا بيست تانيست که به بيان ونوشتار بکنجد .
تصورنفرمائيد مردم چکيده انديشه های شما وامثال شمارا نميدانند ؛ عده از اين ملت فاقد اقتصاد وسرمايه کاری هستند ؛ فکر وشعور؛ ايمان داری غيرت وهمت ؛ مردانگی ؛ موضعگيری وشناخت لازمه ووارد بودن به امور سياسي را خوب بلديت ودارا ميباشند .
اينکه ميگويم بقدر فهم تست مردم اندرحسرت فهمي درست
به اين اميد که تجارب روزگار برمردم ما اين امر را تحميل بدارد که
هيچ قبيله به تنهايي به تصور آن نباشد که حاکم برسرنوشت ملت برکشور افغانستان گردد .
در 20 11 2007 نوشته بود:
بادرود برخواننده های سایت وهفته نامه پیام مجاهد. من نمیدانم ایا کشور ما یعنی وزارت معارف ما ضرورت به جدا سازی زبانها داشت ویا بلند بردن سطع تعلیمی مکاتب؟ بسیار جای تاسف است که افغان ملت تیشه وتبر بدست گرفته وخواهان حذف زبان وهویت دیگراقوام هستند. انها واقعا دشمنان این مردم هستند مثلا دیروز درپارلمان قرار بود بحثی بالای منشور سازمان صحی جهان درمورد استعمال تنباکو صورت بگیرد. متن به زبان فارسی تهیه شده بود ولی یکتعداد ازوکلا بخصوص شخصی بنام فاروق میرنی که نماینده افغان ملت است سروصدا براه انداخت که چرا این نسخه به زبان پشتو تهیه نشده ست. افغان ملت تمام فکر واندیشه خودرا بالای مسایل قومی به مصرف میرساند. ایا وقت ان نیست که ما فارسی زبانها هم بگویم که بس است ما به ان سرود که به زبان ما نیست وبه ما هیچ احساسی نمیبخشد سرود ملی نمیگویم بلکه صورت قبیلوی میگویم. وقت ان نیست که ما هم به بابای تحمیلی این مردم جواب رد بدهیم؟ بخدا قسم فاشیستهای کروات بگردن اطراف کرزی به مراتب دسیسه گرو دشمنانه باسایراقوام نسبت به محمد گل مهمند وطالبان برخورد میکنند واگر دستشان برسد دمار از روزگارما خواهند کشید
تعداد صفحه هاي پيامها 1 صفحه از 1 صفحه
پيام تانرا درج كنيد
بستن اين صفحه
|