"نوشته: منصور" روز بيست وهشتم رمضان المبارك به دعوت مولوي حبيب الله حسام يكي از علماي جوان وپرشور شهركابل درمحفل ختم تفسير قرآن مجيد شركت كردم. برنامة محفل به گونهي بود كه نخست شماري از علما سخنراني داشتند ودرپايان، مباحثة آزاد آغاز يافت.
تني چند ازعلما سخنان آموزنده ودلنشيني گفتند، به ويژه مولوي متوكل پيرامون «اسلام وامنيت جهاني» مطالبي را بيان داشتند، كه درمواردي براي نويسنده تازگي داشت.
هرچند حضور من دراين محفل به منظور استفاده ازسخنان ديگران بود، اما جواني دربحث آزاد نخستين پرسش را حوالة من كرد. چنين پرسشي ازكسي كه شف ودستار ندارد و از القاب پرافتخار ملا ومولوي محروم است، درحضور شماري از مولوي صاحبان غير معمول است.
پرسش اين بود، «آيا تطبيق حدود شرعي مانند بريدن دست دزد، تازيانه زدن، شرابخوار وسنگسار نمودن زاني وزانيه... مي تواند، امنيت را درافغانستان تأمين نمايد؟»
پاسخ: من براي شركت درمباحثه نيامده ام، بلكه منظور من فيض يابي از اين محفل فرخنده است كه بمناسبت پايان دورهي تفسير قرآن مجيد برگزار شده است. مفتي هم نيستم، اما براي آن كه سوال برادر را بيجواب نمانده باشم، معلومات خود را دراين مورد پيشكش مي دارم، اين معلومات ميتواند درست وبجا وپذيرفتني باشد، ميتواند نادرست، نابجا ودور انداختني باشد.
از ديد من، اسلام يك نظام كامل است، براي تطبيق يك جزء آن ساير اجزا وپهلوهاي آن را نبايد ازنظر دور داشت وبراي آن كه تطبيق حدود شرعي اثر لازم خود را برجا گذارد، لازمست تامسايل اقتصادي، اجتماعي، سياسي جامعه اسلامي نيز مورد توجه بوده باشد. به سخن ديگر نميشود، باداشتن اقتصاد بازار كه در آن حلال وحرام وجود ندارد وهركسي درچارچوب اصول اقتصاد بازار به خود حق ميدهد تا به هرشيوة ممكن پول بيشتر كمي كند.
نميشود، باداشتن نظام سكولار كه هدف اساسي آن تقدس زدايي است، وترويج دنياگرائي، بابريدن دست چند دزد انتظار امنيت وثبات را دركشور داشت. وقتي دريك سرزمين هزاران سرباز خارجي بدون كدام مانع هرچه دلشان ميخواهد انجام ميدهند وروزانه تعدادي اززنان وكودكان دربمباردمان ها كشته ميشوند چطور ميتوان باسنگسار كردن چند آدم ناتوان كه دستش به دم خَر حكومت بسته نيست، انتظار تأمين امنيت سراسري را دركشور داشت؟
درباب تطبيق حدود شرعي ميان دانشمندان مسلمان دونظرية كلان وجود دارد:
دستة نخست كه ازنظر تعداد بيشتر اند، تطبيق حدود شرعي را از زمرة ثوابت دين ميشمارند، كه باتغيير زمان ومكان، تطبيق آن را به مخاطره نمياندازد، تاخورشيد هرصبح دم ازخاوران سر ميكشد، اين حدود بايد تطبيق گردد.
مرحوم استاد سيدمحمدموسيتوانا كه چند سالي است به رحمت حق پيوسته است و از زمرة دانشمندان نامدار اين مرز وبوم بود و دراصول فقه دكترا داشت بدين باور بود و خود دريك گفتگوي اختصاصي به نويسنده گفت. خداوند ايشان را بيامرزد ودرجات رفيعي را نصيبش گرداناد.
دسته دوم، كساني اند كه اعتقاد دارند، بامرور زمان وتغيير اوضاع واحوال، گناه به ثواب تبديل نميشود ومجرم مستحق پاداش نميشود، اما گاهي زمينة آن فراهم ميآيد تا ازيك متن تفسير تازهاي صورت گيرد واين مسأله شناخته شده ومعمول ايست وبرهمين اساس است كه تفسيرهاي فراواني از قرآن مجيد بوسيله دانشمندان بزرگ مسلمان صورت گرفته است واين تفسيرهاي متعدد دروهلة اول وجود برداشتهاي متفاوت ازيك متن را ميرساند.
چه بسا كه اين تفاوت برداشتها درآيات محكم هم وجود دارد، بگونة مثال تفاوت ديدگاه سني وشيعه.
حاصل سخن اين گروه از علما درباب تطبيق حدود شرعي آن است كه جزاي مجرم ميتواند شكل ديگري به خود اختيار نمايد و مجرم سزاي خود را به شيوة متفاوتي دريابد. مسألهي كه نظريه دستة دومي را تقويت ميدارد، عدم تطبيق حدود شرعي (براساس رأي نظر گروه اول) درميان يك مليارد مسلمان است.
مگر درميان اين همه مسلمان دزد، زنا كار وشراب نوش نداريم؟
اگر نداريم، خوشا بحال ما، چه مردم خوشبخت وسربلندي هستيم!! پس اين همه ناليدن وزار زدن براي چيست؟ اگر داريم، چرا حدود شرعي بالاي آن ها نه درپاكستان، دراندونيزيا، درايران، درمصر، در افغانستان، درتركيه ... تطبيق نميشود؟
اگر گفته شود، آن ها مسلمان واقعي نيستند، حرف نابجائي گفته ايم. اگر گفته شود، كه مسلمان هستند، ولي دراين مورد تنبلي وغفلت نشان داده اند، دليل اين غفلت وتنبلي را درچه ميدانيد؟
اين مسلمان ها دزد را توبيخ ميكنند، اما با بريدن دست او، زناكار را به مجازات مي كشند، ولي نه باسنگسار كردن او...
اختلاف درمورد تطبيق حدود شرعي بسيار شبيه به حكم مرتد دراسلام است كه علماي مسلمان درمورد مرتد فكري به دو گروه منقسم ميشوند، گروهي مرتد فكري را مباح الدم ميشمارند وگروه ديگر به آية «لااكراه في الدين» استناد ميورزند. ترجيح يكي از اين ديدگاه ها ازصلاحيت من بدور است.
باشنيدن اين حرف ها عدهي ازعلماي حاضر برآشفته شدند، وآرامش شان را ازدست دادند وبااداي حرفهاي تند وداغ ازمسجد بيرون جهيدند وفضاي مسجد دراختيار آنهاي باقي ماند كه تاب وتحمل شنيدن آراء متفاوت را داشتند. حيفم آمد، كه اين رويداد را به خوانندگان عزيز پيشكش ننمايم.