"نوشته: محمود صيقل" افغانستان ميزبان هفدهمين اجلاس شوراي وزيران سازمان همكاري اقتصادي (ايكو) در شهر تاريخي هرات است. اين بارنخست است كه شوراي وزيران يك سازمان اقتصادي منطقوي در افغانستان تشكيل جلسه ميدهد.
بعد از اولين كنفرانس همكاري هاي اقتصادي منطقوي پيرامون افغانستان كه در قوس 1384 (دسامبر 2005) داير گرديد، اين دومين همايش بزرگ منطقوي به سطح وزراي امور خارجه در تاريخ افغانستان است كه ده كشور منطقه را همراه با تعدادي از موسسات بين المللي گرد هم ميآورد.
شوراي وزيران ايكو سال يك بار در يكي از كشورهاي عضو تشكيل جلسه ميدهد و پاليسي، استراتيژي و برنامه هاي کاري ايكو را ارزيابي مينمايد. در ختم اجلاس، وزير امور خارجه كشور ميزبان، رياست شوراي وزيران سازمان را براي يك سال به عهده مي گيرد.
ايكو يك سازمان 22 ساله است و بنيانگذاران اصلي آن را ايران، تركيه و پاكستان تشكيل ميدهند.
گرچه افغانستان همراه با شش كشور آسياي مركزي (تاجكستان، ازبكستان، تركمنستان، قزاقستان، قرغزستان و آذربيجان) در اوايل دهه 1990 به اين سازمان پيوستند، ولي عضويت آن دراين شش سال گذشته حيات نوي به ايكو بخشيده است وبخشي از اهداف رشد منطقوي را به حقيقت نزديك ساخته است. در مقابل، ايكو صندوق خاصي را براي پروژه هاي بازسازي افغانستان تاسيس نموده كه در آن تا حال در حدود ده مليون دالر جمع آوري گرديده است.
از بزرگترين دستآورد هاي ايكو يكي هم امضاي موافقتنامه تجارتي (ايكوته) است كه بموجب آن به صورت تدريجي ساحه كشور هاي عضو ايكو به يك منطقه تجارتي آزاد مبدل خواهد شد و فيصدي تجارت بين المنطقوي به مراتب بالا خواهد رفت. ناگفته نبايد گذاشت كه در سال هاي اخير، حضور كشور هاي ازبكستان و تركمنستان در جلسات شوراي وزيران و سران ايكو كمرنگ بوده است.
اين دو كشور بنا بر ملحوظاتي که خود دارند، بيشترينه روابط دو جانبه را بر روابط چند جانبه و منطقوي ترجيح ميدهند. با وجود آنهم نقش هر دو كشور در همكاري هاي منطقوي رويهمرفته مثبت بوده است.
موضوعات عمده مورد بحث دراجلاس هرات عبارت خواهند بود از تطبيق موافقتنامه چارچوب ترانسپورت ترانزيتي، به كار انداختن خط آهن استانبول- آلماتي، ارزيابي موافقتنامه تجارتي ايكو، تاسيس بانك تجارتي و انكشافي ايكو، اتصال شبکه هاي برق كشور هاي عضو ايكو، تاسيس بنياد علوم و انستيتوت هاي منطقوي ايكو، تاسيس كميسيون وترنري ايكو و تاسيس مركز منطقوي براي اداره خطرات ناشي از حوادث طبيعي.
اجلاس همچنان روند ساده سازي صدور ويزه را براي تاجران كشور هاي عضو ايكو و حمايت ار رشد سرمايگذاري را در کشو رهاي عضو، مورد غور قرار خواهد داد.
جاي شك نيست كه انعقاد اجلاس شوراي وزيران ايكو در افغانستان و آنهم در شهر تاريخي هرات مزاياي ويژه اي را به افغانستان و ايكو دارد.
اين نکته كه پس از ساليان مديدي، افغانستان قادر به ميزباني همچو يك اجلاس در يكي از ولايات دور تراز پايتخت، ميگردد، به ذات خود يك موفقيت است.
براي اولين بار يكي از ولايات افغانستان در محراق توجه کشور هاي منطقه قرار ميگيرد و هراتيان از آمادگي هاي امنيتي و لوژستيكي اين اجلاس مستفيد ميگردند. ولي فراموش نبايد كرد كه افغانستان بايد در قبال موضوعات اصلي مورد بحث اجلاس، مواضع خاص خود را داشته باشد. ضمناً افغانستان وظيفه دارد تا به صفت يك عضو مسوول ايكو، ميزباني جلسات محوله آنرا به عهده گرفته و تشريفات و مهمان نوازي لازمه را به وجه احسن انجام دهد.
تعدادي از موضوعات مورد بحث شوراي وزيران ايکو در شهر هرات براي افغانستان خيلي مهم و حياتي ميباشند. به گونه نمونه، اتصال شبکه هاي برق كشور هاي منطقه يكي از اهداف استراتيژيك افغانستان است كه ارزش هاي خاص خود را دارد. امروز افغانستان اضافه از 520 ميگاوات برق توليدي و توريدي (به شمول 100 ميگاوت برق ديزلي كه از طرف امريكا وعده داده شده است) دارد، در حالي كه حداقل به 1000 ميگاوات ضرورت دارد. اين رقم در پنج سال آينده به بيش از 1600 ميگاوات بالا خواهد رفت.
در کوتاه مدت ممكن به نظر نمي رسدكه افغانستان ظرفيت توليد برق خود را به آن سطح بالا ببرد، فلهذا براي رفع نيازمندي هاي عاجل خود به توريد برق از كشور هاي توليد كننده همسايه (مخصوصاً كشور هاي آسياي مركزي) نياز دارد كه اتصال شبكه ها اينكار را آسان ميسازد.
در دراز مدت، وقتي افغانستان ظرفيت هاي توليد برق خود را انكشاف دهد، همين شبكه ها فروش برق افغانستان را به كشور هاي مصرف كننده (مخصوصاً در جنوب آسيا) سهل تر ميسازد. از طرف ديگر، موجوديت اين شبكه ها نقش افغانستان را به عنوان پل اتصالي آسياي مركزي با آسياي جنوبي تقويت نموده و عوايد هنگفتي را از بابت ترانزيت برق نصيب افغانستان ميسازد. در كل، اتصال سيستم هاي برق كشور ها، همكاري و ادغام اقتصادي منطقوي را رشد داده و عوامل تشنجات و كشيده گي هاي سياسي و امنيتي را در منطقه تقليل خواهد داد.
به اساس موافقتنامه تجارتي ايكو (ايكوته) افغانستان بايد بعد از تصويب موافقتنامه الي پانزده سال آينده تعرفه هاي گمركي خود را در برابر اموال وارده از كشور هاي عضو ، تا پانزده درصد تقليل دهد. اين در حاليست كه زمان تقليل تعرفه ها به سائر اعضاي ايكو هشت سال تعيين شده است.
آيا تقليل اين تعرفه ها به چه اندازه افغانستان را به يك كشور مصرفي تبديل خواهد نمود و تاثيرات آن بالاي توليدات ملي، صادرات و عوايد گمركي دولت چه خواهد بود؟ در اين رابطه تقليل تعرفه ها بر مبناي كدام محاسبات دقيق و استراتيژي تجارتي براي ساليان بعدي ادامه خواهد يافت؟ محصولات صادراتي افغانستان چطور ميتوانند از تقليل تعرفه ها توسط كشور هاي همسايه استفاده اعظمي نموده و راه خود را به ماركيت هاي منطقه و جهان باز نمايند؟
مهم است تا بدانيم كه تحت شرايط موافقتنامه چارچوب ترانسپورت ترانزيتي ايكو، افغانستان به صفت كشوري که در ترانزيت کالا به کشور هاي همجوار راه کوتاه و اقتصادي مي باشد، براي كاستن وقت ترانزيت به چه اقداماتي متوصل شده است؟ در حال حاضر طور اوسط مدت ترانزيت منطقوي در داخل افغانستان از تورخم الي حيرتان كمتر ازده روز ميباشد. چه بايد كردتا اين مدت مزيد برين تقليل يابد و در امنيت و مصارف ترانزيت اصلاحات صورت گيرد؟ در اين رابطه پروگرام هاي اصلاحات در گمركات، قواي امنيتي سرحدي، طرزالعمل هاي تجارتي، وضع شاهراه ها و حفظ و مراقبت شان و همچنان عقد قرارداد هاي ترانزيتي با كشور هاي همسايه، نقش خيلي مهم دارند.
خوشبختانه در چارچوب استراتيژي انكشاف ملي افغانستان مسوده هاي استراتيژي سكتور هاي تجارت، ترانسپورت و همكاري هاي منطقوي، به سوالات فوق قبلاً جواب هائي داده اند. اين مسوده ها بايد در جريان مباحث گردهمآئي هاي منطقوي و بين المللي شبيه اجلاس شوراي وزيران ايكو در هرات، مسوولين امور ما را كمك نمايد تا موضعگيري هاي افغانستان را واضحتر و روشنتر سازند.
در هرات، هيت افغاني نه تنها بايد كشور هاي عضو ايكو را براي سهم گيري بيشتر در صندوق خاص پروژه هاي بازسازي افغانستان تشويق نمايد، بلكه مشوره دهد كه پول اين صندوق صرف پروژه هائي گردد كه با زيربنا هاي منطقوي افغانستان سر و كار دارند. به اين ترتيب كشور هاي منطقه با حمايت از اين صندوق، در واقعيت امر خود را نيز كمك خواهند نمود. برعكس، كاربرد دارائي اين صندوق براي تمويل پروژه هائي كه ابعاد منطقوي نداشته باشند، عمر صندوق را كوتاه خواهد نمود.
دو هفته قبل در ششمين اجلاس بورد مشترك انسجام و نظارت موافقتنامه افغانستان منعقده كابل، تصميم گرفته شد تا افغانستان در مشوره با كشور هاي منطقه و سازمان هاي اقتصادي منطقوي، امكانات تاسيس يك صندوق سرمايگذاري را براي زيربنا هاي منطقوي خود جستجو نمايد. با استفاده از فرصت در مجلس هرات، جانب افغاني ميتواند پيشنهادي را مطرح سازد كه در دراز مدت صندوق خاص پروژه هاي بازسازي افغانستان به صندوق سرمايه گذاري براي زيربنا هاي منطقوي افغانستان تبديل گردد. البته اين در حالي خواهد بود كه رهبري آن هنوز هم به دست ايكو باقي خواهد ماند، ولي بهتر است كه اشتراك ساير سازمان هاي اقتصادي منطقوي، منجمله سارك، كريك وشانگهاي به آن ميسر گردد.
اين پيشنهاد در ابعاد افغاني و منطقوي كشور هاي زيادي را متعهد به كمك هاي دراز مدت براي رشد زيربنا هاي افغانستان خواهد نمود. ضمناً افغانستان به صفت يك محور مهم جيواستراتيژيكي در منطقه، رسالت خود را در همكاري بين سازمان هاي اقتصادي منطقوي انجام خواهد داد و تاسيس همچو يك صندوق را به عنوان اولين پروژه مشترك بين اين سازمان ها تبديل خواهد نمود. اين ابتكار به كشور هاي بزرگ در مناطق اطراف افغانستان، منجمله چين، هند و فدراسيون روسيه موقع خواهد داد تا در حمايت از صندوق ، پا پيش گذارند.
در ابعاد بالاتر و فراتر از سازمان ايكو، افغانستان از مناطق اطراف خود چه ميخواهد وبه آنها چه ميدهد؟ "منطقه افغانستان" چه تعريفي دارد و ويژگي هاي خاص آن چيست؟ نقش محوري افغانستان در رشد اقتصادي مناطق اطراف آن و روابط ذات البيني شان چه است؟ اجزاي ديپلوماسي فعال و ابتكاري منطقوي افغانستان را چه چيز ها تشكيل ميدهند؟ چگونه مسائل انكشافي را ميتوان به محور همكاري هاي منطقوي تبديل نمود؟ استراتيژي افغانستان در طرز كار با سازمان هاي اقتصادي منطقوي منجمله سازمان همكاري اقتصادي (ايكو)، انجمن همكاري هاي منطقوي جنوب آسيا (سارك)، پروگرام همكاري هاي اقتصادي منطقوي در آسياي مركزي (كريك) و سازمان همكاري شانگهاي چه است؟ چه بايد كرد تا تنش ها و رقابت هاي منفي قدرت هاي بزرگ را از منطقه دور نگاه داشت؟
پاسخ به اين سوالات به تحليل و ارزيابي عميق اوضاع و احوال منطقه و جهان نياز دارد كه در مسوده استراتيژي همكاري هاي منطقوي مفصلاً مورد بحث قرارگرفته است.
طي سالهاي اخير عمق بحرانات سياسي در کشور هاي همسايه، مخصوصاً پاکستان و ايران وسعت پيدا نموده است. در مناطق اطراف افغانستان در آسياي ميانه، شرق ميانه، آسياي جنوبي و شرق دور، آهسته آهسته صف بندي هاي تازه سياسي، نظامي و اقتصادي در حال شکل گيريست. قدرت هاي بزرگ جهان، منجمله ايالات متحده امريکا، اتحاديه اروپا، چين و فدراسيون روسيه تلاش دارند تا با در نظرداشت منافع خود شان در شکل گيري اين صف بندي ها نقش کليدي و اساسي داشته باشند. تنش بين امريكا و ايران ابعاد تازه پيدا نموده است.
فشار هاي واشنگتن و هم پيمانان بين المللي آن بالاي تهران باعث شده است تا ايران خواسته يا ناخواسته به تقويت نيرو هاي ضد امريكا در منطقه، منجمله طالبان و گروپ هاي مقاومت در عراق، بپردازد. از طرفي هم الزامات توليد سلاح اتومي در ايران تشويش هاي بزرگ منطقوي و جهاني را افزايش داده است. گرچه اظهارات تازه آقاي پوتين رئيس جمهور روسيه در تائيد از برنامه هاي صلح آميز هستوي ايران قابل تعمق است.
در مناطق اطراف افغانستان قدرت هاي نو اقتصادي ظهور نموده اند. در شرق، چين و هند که مشترکاً يک سوم نفوس کره زمين را تشکيل ميدهند، به صفت بزرگترين بازار امتعه کشور هاي منطقه و جهان درآمده اند و خود نيزآهسته آهسته بازار هاي تجارتي را، حتي در دوردست ترين نقاط دنيا، تسخير ميکنند. در غرب، کشور هاي ترکيه، ايران و امارات متحده عرب با استفاده از موقعيت استراتيژيک و منابع خوب انرژي شان در شاهراه رشد اقتصادي به راه افتاده اند. در شمال، کشور قزاقستان با استفاده از منابع سرشار طبيعي منجمله نفت به صفت يک قدرت نو در آسياي مرکزي در حال ظهورمي باشد و از عوايد مازاد نفت، صندوق سرمايه گذاري قزاقستان را جهت بسط نفوذ منطقوي تاسيس نموده است. فدراسيون روسيه سخت نگران است كه منابع انرژي آسياي مركزي به آسياي جنوبي انتقال نيابد. ولي امريكا تلاش دارد تا انرژي آسياي مركزي توسط كمپني هاي سكتور خصوصي و ترجيحاً امريكائي، به جنوب سوق داده شود و از تسلط عنعنوي روسيه خارج گردد.
طي شش سال گذشته، موجوديت صلح و ثبات نسبي در افغانستان به ذهنيت همکاري ها و ادغام اقتصادي در منطقه جان بخشيده است. تحرکاتي در جهت انتقال انرژي آسياي مرکزي به آسياي جنوبي و اتصال ترانسپورتي، تجارتي و ترانزيتي کشور هاي منطقه و حتي قاره اروپا به جنوب آسيا از طريق افغانستان به راه افتاده است. بعضي ها به اين فکر اند که همکاري و ادغام اقتصادي منطقوي در دراز مدت باعث خواهد شد تا تنش هاي سياسي و امنيتي در منطقه کم شود. افغانستان تازه طرح يك استراتيژي همكاري هاي منطقوي را ريخته است، ولي هنوز روشن نيست كه چگونه جنبه عملي پيدا خواهد نمود.
در جنوب، کشور پاکستان آهسته آهسته به اسرائيل منطقه تبديل ميشود. در حالي که اکثر کشور هاي جهان به نيات دولتمردان پاکستان خوب آگاه اند، هنوز هم اسلام آباد از حمايت قدرت هاي بزرگ، منجمله امريكا و انگلستان، برخوردار است. انتخابات اخير رياست جمهوري پاكستان نيز كه چانسي براي انتقال قدرت از نظاميان به سياسيون ملكي بود، دستخوش هنرنمائي هاي جنرال پرويز مشرف گرديد. امروز، شش سال پس از سقوط رژيم طالبان، پاکستان نه تنها حمايت قبلي اش را از رژيم طالبان توجيه ميکند، بلکه دوباره به قدرت رساندن شانرا علناً در آجنداي کار منطقوي و جهاني خويش گنجانيده است. اظهارات تازه و بي پرده دولتمردان پاكستان گواه واضح براين ادعاست. دو سال قبل طالبان از صحنه سياسي افغانستان ناپديد گشتند، ولي اينك هم حكومت افغانستان و هم بعضي از حاميان بين المللي آن، طالبان را به صفت يك قدرت سياسي و نظامي پذيرفته اند و حتي در صدد تفاهم و تقسيم قدرت با آن ها هستند. جرگه امن منطقوي نيز بجاي يك برخورد استراتيژيك، عاطفي تر با مسله برخورد نمود.
با درنظرداشت آنچه در بالا اشاره شد، ديده ميشود که افغانستان در يکي از حساس ترين و بحراني ترين مناطق جهان قرار دارد. ابتدائي ترين اصول و شيوه هاي ديپلوماتيک حکم ميکند که در کشوري با همچو موقعيت جيواستراتيژيك بايد براي رسيدگي به چلنج هاي منطقوي و بين المللي از همان ساليان قديم طرح سياست فعال و ابتکاري منطقوي ريخته ميشد. اين سياست بايد در مواقع مختلف، موقعيت افغانستان را به صفت يک سرمايه ملي، منطقوي و جهاني عرضه ميکرد و اجازه نميداد تا کشور ما صحنه رقابت هاي آزمندانه و زد وبند هاي قدرت هاي مختلف گردد. افغانستان بايد به صفت نقطه تلاقي و اتصال تمدن ها و چهارراه تجارت و ترانزيت مناطق مختلف اطراف آن معرفي ميگرديد.
مشکلاتيکه باعث بحران هاي منطقوي گرديده بود بايد از طريق سياست فعال و ابتکاري رفع مي شد. به طور مثال براي معضل خط ديورند، مسايل رودخانه هاي هريرود و کابل و غيره که باعث ايجاد و يا تداوم تشنجات منطقوي گرديده بودند بايد در همان سالهاي نخستين راه حل هايي پيدا ميشد.
پس از گذشت شش سال و ازدياد تعداد بازيكنان سياسي، نظامي و اقتصادي منطقوي و جهاني در كشور ما و فقدان مديريت مبتكر، بيم آن ميرود که موقعيت جغرافيائي و مرکزيت افغانستان يکبار ديگر دردسر هاي بزرگي را براي کشور ما خلق نمايد. در اين رابطه و براي بيرون رفت از وقايع ناگوار احتمالي، سوال اينست که طرح و ابتکار حکومت افغانستان در منطقه چه خواهد بود؟
نوت: آقای صیقل سابق معين وزارت امور خارجه، مشاورکنونی پروگرام انكشافي ملل متحد براي استراتيژي انكشاف ملي افغانستان