|
|
انتخاب اوباما؛ پیشتازی امریکا
انتخاب اومابا از سوی امریکایی ها، انتخاب خود شان در جهت پاسداری از منافع امریکا بوده است؛ ولی این انتخاب یک گزینش معمول نبود، بل امریکایی ها بااین کار شان انقلاب دیگری کردند که تبعات آن برجهان وارد خواهد شد.
انتخاب بارک اومابا، نه گفتن به جنگ ونظامی گری است، در حالی که اوباما در مبارزه با تروریسم بیشتر از رقبایش مقاوم و سرسخت جلوه می کند. او از همین اکنون برخی از بن بست های جهانی را گشود و روزنه هایی در روابط امریکا با ونزویلا و ایران به مشاهده رسید، بلافاصله پس از اعلان پیروزی اوباما بازار های تبادلهی اسعار در سراسر جهان جنب و جوش تازهی بخود گرفت، و حتا نگاه های مردم به امریکایی ها بیشتر شد، چه؛ امریکایی ها با انتخاب اوباما نژادپرستی را سرکوب کردند؛ تصویر امیدبخشی در برابر دیدگان جهان قرار دادند و از زندگی بهتری در آینده خبر دادند.
امریکایی ها کار شگفتی بجا آوردند و همه را به تعجب وا داشتند، سرانجام در پیشاپیش این مبارزهی دشوار چه کسی قرار داشت و از چه نیرویی بهره مند بود؟ اوباما در پهلوی شایستگی های متعددی که دارد، از چنان اعتماد به نفس برخوردار است، که همه دشواری ها را برایش آسان ساخت و موانع را از میان برداشت؛ این نیروی عظیم سعهی صدر، زبان شیوا، و جاذبهی مردان تاریخ ساز را به او بخشیده است.
به اوباما گفته شد، آوازهای بیش نیستی، تازه پدرت از کنیا به اینجا آمده، شانسی به پیروزی نداری، نباید این خیال را در سر داشته باشی!
در جواب گفت: همه در این جهان آواره و مهاجر اند و چه رسد در امریکا، این مسأله سدی در برابر ارادهی من شده نمی تواند.
به اوباما گفته شد، تو بچهی سیاه هستی، امریکا مال سفید پوستان است، سفیدها سده هاست که حکمروایی کرده اند و سیاهان را به فروتر از حیوان دیده اند، مارتین لوترکینگ را همین ها به گلوله بستند، نمی شود رأی این ها را بدست آورد.
اوباما با خنده گفت؛ دیگر آن زمان ها بسر رسیده، اگر خوب کار شود براین تبعیض نقطهی پایان می گذاریم، رأی شمار محدودی را که در گنداب نژادپرستی فرو رفته اند، نباید به حساب همهی مردم امریکا شمرد و به امریکا تصویر مشمئز کنندهی داد.
فراوان به اوباما گفتند، تو مسلمان هستی، نام اصلی ات حسین است، در یک کشور مسیحی، یک مسلمان نمی تواند رئیس جمهور شود. این مسأله را در رسانه ها فراوان به خورد مردم دادند.
اوباما پاسخ داد؛ این حرف هم بهانهی بیش نیست و نمی تواند مانعی جدی برسر راه من باشد و به پیش رفت.
کسانی هم که از دورتر مبارزه را تماشا می کردند، به اوباما، ایراد گرفتند که جوانی بیش نیستی، گرم وسرد روزگار ندیدهای و در صحنه های جنگ حضور نیافتهی، نمی توانی از زیربار مسؤولیت بزرگ موفقانه بیرون شوی؛
اوباما گفت، نگران نباشید، حرف خوب را از همه جا می شنوم و بزرگسالان را به مشورت و همکاری بر می گزینم.
برای فعالان عرصهی سیاسی، انرژیی که در درون اوباما جا دارد، انرژی اندکی نیست، در همین کشور خودمان تنها یک مسألهی سادهی قومی روح مبارزاتی شمار کثیری را قبض کرده است و توان راه رفتن از آنها را گرفته است، مگر فایق آمدن بر تبعیض نژادی، بر تبعیض دینی، تبعیض سنی و تبعیض قارهیی کار سادهای نیست؟ نه والله کار بس بزرگی است، شخصیت توانایی در کار است، که وارد این میدان شود و پیروز بدر آید.
بدون تردید پیروزی اوباما برتری جویان قومی و زبانی را در افغانستان نیز به هراس انداخته باشد، تا آن پیمانه که «امریکا» و «افغانستان» برای شان درهم نماید و بر پریشان گویی آن عده بیفزاید.
از همین حالا تحلیلگران امور، پیروزی اوباما را در انتخابات ریاست جمهوری امریکا شامل سه پیامد عمده در ارتباط به افغانستان می شمارند:
• برکناری آقای حامدکرزی و گروه همدست او که بوسیلهی زلمی خلیلزاد دست چین شده بود.
• وارد آمدن فشار بیشتر بر پاکستان به موجب پشتیبانی از تروریسم.
• تقویت یافتن طرح برگزاری کنفرانس بین المللی به منظور حل معضلهی افغانستان.
امریکایی ها راه مذاکره، گفتگو و تنش زدایی را با انتخاب اوباما برگزیدند؛ لیکن تا حل معضلاتی که در برابر آن کشور قرار دارد، بسی فاصله است و آینده می تواند آن را روشن سازد، انتخاب خوب، نخستین گام بلند است، نه اعلان رفع همهی مشکلات.
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|