|
|
نامه يك هوادار
اين نامه به مناسبت برگزاري مجمع عمومي حزب مردم مسلمان افغانستان توسط يك هوادار اين حزب، رسيده است.
من از راه دوري آمده ام، وقتي كه از قريه هاي يكاولنگ به طرف دوستانم در همايش بزرگ حزب مردم مسلمان افغانستان مي آمدم، زماني كه از راه هاي خراب و خسته كننده باميان مي گذشتم، فكر مي كردم كه بايد پا به پاي ديگر دوستانم از بدخشان و بغلان وبلخ و قندهار و هرات، آينده ام را بسازم. مي دانم كه بسياري از همرزمانم چون من، كوه ها و كوتل ها و دره ها را پشت سر نهاده و آمده اند تا دوشادوش من و تو فرياد اتحاد و يكپارچگي بكشند. آمده اند تا تصويري از حضور مردمي و مشاركت ملي را ثبت نمايند. من از راه دوري آمده ام، استخوان هايم از شدت دوري راه و از فرت خرابي سرك، كوفته و ضرب ديده شده اند اما ديگر بي عدالتي ها را تحمل نمي توانم. من بيش از اين نمي خواهم در سرنوشت خويش بي تفاوت باشم.من از راه دوري آمده ام تا به آينده اي نزديك و روشن پاي گذارم، مي خواهم با تو دست اتحاد بدهم، از سازندگي بگويم و از آباداني. من و تو فرداي مان را از امروز مي سازيم.
هوادار ناچيز حزب مردم مسلمان افغانستان
زنده باد افغانستان آباد و آزاد
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|