"حسيني مدني" پس از 60 سال استقلال پاكستان، اين روزها دشوار ترين روزهاي حيات سياسي اين كشور مي باشد. مراكز طالبان از مناطق قبايلي به ساير مناطق اين كشور گسترش يافته و ناامني ها به اوج خود رسيده اند. پس از حادثه لال مسجد اسلام آباد بيش از 40 حمله انتحاري در پاكستان ثبت شده است و صدها نفر به قتل رسيده اند.
در مناطق وزيرستان، ارتش پاكستان با طيارات جنگي و اسلحه سنگين به پيشواز جنگي تمام عيار رفته است. به باور بسياري از كارشناسان اكنون اگر پاكستان 500 هزار نيروي نظامي خويش را نيز به كار بگيرد، توان مهار ساختن تروريسم طالب و القاعده را نخواهد داشت، روحيه ارتش اين كشور كاملاً از بين رفته است و به كرات ديده شده كه آنها در گروه هاي بيش از صدنفري تسليم طالبان مناطق قبايلي شده اند.
اين روزها بحران اعتماد در پاكستان به اوج رسيده است، سياستمداران به هم بي باور شده اند، مردم نسبت به حكومت هيچ اعتمادي ندارند، بين حكومت و سازمان استخبارات پاكستان اختلاف موجود است، بين نهادهاي دولتي هيچ هماهنگي موجود نيست، حتي پرويز مشرف به خود نيز بي باور شده است.
بين سياستمداران و نظاميان نيز كشمكش هاي فراوان و اختلافات زيادي هماره موجود بوده است. بناءً بادرنظرداشت تمامي مشكلات پاكستان، اعلام وضعيت اضطراري از طرف مشرف خود بيانگر وخامت اوضاع در اين كشور مي باشد. و دستگير نمودن ها و محبوس ساختن ها و جار وجنجال هاي پس از آن در چنين شرايطي صورت مي پذيرد.
اما اوضاع فعلي، به يقين وخيم تر از آنچه هست خواهد شد. پاكستان در حال انفجار است و آينده اين كشور غير قابل پيشبيني است. متأسفانه تحولات پاكستان هميشه تاثيرات مستقيمي بر افغانستان داشته است با انفجار اين بمب خطرناك، قطعاً پوكه ها يا چره هايي از آن، نصيب افغانستان خواهد شد.
عده اي افغانها كه به دليل رذالت هاي پاكستاني ها و مداخلات اين كشور در افغانستان با ديده خشم به اين كشور مي نگرند از آتش كنوني كه دامن خود پاكستاني ها را گرفته چندان ناخوشنود نمي باشند، اما عده اي واقع نگرانه تر انديشيده و پيامد هاي منطقوي اين ناآرامي را نيز به تحليل مي گيرند، هم چنان كه جامعه جهاني نيز با دقت خاصي متوجه تحولات دروني پاكستان گشته اند.
سياستمداران نظامي پاكستاني برعلاوه اينكه در افغانستان به بازي خطرناكي دست زدند، حاميان غربي خويش را نيز به سُخره گرفتند يعني لقمه اي بزرگتر از دهان خود برداشتند كه اكنون گلوي آنان را سد نموده است.
آنان از يك طرف ظرف چهار سال گذشته در حدود 15 مليارد دالر تنها از امريكا در قبال جنگ با تروريسم گرفتند و از جانب ديگر با سياستي احمقانه به تقويه و تجهيز طالبان پرداختند. كشورهاي غربي برخلاف افغانستان، خواهان تداوم بحران در پاكستان نمي باشند چرا كه پاكستان مهد افراط گرايي ديني و مركز آموزش تروريسم است.
غربي ها از آن مي ترسند كه با اوج گرفتن گروه هاي تند رو مذهبي، آنان به منابع تسليحاتي اتمي پاكستان دست يابند كه در آن صورت، وضعيت براي غربي ها بسيار دشوار خواهد بود، همچنانكه آينده امنيت و تماميت ارضي افغانستان در هاله اي از ابهام قرار خواهد گرفت. بناءً لازم است كه در يك اجماع عمومي به فكر راه حل خروج از بحران پاكستان بود.
با وجود آنكه قدرت و حكومت هميشه در بين دو گروه سياستمداران و نظاميان در پاكستان، سرگردان بوده است اما آن زمان كه نظاميان، خصوصاً باكودتا در اين كشور مستقر گشته اند كشورهاي منطقه در مجموع به تشويش افتاده اند بناءً بايسته است تا جامعه جهاني اكنون بيش از هر زمان ديگر متوجه پاكستان باشد.
اين كشور بيش از همه نيازمند دموكراسي است، با وجود آنكه پاكستان حكومت هاي زيادي را تجربه كرده، ليكن تاكنون، هرگز موفق به ساخت و توسعه يك حكومت دموكراتيك نشده است. رئيس جمهور فعلي اين كشور اكنون مبدل به يك ديكتاتور تمام عيار گشته و ارگان هاي ديگر دولتي حالتي فرماليته يافته اند. بناءً تحليلگران سياسي براين باور اند كه نظاميان مي بايد سياست و قدرت را رها نموده يا حداقل قدرت رابا ديگر سياستمداران پاكستاني تقسيم نمايند.
راه حل مهمي كه براي عدم تكرار بحران فعلي مطرح مي گردد آن است كه سياستمداران پاكستاني در سياست هاي اشتباه خود تغيير بياورند. آنان از يك طرف رابطه اي نزديك با امريكا و غرب برقرار ساخته و در حمله امريكا بر مواضع طالبان در افغانستان در كنار آنان همكاري نمودند و باعث خشم افراطيون مذهبي شدند و از طرف ديگر به تقويت و تجهيز طالبان و گروه هاي افراطي برعليه قرار گرفته و اين همان لقمه گلوگيري بود كه اكنون در حال خفه ساختن آنان است. لذا مي طلبد تا سران پاكستان در مواضع خويش نسبت به طالبان و عناصر افراطي شدت عمل بيشتري به خرچ دهند و از طرفي در ميزان مناسبات خويش نسبت به غرب بازبيني بيشتري نمايد چرا كه پاكستان مهد افراط گرايي مذهبي است و افراطيون مذهبي را ياراي پذيرش رابطه اي تنگاتنگ با غرب نمي باشد.
نكته مهم ديگر در اين جا، نقش و تاثير انكار ناپذير سازمان استخباراتي پاكستان، در بحران موجود و نيز در ايجاد بحران هاي منطقوي است. اين سازمان در ميزان قدرت و نفوذ در حكومت و سياست، نوسان داشته است. آي.اس.آي وامدار جنرال ضياالحق مي باشد كه غالباً عناصر راديكال را در خود جاي داده است اگر بين سياستمداران و نظاميان پاكستان در تقسيم قدرت تعادل برقرار نشود، اين بحران و وضعيت كماكان ادامه خواهد داشت و مردم سالاري توهمي بيش نخواهد بود.
به نظر مي رسد كه روزهاي تاريك پاكستان همچنان پايدار بماند. اين روزهاي تاريك ثمره خودخواهي ها و تنگ نظري هاي آنان است. قدرت مداران پاكستان مي خواستند تا روشنايي و افق روشن افغانستان را از مردم مظلوم ما بدزدند اما خود در چاه تاريكي افتادند كه برآمدن از آن بسيار دشوار مي نمايد.