|
|
آموزش دختران و سنت های حاکم بر جامعه ما
"نویسنده: مهران موحد" به مناسبت روز معلم که در افغانستان مصادف است با سوم جوزا/ خرداد لازم است به یکی از مشکلات عدیده ای که آموزش و پرورش کشور ما با آن مواجه است، اشاره ای کنیم.
یکی از مشکلاتی که مانع پیشرفت تعلیم در افغانستان شده این است که عده ای تحت تاثیر سنت های غلط جامعه سنت زده افغانستان از رفتن دختران به مکاتب جلوگیری می کنند.
اگر چه دولت افغانستان به هر مناسبتی می کوشد از گسترش آموزش در افغانستان سخن بزند ولی واقعیت این است که تا هنوز هم آموزش و پرورش در کشور ما، وضعیت نابهنجاری دارد و با مشکلات گوناگونی دست و پنجه نرم می کند.
گروهی از افراد متحجر و ضد دانش در کشور ما وجود دارند که به شدت با آموزش دختران مخالف اند و عملا از رفتن دختران به مدارس جلوگیری می کنند. حتا ممکن است این افراد خود را "عالم دین" بدانند و ادعا کنند که آن چه می گویند مرادف است با تعلیمات ناب اسلامی.
هر از چند گاهی می شنویم که در فلان روستا مکتبی به آتش کشیده شد یا در بهمان قریه یا شهر، دختران دانش آموز مسموم شدند. معمولا دولت افغانستان این کارها را به دشمنان مردم افغانستان ( اصطلاحی که تا هنوز تعریف مشخصی برای آن ارائه نشده است) نسبت می دهد ولی نکته غیر قابل انکار این است که ممکن است این قبیل اعمال را نه افرادی از میان گروه طالبان یا حزب اسلامی گلبدین حکمتیار بلکه اشخاصی عادی ولی با اندیشه های متحجرانه انجام داده باشند.
من خودم در بسیاری از مواقع شاهد بوده ام که افرادی با "زی عالم دین" بر ضد آموزش دختران سخنرانی کرده اند یا از گشایش مکتبی دخترانه با جدیت تمام جلوگیری نموده اند.
بدون شک تا آن جایی که من می دانم اسلام هیچ گونه مخالفتی با رفتن دختران به مکتب یا دانشگاه ندارد بلکه به شدت به این کار ترغیب می کند. این که اذهانی بیمار بخواهند برای به کرسی نشاندن حرف های بی اساس خود به احکام دینی مراجعه کنند، چیز تازه ای نیست هر چند برای مردم ما که به شدت دین باور و شریعت مدار اند آسیب های جدی می رساند.
به نظر من برای این که دولت افغانستان جلو فعالیت های افراد متحجر و واپس گرا و دانش ستیز را بگیرد، باید به یک اقدام شجاعانه دست بزند و آن این که سخنرانی یا فعالیت های دانش-دشمنانه این اشخاص را قدغن کند و حتا در صورت لزوم این گونه افراد را مورد مجازات قرار دهد. جالب این جا است که در مواردی دیده شده که خطیبانی که از سوی وزارت اوقاف تعیین شده اند و حقوق بگیر دولت اند، نیز دستی بر آتش دارند و بر ضد رفتن دختران به مکاتب و دانشگاه ها سخنرانی می کنند.
درست نیست که دولت در برابر افرادی که نسبت به نیم جمعیت یک جامعه توهین روا می دارند و آن ها را عملا فلج نگه می دارند از خود بی اعتنایی نشان دهد و دست روی دست بگذارد.
به نظر من این گونه اقدامات، حداقل کاری است که می توانند مقامات دولتی انجام دهند.
تا کی دختران و زنان ما ضرب المثل در بی سوادی و بدبختی در جهان باشند و تا چه زمانی نام افغانستان، تداعی کننده فقر و فلاکت و مواد مخدر و تبعیض بر ضد زنان و مردان متحجر قبیلوی باشد؟
مردم ما معمولا برای فخرفروشی و نشان دادن این که ما یک سر و گردن از دیگران بالاتریم، به این نکته تاکید می کنند که کشور ما تاریخ چند هزار ساله دارد.
تاریخ چند هزار ساله به چه درد ما می خورد وقتی که در قرن بیست ویک به امکانات ساده زندگی دسترسی نداشته باشیم و دختران و زنان ما برای فراگرفتن آموزش های ابتدائی با مشکلات طاقت فرسا دست و پنجه نرم کنند و مدارس دخترانه به آتش کشیده شود و دختران دانش آموز مورد تهاجم گروه های متحجر قرار بگیرند و جانشان در خطر باشد. تاریخ پرافتخار و شکوهمند! چه دردی را درمان می کند زمانی که نام کشور ما در رسانه های گروهی در کنار واژه هایی همچون عقب ماندگی و بی سوادی و جنگ و طالبان و عملیات های انتحاری و زن ستیزی و کوکنار و قبیله گرفته شود.
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|