"نوشته: روستاپور" شعار هاي بلند بالاي رئيس دولت، آقاي كرزي و تكنوكرات ها، درطول پنج سال گذشته كمتر جامه عمل پوشيده اند. فريب، نيرنگ، دروغ وحتي كاركردن به منافع كشور هاي خارجي درافغانستان به حدي بوده كه خوردترين شهروندان افغانستان به هيچ يك مسؤولين حكومتي ودوستان خارجي اش باور ندارند.
در هر گردهمايي؛ رئيس جمهور كرزي وهمراهانش از دست آورد هاي اندكشان ياد ميكنند ونوشتن قانون اساسي را به روي كاغذ به رخ شهروندان ما مي كشند.
در زمان پنج سال سپري شده هيچگاه و درهيچ جاي خود را كم نشمرده اند وهميشه خود را فاتح دوران ودولت سازان اكادميك به مردم رنج ديده افغانستان وحتي براي جهان قلمداد ميكردند. براي همه گان معلوم بود كه آنچه كرزي وتيم كاري شان شعار مي دهند يك جلوه وارونه بيش نيست. بعد از همان چند ماه اول حكومت، كمتر كسي بود كه به گفته هاي اين آقايان خوش تيپ باور كند؛ اما با آنهم ازطريق رسانه هاي حكومت گوش جهانيان را كر ساخته بودند وتا كهكشان ها صداي طرح هايي شان بلند بود.
كساني كه درخارج از افغانستان بسر مي بردند، باشنيدن سروصداهايي از روند دولت سازي، مشاركت ملي، نظام و نظم، اداره و اردو پوليس، انكشاف وتحصيل و... باعجله تام به اين كشور برگشتند،
اين افراد كه بي الكول نشه شده بودند از خاطر اينكه جاي واژه اسلام ومعنويت را دموكراسي گرفته، از ديارغرب دوپاي داشته ودوپاي ديگر را قرض كردند وبه افغانستان آمدند.
اما وقتي آمدند و ديدند كه اين صداي چمچه آشپزي بوده كه در ديگر خالي مي زده وطنين صدا تا آسمان بلند مي شده و درون ديگ چيزي نيست، نه از نظام اثري در اين كشور است ونه از دولت سازي خبري!
اردوي افغانستان بس ضعيف است و از رشد تحصيل وآموزش كمتر اثرات ديده مي شود، فساد اداري تا ارگ آقاي كرزي مروج است، روابط، اولويت هركار به جاي ضوابط است.
آنچه به خروار در طول پنج سال يافت مي شود افزايش مزخرفات است و فقر و بدبختي و نا امني و فساد سرانجام اين همه لاف ودروغ براي همه گان معلوم گشت، وجامعه جهاني از اين وضعيت خسته وناكام شدند.
چندي قبل زلمي خليلزاد كه خود زماني به صفت نماينده بوش وسفير كبيرامريكا درافغانستان ايفاي وظيفه ميكرد، از ناكامي حكومت افغانستان سخن گفت و نگراني اش را ابراز داشت، بانكيمون سرمنشي ملل متحد نيز از روند ناكام دولتمردان حكومت افغانستان درچند مجلس يادآوري نمود.
حركت هاي خود سرنيروهايي امريكايي درافغانستان وسياست هاي دوپهلوي كرزي نيز امروز حاصل ديگري داد. آنان بدين باور بودند؛ آنچه را تحت عنوان دموكراسي ودولت سازي بالاي شهروندان قهرمان اين سرزمين بقبولانند دست آورد خوبي درآينده خواهند داشت؛ اما برعكس، امروز حفره عميقي ميان حاكمان ومردم ايجاد شده است. فضاي بي اعتمادي را ديگر توان اعتماد سازي نيست.
كرزي كه خود درسناريوي جورج بوش نقش اول را بازي ميكرد گاهي باگريه مردم را بازي مي داد وگاهي درمقابل كشتزار مردم بي گناه توسط نيروهاي خارجي درافغانستان خاموشي اختيار ميكرد.
نتيجه چنين شد كه بالاخره سناريوي آقاي بوش چندان انجام خوب نخواهد داشت. وآقاي كرزي برعكس درمقابل همه از ضعف خود اقرار ميكند.
در نشستي كه روز قبل بخاطر شوراي هاي انكشاف قريه جات درتالار خيمه لويه جرگه برگذار شده بود آقاي كرزي خطاب به دوهزار شهروند وجمعي از دست اندركاران حكومتش اقرار كرد كه «جامعه جهاني به خاطري آمده بود كه زندگي مردم افغانستان را بهبود بخشند، اما از اين روند تنها دولتمردان افغانستان سود بردند». با سرشكستگي تمام اظهار داشتند كه "در تمام نقاط، بلند منزل ها و آپارتمان هايي كه ديده مي شود يا از وزراي كابينه هستند و يا از وكيل صاحب هاي شورا".
با تأسف بايد گفت كه حالا هرچند كه ايشان خود را همدرد مردم رنج كشيده اين كشور نشان مي دهد ديگر درميان مردم جاي ندارند. بناءً آقاي كرزي بايد بدانند كه ازگفتن اين سخن ها بسيار دير شده است وحالا اين همدردي ها جايي را نمي گيرد.