|
|
انتخابات وديدگاه ما حل مشكلات مهاجرين
مهاجرت پدیدة ناشناخته ای نیست، گروههای فراوانی بنابر شرایط بد اقتصادی، سیاسی، امنیتی زاد گاه های خویش را رها می کنند وبرای یافتن زندگی بهتر رفتن به کشور های دیگر را بر می گزینند اما آمار وار قامی که از سوی نهاد های بین االمللی مهاجرت در چندسال گذشته منتشر شده است، حجم وسیع مهاجرت در سه دهه ی اخیر را افغان ها تشکیل داده است، چهارده سال جهاد مردم بر علیه تجاوز شوروی سابق باعث گردید که گروه های زیادی از مردم افغانستان راهی کشورهای همسایه و سایر کشور ها شوند، اما با بیرون شدن قوای شوروی از افغانستان و ایجاد حکومت مجاهدین، بحران خاتمه نیافت، جنگ، درگیری و خانه بدوشی و آوارگی هم چنان جریان پیدا کرد، کتله های عظیم انسانی هم چنان مهاجر شدند و به کشورهای همسایه ی افغانستان پنا ه بردند.
البته نفس مهاجرت پی آمد های منفی و مثبتی در بر دارد، اگر حکومتی مقتدر و توانمندی به وجود می آمد و می توانست، با مدیریت درست از مهاجران بیشترین سود را ببرد و بسیاری از نیروهایی که در مهاجرت به تحصیل پرداخته بودند، دارای حرفه و تخصص شده بودند، در اداره وپیش برد کشور نقش مهم و موثری را می توانستند ایفا نمایند، اما در افغانستان این ظرفیت و توانمندی ایجاد نگردید، نه دولت مجاهدین این ظرفیت و توان را به وجود آورد و نه هم حکومت هشت ساله ی آقای کرزی توانست قدمی در راه جلب و جذب مهاجران متخصص بردارد و آنان را در ساختار نظام فعلی جا به جا نماید. آنانی که با هزار امید و آرزو آمده بودند تا برای کشور و مردم خویش مصدر خدمت شوند، توانایی فکری و عملی خویش را در خدمت آبادانی کشور قرار دهند متأسفانه تعداد اندکی آنان جذب شدند، آنهم کسانی که با سران قدرت به نحوی ارتباط داشتند، بسیاری از جوان های تحصیل کرده و با دانش،با مراجعه به ادارات دولتی با بر خورد و واکنش های سرد ، منفی و کوتاه بینانه ی مسوولان دولتی مواجه شدند که نه تنها از حرفه وعلم شان در جهت ارتقای ظر فیت های انسانی استفاده صورت نگرفت بلکه عقده مندانه و دل شکسته وبار دیگرراهی دیار غربت شدند و از خدمت به وطن خویش مایوس گردیدند، حجم عظیمی از مهاجرانی که فعلاً در خارج از کشور مانده اند، متأسفانه مایوس و خسته تر از همیشه به سر می برند، کشور های میزبان با برخورد زشت، و گاه ضد بشری می کوشند تا آنان را از کشور خویش بیرون کنند و به گمان این که امروز دیگر در افغانستان جنگ و ناامنی نیست، اما از سوی دیگر ادارات دولتی افغانستان هیچ گونه آمادگی برای پذیرایی و جذب مهاجرین ندارند، گروه های عظیم انسانی وقتی از مرز داخل کشور می شوند، خود را در یک حالت بی پناهی و درماندگی می بینند و گویادر برزخی قرار گرفته اند که نه راه بر گشت میسر است ونه ماندن چنگی به دل شان می زند.وزارتی که در دستگاه آقای کرزی به عنوان وزارت مهاجرین ایجاد شده است، مانند سایر ادارات آن ناکار آمد، فاسد و بی برنامه است. به جز چند پروژه ی تبلیغاتی کار مهم و موثری انجام نداده است، در مجموع می توان گفت که دید دولت تا کنون یک دید تبلیغاتی و پروژه ای بوده است تا یک نگرش غایت مندانه و استراتیژیک، اگر چنانچه دردولت این قدرت و توانمندی وجود داشت اعتبار و اعتمادی را ایجاد می کرد و اداره ی سالم برای جذب مهاجرین به وجود می آید، بخشی زیادی از کمبودهای نیروهای انسانی بر طرف می گردید، در صورتی که صدها جوان تحصیل کرده و با دانش در کشور های همسایه و سایر کشور ها وجود دارند، اما دولت افغانستان همواره از کمبود ظرفیت انسانی رنج برده است. علاوه بر آن که مهاجرت برای مهاجران یاس و نا امیدی را فراهم آورده است، تبعات زیادی را بر دولت امروز و فردای افغانستان نیزتحمیل خواهد کرد که پرداخت هزینه ی آن به مراتب دشوارتر و سهمگین تر از پذیرایی مطلوب آن خواهد بود. شاید روزگاری یافتن یک نیروی "اجنت "کاری دشواری شمرده می شد، و لیکن متأسفانه امروز، یافتن اجنت و جاسوس برای کشور های مهاجر پذیر چون آب خوردن است، با هزینه های اندک و گروه های فراوانی را در استخدام خویش می گیرند و به عناوین گوناگون در خدمت خویش قرار می دهند.
از سوی دیگر بودن تبعه ی یک کشور در کشور دیگر دارای بار منفی سیاسی نیز می باشد، حکومتی که نتواند شهروندان خویش را از سایر نقاط جذب کند و در بازسازی و نوسازی کشور از آنان سود جوید به معنای آنست که آن دولت توان و ظرفیت سیاسی ندارد، از کارآیی مطلوب بر خوردار نیست که متأسفانه این جامه در خوروزیبنده ی حکومت کرزی تا هنوز بوده است. اما امیدواری آنست که دولت بعد از انتخابات با درک شرایط کشور و با در نظر گرفتن پی آمد های منفی ای که پدیده ی مهاجرت دارد، بکوشد سازو کاری را فراهم آورد تا مهاجرین به کشور برگردند در خدمت اهداف ملی قرار گیرند.
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|