|
|
برگهایی از تاریخ، محمد داوودخان و معضلهي پشتونستان
"داكتر سيد علي موسوي" بخش شانزدهم
پاكستان از نظر نفوس چندين برابر جمعيت افغانستان و از نگاه جغرافيا دو برابر آن بود. راه داشتن به بحر امتياز ديگري بود كه آن را نسبت به افغانستان برجسته ميساخت و از نظر اقتصادي صد سال از ما جلوتر بود. دموكراسي، مدنيت، وسايل ارتباط جمعي، خط آهن، تلفن و تلگراف، برق و جاده، روزنامه ها و جرايد فرهنگي باقيمانده از استعمار مستقيم انگليس به پاكستان ميراث مانده بود و افغانستان با داشتن حكومت استبدادي و استعمار غير مستقيم كه به مراتب خطرناك تر از استعمار مستقيم است از همه آنچه گفته شد محروم بود.
داوود خان در استراتيژي اش هيچكدام اينها را مدنظر نگرفته بود و با داشتن خوي وخلق مستبدانه، با كسي مشورت هم نميكرد و حتي نزديكانش هم جرأت نصيحت كردن او را نداشتند تا از كار غلطي برحذر دارند.
بدين ترتيب داوودخان با يك پيشبيني غلط و مغرورانه شروع به حركت ضد پاكستانياش نمود، گرچه قبلاً در سال 1955با ايجاد لوي جرگه نمايشي (مجلس بزرگ عنعنوي در افغانستان) جواز اين كار را گرفته بود. اعضاي لوي جرگه توسط حكومت منصوب شده بودند و در برابر طرح داوودخان جرأت مخالفت را نداشتند.
لوي جرگه دو ماده عمده را به تصويب رسانيد:
- يكي به صورت همه جانبه تلاش گردد تا پشتونستان وابسته به افغانستان گردد.
- دوم نيروهاي افغانستان مسلح گردند و آمادگي نظامي داشته باشند.
با اخذ اين جواز داوودخان شروع به جنگ سرد عليه پاكستان نمود. تحركات ادامه يافت تا اينكه به دستور داوودخان مردم خونگرم واحساساتي افغانستان در كابل، جلال آباد و قندهار به نمايندگي هاي پاكستان حمله و پرچم پاكستان را فرود آورده و به آتش كشيدند. اين دفعه كشورهاي اسلامي پا به ميدان گذاشته و پيشنهاد مذاكره بين طرفين را نمودند و در مذاكرات موضوع پشتونستان فراموش و موضوع توهين به پرچم جدي گرفته شد و افغانستان با سرافگندگي قبول كرد تا از پاكستان پوزش خواسته و بيرق آن را با احترام بلند نمايد.
فيالجمله هردو عامل داوودخان هم سوختاندن بيرق و هم پوزش خواهي او از پاكستان عجولانه بود و براي استرداد پشتونستان سودي نداشت.
در سال 1956 با ميانجيگري دول اسلامي روابط با پاكستان بهبود يافت. سكندر مرزا رئيس جمهور پاكستان كه مرد انعطاف پذير بود و ميخواست قضيه از طريق مذاكره و مفاهمه حل گردد به افغانستان آمد و با جانب افغاني به توافقاتي نايل آمد. داوودخان از ادعاي قبلي الحاق پشتونستان به افغانستان گذشت و از خود نرمش نشان داد و متقابلاً پاكستان خود مختاري پشتونستان را پذيرفت. همچنان پاكستان حق ترانزيت كالا را از طريق بندرهاي آبياش به افغانستان پذيرفت.
در ترانزيت و انتقال كالاهاي افغاني سهولت ايجاد شد و روابط دو كشور روال عادي را به خود گرفت.
بدبختانه حكومت سكندر مرزا در پاكستان در يك كودتاي نظامي توسط جنرال محمدايوب خان سقوط نمود و براي ايوب خان مسألهي پشتونستان غير قابل درك و استرداد آن توسط داوودخان احمقانه بود.
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|