|
|
برگ هايي از تاريخ كودتاي 7 ثور آغاز فاجعهي بزرگ
"نوشته: داكترسيدعلي موسوي" بخش 36
مشكل ديگر كمونيستان افغاني اين بود كه آنها عضو بريده از خانواده ي افغانستان بودند و جاي پايي در جامعه افغاني نداشتند. مردم افغانستان مردم سنتي و وفادار به مذهب و فرهنگ و عنعنات ديرينه شان هستند در حاليكه اشخاصي كه ارنوز بر قدرت رسيده بودند اشخاص بريده از فرهنگ و آداب مردم افغانستان بودند و آمده بودند تا طرز حكومت و ايديولوژي را از ماركسيزم ليننيزم رونوشت كنند و بدون هيچ گونه تغييري آنرا در افغانستان تحميل نمايند. در حاليكه فراموش نموده بودند كه دين و فرهنگ اسلام كه دردل فولاد رخنه مي كند در دل سخت تر از فولاد مردم افغانستان اثر قابل توجه اي نداشته است. چگونه اميد مي رود ايديولوژي كمونيزم در آنان ريشه بداوند. مع الوصف افغانستان فرهنگ، جغرافيا، اقتصاد، آب و هوا و طبيعت جداگانه روسيه دارد و نمي توان ايديولوژي لينين را در اينجا پياده كرد. هر چند مي دانيم كه تفكر ماركسيزم مال اصلي روس ها نيز نبود، بلكه آنرا از متفكران اروپاي غربي به وديعه گرفته و با ايجاد تغييراتي در سرزمين اتحاد شوروي پياده كردند.
عدم مائوسيت كمونيستان در افغانستان با جامعه و فرهنگ افغاني و تلاش براي مبارزه با آن باعث برخاستن مردم افغانستان عليه آنان شد و چون آنها مردم را با قوه ي قهريه سركوب نمودند و بر داعية شان اصرار نمودند مردم نيز بر انقلاب و مخالفت شان اصرار ورزيدند تا كار به مداخله ي قشون سرخ و سرانجام فرار مفتضحانه ي شوروي ها انجاميد. اگر نگاه به فرمان هاي عجولانه و غير عاقلانة حزب دموكراتيك خلق تا آمدن روس ها كه مجموعاً 8 فرمان است كنيم در مي يابيم كه چگونه اين فرامين مردم را به انقلاب سوق داد بدون آنكه چند روزي عملي گردند. و در واقع اينها مي خواستند ره صد ساله را يك شبه طي كنند و در اعمال و عقيده شان كاتوليك تر از پاپ بودند و اگر تره كي توسط شاگرد وفادارش امين خفه نمي گرديد شايد شمار فرمان هايش از صد بالا مي رفت و غوفاي كمونيزم نمايي اش به ماه مي رسيد.
فرمان شماره يك مورخ اول مي 1978 مبني بر تشكيل شوراي انقلابي متشكل از 35 عضو اصلي و علي البدل كه تره كي به عنوان دبير كل شورا و صدراعظم افغانستان اعلان شد و به تعقيب آن فرد فرمان شماره 2 صادر گرديد كه در آن ببرك كارمل به مقام معاون شوراي انقلابي و معاون نخست وزير و 19 تن ديگر به عنوان وزير در كابينه جديد معرفي شدند.
حفيظ الله امين معاون نخست وزير وزير خارجه شخص دوم حكومت، عبدالقادر وزير دفاع، نورمحمد نور وزير امور داخله، اسلم وطنجار وزير مخابرات و معاون، عبدالكريم ميثاق وزير ماليه، غلام دستگير پنجشيري وزير تعليم و تربيه و صلاح محمد زيري وزير زراعت و اصلاحات اراضي تعيين و هم اسدالله سروري رياست ادارة خون آشام اطلاعات و امنيت موصوف به (اگسا) كه مخفف پشتوي « د افغانستان د گتو ساتكونكي اداره» يا اداره ي حافظ منافع افغانستان است را به دست گرفت.
اين دو فرمان پشت سر هم نشان مي دادند كه پست هاي حكومتي ميان دو جناح خلق و پرچم تقسيم شده و هنوز هم تقسيم پنجاه پنجا كم و بيش بجاي خود باقيست، تا آنكه ديري نپاييد كه اتحاد هر دو جناح از هم پاشيد و جناح پرچم در اقليت قرار گرفته و رهبران جناح پرچم از پست ها بركنار و اكثراً به عنوان سفير به خارج فرستاده شدند. ببرك كارمل به عنوان سفير به چكوسلواكيا فرستاده شد.
فرمان شماره سوم مورخ 14 مي 1978 در باره لغو قانون اساسي سال 1355 و ايجاد محاكم ملكي و نظامي و بهبود وضع كارمندان دولت و معلمان بود.
به اساس فرمان شماره چهار مورخ 12 جون رنگ پرچم سه رنگه افغانستان به رنگ سرخ كمونيستي و نشان ملي كه محراب و منبر بود به نشان خلقي تغيير نمود و در ضمن تشاوي حقوق اقوام و مليت ها در اين فرمان اعلان شد.
فرمان شماره پنج مورخ 12 جون 1978 تابعيت افغاني 23 نفر اعضاي خانواده سلطنتي را سلب كرد و فرمان شماره شش مورخ 12 جولاي 1978 در باره معاف دهقانان از قروض سي مليادر افغاني (معادل يك مليارد دالر) و در اختيار گذاشتن زمين هاي گرو شده به مالكين اصلي شان بود.
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|