|
|
استبــداد مخفـــي
"مريم حسيني" پارلمان يك كشور نماد و سمبل قانون و قانون گذاري است و در كنار قوه اجرايي و قضايي، كشور را به سمت ترقي و رفاه و قانون مندي بيشتر رهبري كند. بعد از كنفرانس بن افغانستان هم داراي مقام ديپلوماتيك گرديد و اداره كشور برمحور مردم سالاري وارزشهاي مدرن و دموكراسي استوار گرديد يعني اگر به طور دقيق و مشخص كشور ما نتوانسته بر اساس آن معيارها حركت كند، اما در ظاهر درميان كشور هاي منطقه در اين زمينه جلوتر حركت مي كند و با وجود اينكه سال ها جنگ و آوارگي را تجربه كرده است با وجود اين حكومت موجود، تهي از نفوذ و انتقادات نيست، حكومتي كه شبيه استبداد و پادشاهي حكم مي راند هر چند كه خود را ملزم به رعايت موازين و ارزش هاي مدرن قلمداد مي كند. اما در عمل ما شاهد چنين چيزي نيستيم.
چندي قبل حادثه يي بغلان رخ داد كه جان ده ها نفر را ستاند حادثه بود كه در نوع خود خونين ترين حادثه در سال هاي اخير ارزيابي شد. و حملات انفجاري شبيه آن فراوان در سال هاي اخير به وقوع پيوسته است و شدت فزاينده يي نيز به خود گرفته است اما دولت و نيروها و ارگان هاي امنيتي ذيدخل چه كارهايي كردند؟ چه تدابيري انديشيده اند؟ چه تصاميمي اتخاذ كرده اند. در عمل هيچ نبوده است جز اين كه بيانيه يي صادر شده باشد ويا نشست خبري در آن باره داير گرديده باشد چه راه كارها و برنامه هايي سنجيده شده است بازهم هيچ.
در قبال همه اين ها دولت از سياست سكوت و بياعتنايي سود مي برد.
در برابر اعتراض ها، اعتصاب ها و انتقادات دولت فقط سكوت مي كند، انگار كه خواسته است دموكراسي و آزادي هاي ملحوظ در آن كه در جامعه ما در حال تطبيق است فقط سياه مشقي است كه شاگردان مكاتب براي فراگيري بيشتر مجبور و مكلف به انجام آن هستند. فقط با اين تفاوت كه مشق دموكراسي جز براي اينكه عده يي بيشتر بر سرخوان و دسترخوان رنگين تر و ايام بيشتري از آن حظ و لذت ببرند معناي ديگري ندارد.
در حكومت هاي استبدادي، حكومت ها در مقابل مخالفت ها و اعتراض ها و انتقادها به حذف فزيكي، تبعيد ها و كشتار ها دست مي زدند و اقدامات خود به خود نشان مي داد كه آن حكومت چقدر در قبال انتقادات اثرپذير و يا آسيب پذير است و به اصطلاح فريادها را در گلو خفه مي كرد و ديگر كسي را جرأت ابراز عقيده نبود و يا به نحوي به ساخت و بافت هاي پنهاني دست مي يازيد و يا در انزوا بسر مي برد. ماهم در جامعه كنوني خود شاهد اين استبداد هستيم، استبدادي مخفي! شخص رئيس جمهور در بسياري از موارد از امتيازاتي استفاده مي كند كه ناقض ارزش ها و معيارهاي پذيرفته در قانون اساسي است. و از طرفي پارلمان را نه به عنوان يك نهاد قانون ساز به رسميت مي شناسد، بلكه با آن مانند اپوزيسيون برخورد مي كند و آن را در معاملات و معادلات سياسي رقيب خود حس مي كند و يا گاهي در برابر خواسته هاي اين نهاد بي اعتنا وساكت است.
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|