|
|
نامه وارده
"محمدهاشم سروري" درشماره 37 هفته نامه پيام مجاهد مضموني زير عنوان (بهره برداري كرزي وشركاي وي، بقلم آرتركنت نويسنده كانادايي كه توسط انجنير اسحق به دري برگردان شده بود به نشر رسيده است.
خواننده در نخستين مرور خويش به نيت سوء نويسنده پي مي برد كه هدف آن جزء تفرقه انداختن بين اقوام افغانستان چيزي ديگري نيست والبته آنها توانسته اند تاازين طريق (تفرقه بيانداز وحكومت كن) به اهداف ومرام شوم خويش دست يابند.
بنده قبل ازآن كه گله از آرتركنت داشته باشم وبه جواب نوشته وي بپردازم، از دست اندركاران هفته نامه پيام مجاهد ومترجم آن سخت گله مند هستم كه چرا با دانستن نيرنگ وفريب آرتركنت ها به نشر وترجمه مضامين كه وحدت ملي را صدمه مي زند وحاكميت مردمي ما را زيرسوال قرار مي دهد ميپردازند.
خواننده گرامي!
دراين نبشته آقاي آرتركنت ازرئيس جمهور، وزرا و... همه را آلهدست بيگانگان بخصوص امريكائيان ميداند، وآنعده از هموطنان چيز فهم وتحصيلكرده ومتخصصين را كه درسالهاي تجاوز ارتش شوروي سابق به كشورهاي غربي وامريكا پناهنده بودند ودرجهاد ومقاومت هم به نحوي از انحا سهم داشتند باتفاهم برادران جهادي وارد عرصه سياسي افغانستان گرديدند تا مصدر خدمت به ملت رنجديده افغانستان باشند؛ به تشنه گي كسب نفوذ، قدرت، ثروت وقومگرايي متهم نموده كه خيلي ها از واقعيت بدور است.
زيرا آن تعداد از شخصيت هاي افغان كه از خارج آمده اند هيچ گونه تعصب قومي، لساني وسمتي نداشته وندارند.
ازاينكه بگذريم مي بينيم كه نويسنده (آرتركنت) به تمام ملت افغانستان توهين نموده، رئيس جمهور را كه به رأي مردم به قدرت رسيده فاقد صلاحيت دانسته وگرفتن رأي اعتماد وزراء، رؤسا ولوي سارنوال از ولسي جرگه را كه در آن نمايندگان ملت هستند هيچ مي شمارد و بودن آنها را درچوكي وزارت وسارنوالي را وابسته به معامله مخفي درسفارت امريكا مي داند كه چنين اظهارات احساسات ملت ما را جريحه دار ميسازد.
درين نوشته يابهتر بگويم «تهمتنامه» ماننداين جملات، زياد وجود دارد:
(... اگر بخواهي با وزير دفاع عبدالرحيم وردك ملاقات داشته باشي به شما گفته مي شود كه به يك شعبه ارتباط عامه درسفارت امريكا تماس بگير، اگر بخواهي درمورد كساني كه ازساختمان سازي آن وزارت بهره مي برند سوال كني به تو گفته مي شود فوراً محل را ترك كن...)
نويسنده اين تهمت نامه كه نمي دانم ارتباط با القاعده دارد و يا از آنان پول دريافت نموده ويا اينكه ناخود آگاه به بدنام كردن وزارت دفاع ملي وشخص وزير درنظرگرفته شده ونماد وحدت ملي اقوام افغاستان است واين اردو دارد روز به روز قوت بيشتر ميگيرد وبه نيروي جنگي تبديل شده كه دراين اواخر ما شاهد هستيم كه اردوي ملي جاي نيروهاي خارجي را درمبارزه، باتروريزم وطالبان گرفته كه اين خودنمايانگر قوت واعتماد همه مردم به اردوي ملي است.
ولي جناب آرتركنت اين اردو را يك اردوي نمايشي مي خواند و دربخش ديگر اين نوشته آقاي آرتركنت دايه مهربان تر از مادر، به تاجك ها دلسوزي نموده وبه آقاي خليل زاد كه اصلاً يك افغانستاني است وافغانستان ومردمش را نسبت به هركسي ديگر دوست دارد، تاخت وتاز نموده، لقب «فاشيست قومي» را براي او بخاطر تصفيه وجود تاجك ها ازچوكي بجا مي داند .
آرتركنت درادامه مقاله خويش از آقاي خليلزاد انتقاد مي نمايد كه دربرابر متخصصين سياست خارجي از خود بي اعتنايي نشان مي دهد و مي نويسد كه تصاميم در ارگ توسط خليلزاد ورفقاي افغان ديگرش گرفته مي شده كه حقا كاري درست مي نموده اند:
زيرا درد اين ملت را خود افغان ها بهتر ميدانند كه چيست وچگونه بايد درمان كرد، نه سفراي كشورهاي اروپايي كه چند روزي به افغانستان ميآيند.
اگر بخواهيم به هر سطر از نوشته آقاي آرتركنت جواب بدهيم مثنوي هفتاد من كاغذ خواهد شد.
بناءً صرف به پاسخ سطر آخر مضمون نويسنده آرتركنت كه بازهم بيراهه رفته واين بار پيشنهاد وزير اطلاعات وفرهنگ وعبدالجبار ثابت را توسط رئيس جمهور منتخب وكسب رأي اعتماد از ولسي جرگه را اشتباه زل (زلمي خليلزاد) مي داند كه اين خود اشتباه بزرگ نويسنده وچشم پوشي از واقعيت هاست، زيرا همه مردم از جهاد آقاي ثابت برعليه فساد اداري واخلاقي حمايت مي كنند وراضي هستند وما همه روزه شاهد دست آوردهاي نامبرده هستيم.
با ذكر آنچه كه رفت اميدوار هستيم كه آرتركنت به اشتباه خود ومسئولين محترم هفته نامه پيام مجاهد به نيات بد پي برده، وآرتركنت از نشر متباقي مضمون نام برده خودداري نمايند تا ديگر بااين كارها آب به آسياب دشمن نريزيم.
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|