|
|
معادله دولت با فورمول ديگري بايد حل گردد!
"نوشته: سيمع دره ئي" شش سال قبل تاريخ افغانستان شاهد برگزاري كنفرانس بزرگ و تعيين كنندهي بن بود، كنفرانسي كه دولتي را به ميان آورد كه با اشاره قدرت ها امر و نهي مي نمود. اگرچه فيصله هاي غير واقع بينانهي كنفرانس بن با انتخابات پارلماني و شوراهاي ولايتي به پــايان رسيد، امـا روند گذار و محقق شدن اين فيصله ها سوال هاي متعددي را در قبال داشته و دارد.
وضعيت بحراني امنيت در افغانستان، سياست هاي نادرست كادري و فساد بيش از حد در نظام، كشت وقاچاق مواد مخدر، بحران اعتماد ميان گروه ها و بلاخره سياست هاي غير مستقل و غير ملي (قومي و مافيايي) از جانب دولت و نبود يك استراتيژي كلان در سطح كشور؛ از جمله مسايلي بوده كه بطور مداوم از سوي احزاب اپوزيسيون، نهادها و كارشناسان امور به توجه دولت رسانيده شد، اما با تأسف به اين خواست هاي ملي و معقول، وقعي گذاشته نشد و چهره ملي دولت نيز نمودار نشد تا آنجايي كه حالا يكي از اركان اصلي دموكراتيك بودن نظام (پارلمان) عملاً به بن بست مواجه شده است.
درين مدت آقاي كرزي هرآنچه را كه براي نهادينه سازي قدرت و دولت ايشان مفيد و كارا بود نپذيرفت و بعضاً خلاف خواست ملي و مردمي، خود را مواجه نمود و به ولي نعمت خويش رو نمود.
دولت افغانستان با اتخاذ سياست هاي مقطعي، در نخست جنگ با تروريسم و طالبان را هدف قرار داد و بدون آنكه بالاي روشهاي آن فكر شود، سليقه هاي تيم دولتي آقاي كرزي درين مبارزه متبارز تر گرديد تا اينكه آهسته آهسته بعد از تكميل پروسه دولت سازي وايجاد دولت منتخب، نيات دولت آفتابي گرديد و مسير مبارزه بكلي تغيير نمود.
درين راستا مبارزه با به اصطلاح جنگ سالاران (مجاهدان) در صدر استراتيژي تيم دولتي قرار گرفت تا آنكه اين مهره هاي جنگ سالار، از قدرت كنار زده و به تفرقه افگني ميان آنها نيز تلاش گرديد.
از اينكه حاميان بين المللي دولت، هدف را خيلي بزرگتر از افغانستان مي بينند، براي گذار به هدف و استراتيژي اصلي به وسيله و بهانه هايي مانند: دريافت مشروعيت حضور شان در افغانستان پرداخته، و بي ثباتي در افغانستان و پاكستان را كه منبع تروريزم (طالب والقاعده) بوده و است با توجه به چالش هايي كه در عراق ازنظر نظامي و درايران از نظر سياسي برسر راه شان قرار دارد، در استراتيژي كوتاه مدت خويش گنجانيده و به تيراندازي هاي بي هدف متوسل گرديدند.
حالا كه ماهيت دروني و بيروني دولت آقاي كرزي در منطقه، بخاطر سياست هاي غلط و غير مستقل، آفتابي شده است؛ جهان بايد به تغيير معادله فكر كند چنانچه آغاز اين تغيير را در بازي هاي جهاني و اظهارات حاميان اصلي اين دولت به خوبي مي توان مشاهده كرد كه، پيامد اين اظهارات فصل جديدي از بحران در ميان دولت را به ارمغان آورده است.
بنابر اين، بحران در پارلمان وحتي در حكومت يكي از آن مظاهر نو است كه گفته مي شود دولت را به فازجديدي از تغييرات و تحولات نزديك مي سازد.
موج جديد اعتراضات شديد زلمي خليلزاد (مرد شماره يك در سياست ديروز افغانستان) در پيوست به انتقادات و تحليل هاي محققانهي بارنت روبن و ديگران، گزارش هاي خيره كننده وضعيت افغانستان توسط مطبوعات كشورهاي حامي، گزارش هاي قابل توجه گروه بحران در افغانستان از وضعيت، گزارش شوراي سنلس مبني بر تحت كنترول داشتن54 درصد از خاك افغانستان توسط طالبان و سهم طالبان در قدرت افغانستان و اخيراً در تازه ترين موارد، گزارش آكسفام نشان مي دهد كه وضعيت سياسي در منطقه سير ديگري را خواهد پيمود و معادله نيز ذريعه فورمول ديگري بايد حل گردد.
براي سمت دهي روند دموكراسي با تغيير در معادله از طريق فورمول هاي ديگر، احتمالاً يكي از روشها در جوامعي مانند افغانستان در مقاطعي از تاريخ كه توانسته نقش كارا و مفيد داشته باشد، همان تدوير كنفرانس هاي بين المللي همانند كنفرانس بن است. بنابراين تدوير كنفرانس بين المللي درين برههي از تاريخ براي ساختن افغانستان آينده به صورت واقع بينانه از راه حل هاي جدي و مناسب است.
بحران هاي اخير ميان حكومت و پارلمان كه نشان دهنده درز ميان مردم و حكومت مي باشد به تشديد و تسريع تدوير كنفرانس بايست كمك جدي نمايد، با آنكه گفته مي شود: سفر و اظهار نگراني هاي دبير كل ناتو آقاي شيفر از اوضاع امنيتي در ملاقات باكرزي وآقاي قانوني پيامد هاي نخستين در راستاي تغيير در نظام ومطالعه براي چگونگي حل معادله توسط يك فورمول ديگر خواهد بود.
به نظر نگارنده، فورمول هاي كارا و موثر در مسأله افغانستان بدون ترديد همين چند گزينهي ذيل خواهد بود كه، جامعه جهاني مي بايد به آن توجه جدي نمايد:
1- تغيير نظام از رياستي به پارلماني و توزيع قدرت به اساس انتخابات به محلات كه مردم ولايات خود به سرنوشت خويش رقم زنند.
2- توزيع قدرت به زون ها و يا ايالت ها در چوكات يك سيستم فدرالي (آنچنان كه طالبان و كشورهاي تاثير گذاري مانند انگلستان و پاكستان نيز براي خود مختاري ده ولايت جنوب افغانستان طرحي را در يك گزارش مربوط به افغانستان ارائه كرده بودند) نيز يكي از روش هاي خوبي خواهد بود كه بحران ساختاري و بي عدالتي ملي را در افغانستان حل خواهد كرد. مگر اينكه اين خود مختاري ها در تمام كشور تسري يابد.
3- تنظيم انتخابات به سيستم پي،آر يا تناسبي يكي ديگر از راه هاي مناسب و واقع بينانهاي خواهد بود كه در يك نظام پارلماني با داشتن يك رئيس دولت فهيم، قدرتمند و مستقل به آن بايد رسيد.
در همچو يك سيستمي هم مي توان به تكثر احزاب كوچك و ضعيف خاتمه داد و هم با ايجاد احزاب بزرگ و قدرتمند از پراكندگي فكري احزاب وشخصيتها درداخل حكومت و پارلمان خواهد كاست.
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|