"نوشته: دكتر يوسف قرضاوي برگردان: بهنام سليمي" راز سخت گيري در مجازات ارتداد
راز اين شدت در نوع رويارويي ارتداد با عقيده اسلامي نهفته است. اساس جامعه اسلامي –اولين پايه و اساس آن- عقيده و ايمان است.
عقيده بنياد شخصيت، محور زندگي و جان (دميده در) كالبد جامعه است و به كسي اجازه داده نمي شود در اين بنياد (عقيده) اثر گذاشته و يا با اين هويت و شخصيت به مقابله برخيزد.
براين اساس ارتداد آشكار از ديدگاه اسلام بزرگترين جرم است و اصليت جامعه و كيان معنوي آن يعني دين را تهديد ميكند و دين ضرورت نخستين از ضروريات پنجگانه(15) مي باشد. و فرد مومن نفس، وطن و مالش را به خاطر دينش قرباني مي كند.
اسلام نه كسي را مجبور به مسلمان شدن مي كند و نه كسي را مجبور به خروج از اسلام و رويكرد به ديگر اديان مي نمايد؛ زيرا ايمان قابل اطمينان، ايماني بر اساس اختيار و رضايت است. خداوند در آيات مكي مي فرمايد: "آيا (تو اين پيامبر) مي خواهي مردم را مجبور سازي كه ايمان بياورند."(16) و در آيات مدني قرآن مي فرمايد: "اجبار و اكراهي (در پذيرش) دين نيست چرا كه هدايت و كمال از گمراهي و ضلال مشخص شده است."(17)
با اين حال اسلام نمي پذيرد كه دين بازيچه افراد شود، امروز در آن وارد شده و فردا از آن خارج گردند مانند عده اي از يهود كه مي گفتند: "بدانچه بر مسلمانان نازل شده شده است در آغاز روز ايمان بياورند و در پايان روز بدان كافر شويد تا شايد (از قرآن پيروي نكنند و از آن) برگردند."(18)
اسلام، مرتدي را كه ارتدادش را آشكار نمي كند و ديگران را به آن سو فرا نمي خواند، مجازات نمي كند و اگر فرد كافر بميرد، مجازاتش را به آخرت وا مي گذارد. همان طور كه خداوند تعالي فرمود: "و كسي كه از شما از آئين خود برگردد ودر حال كفر بميرد، چنين كساني اعمال شان در دنيا و آخرت برباد مي رود، و ايشان ياران آتش (دوزخ) مي باشند و در آن جاويدان مي مانند."(19) و گاهي براي مرتد مجازات تنبيهي مناسبي در نظر گرفته مي شود.
تنها مرتدي كه آشكارا به سوي ارتداد دعوت كند مجازات مي شود و اين به خاطر حمايت از هويت اجتماع و حفظ اساس و يكپارچگي آن مي باشد هر جامعه اي در دنيا براي خود اصولي دارد كه اجازه نمي دهد چيزي برآن تاثير بگذارد اصولي مانند: هويت، انتساب و سرپرستي. و هر عملي كه باعث تغيير هويت جامعه يا سپردن سرپرستي آن به دشمنان و موارد مشابه ديگر شود قابل قبول نيست.
و به اين دليل خيانت به وطن و ياري دشمنان –در قالب دوستي يا افشاي راز ها براي آنان- جريمه هايي است بزرگ و به افراد تابع يك كشور اجازه داده نمي شود اداره داخلي كشور را تغيير داده به هر كسي كه مي خواهند و يا هر وقت كه بخواهند ببخشند. ارتداد تنها يك موضعگيري فكري نيست؛ بلكه به معناي تغيير در سرپرستي و تبديل در شخصيت و دگرگوني در انتساب نيز هست. مرتد سرپرستي و انتساب خود را از ملتي به ملت ديگر و از سرزميني به سرزمين ديگر يعني از دارالاسلام به حكومتي ديگر انتقال مي دهد. او خود را از ملت مسلمان جدا مي كند، ملتي كه او عضوي از پيكره آن بوده و با عقل، دل و اختيار به دشمنان ملت مي پيوندد.
حديث نبوي اين مطلب را اين گونه بيان مي نمايد: "ترك كننده دينش و جدا شونده از جماعت" اين مطلب در حديث ابن مسعود نيز به صورت متفق عليه آمده و كلمه "المفارق للجماعه" و صفي آشكار كننده و بيان كننده حالت است، نه وصفي بوجود آورنده، پس هر فرد مرتد از دين، از جماعت جدا است جرم مرتد هرچه باشد ما، قلبش را باز نمي كنيم و از ديوار منزلش بالا نمي رويم و او را محاسبه نمي كنيم مگر اينكه آشكارا با زبان و قلم و كردار ارتدادش را بروز دهد و مرتكب كفري صريح و آشكار شود و هيچ جاي توجيه و احتمالي براي آن نماند و هر گونه ترديدي در اين مورد به مصلحت فرد متهم به ارتداد، تفسير مي شود.
آسان گيري در مجازات مرتدي كه آشكارا به سوي ارتداد دعوت مي كند كل جامعه را با خطر مواجه نموده و دروازه آشوب را باز مي كند كه عواقب آن را جز خداي سبحان نمي داند. آشوبي كه در فاصله زماني اندكي ديگران به ويژه مردم ضعيف و ساده دل را هم به خطر مي دهند از دشمنان مردم عليه آن ياري جويند و در واقع با اين كار وارد جنگ شده و دچار نوعي آشفتگي و پريشاني فكري، اجتماعي و سياسي مي گردند كه گاهي به جنگي خونين و بلكه خانگي مي انجامد كه تر و خشك را باهم مي سوزاند.(20)
اين اتفاق عيناً در افغانستان(21) رخ داد: عده اي اندك بعد از تحصيل در روسيه از دين شان برگشته و به عقيده كمونيستي گردن نهاده و تشكل هاي كمونيستي را ترتيب داده و به طور ناگهاني به حكومت دست يافتند و شروع به تغيير هويت جامعه كردند و در اين راه از همه توان ها و امكانات در اختيار خود ياري جستند. ولي فرزندان ملت افغانستان تسليم آنها نشده مقاومت و پايداري نمودند و مقاومت شان توسعه يافت و جهاد شجاعانه ملت افغانستان را عليه مرتدان كمونيست پديد آورد. مرتداني كه بي توجه به اهل و قوم خود از روسيه عليه ملت شان كمك گرفتند و سرزمين شان را با تانك ها درهم كوبيدند و با هواپيماها بمباران نمودند و با گلوله، توپ و موشك ويران كردند، قربانيان اين جنگ خانگي كه ده سال به طول انجاميد مليون ها كشته، معلول، زخمي، يتيم، بيوه و مادران داغديده بود و ويرانه هايي در كشور حاصل شد و كشاورزي و دامداري نابود گرديد.
همه اين اتفاقات، تنها به خاطر غفلت از مرتدان و سهل انگاري در مقابله با آنان و سكوت در ابتداي امر در مقابل جرايم شان بود. اگر آن مرتدان خاين قبل از اينكه كارشان جدي شود مجازات مي شدند ملت افغانستان و سرزمين شان از شراره هاي اين جنگ خانمان برانداز و آثار ويران كننده آن در امان مي ماند.
پي نوشت ها:
15- ضروريات پنجگانه: دين، نفس، نسل، عقل، مال
16- يونس /99
17- بقره /256
18- آل عمران /72
19- بقره /217
20- در يك جامعه اسلامي عدم مقابله فكري اهل ايمان با اين گروه و سهل انگاري در پاسخ گويي به تشكيك هاي عقيدتي و فكري و اخلاقي آنان بستري مناسب براي رويش كاذب ارتداد فراهم مي آورد. (مترجم)
21- البته مسأله افغانستان و علت وقوع جنگ كمونيستي در آن نيازمند به تحليلي عميق تر و نقش و حضور كشورهاي استعماري در آن مي باشد كه گاه اگر منافع شان اقتضاء كند به هر دليل در كشورهاي مورد نظرشان وارد شده و جنايت هاي وحشتناكي را مرتكب مي شوند همين امر در سال هاي اخير توسط امريكايي ها در افغانستان و عراق به وقوع پيوسته است. (مترجم)