|
|
بازخواني پرونده افغانستان، بخش دوم و پایانی
"نوشته: محمد رضا بهرامي، سفير سابق ايران دركابل" کشورهای خارجی وخصوصاً امریکایی ها نیز با نگرانی از اوضاع پاکستان و عدم امکان کنترول اوضاع توسط مشرف و تسلط بیشتر نیروهای مذهبی، از اعمال فشارمضاعف بر وی خودداری می نمودند. وارد نمودن خانم بوتو به تحولات این کشور و اعمال فشار جهت دستیابی به نوعی توافق میان این دو که با حمایت مستقیم امریکا صورت پذیرفت از نظر امریکا شاید راه حلی برای حل مشکلات این کشور محسوب می گردید، اما به نظر می رسد تحولات ماه های اخیر در پاکستان که با افزایش موج افراط گرایی نیز همراه بود اوضاع را پیچیده تر نموده است، در این میان به نظر می رسد تحولات پاکستان مجموعاً تاثیر منفی بر اوضاع افغانستان داشته و شرایط امنیتی را نامناسب تر خواهد نمود.
در مورد جمهوری اسلامی ایران وضعیت متفاوت می باشد، استراتیژی ایران برپایه استقرار امنیت، ثبات، توسعه اقتصادی و شکل گیری دولت مرکزی قوی قرار گرفت و در این راستا ملاحظات کشورمان در سایر حوزه های سیاست خارجی متوجه افغانستان نگردیده و از هرگونه گفتگو و تعاملی که در این حوزه و در راستای استراتیژی تعریف شده بود استقبال و در آن مشارکت گردید(اجلاس 1+2).
حضور فعال و تعیین کننده دراجلاس های بن، توکیو و متعاقب آن در برلین و لندن، حمایت همه جانبه سیاسی از حاکمیت شکل گرفته در این کشور واختصاص مبلغ 560 ملیون دالر برای مشارکت در بازسازی افغانستان و برای یک دوره زمانی 5 ساله (250 ملیون دالر، اعتبار، 250 ملیون دالر بلاعوض و 60 ملیون دالر کمک های مردمی) که برای اولین بار در تاریخ روابط خارجی ایران صورت می پذیرفت نشانه هایی از جدیت ایران در این رابطه به حساب می آید. این روند برای سال آتی نیز تعریف شده و استمرار خواهد یافت.
از نظر تهران هیچ گزینه ای نمی تواند جایگزین ثبات وامنیت در افغانستان گردد.
مشکل عمده ارضی و تاریخی میان دو کشور وجود ندارد، و روابط موجود میان تهران و کابل هیچگاه در طول دهه های گذشته بخوبی وضعیت فعلی نبوده است.
بازخیزی افراط گرایی-
آنچه در حال حاضر در افغانستان و پاکستان در حال اتفاق افتادن می باشد را نمی توان صرفاً یک جریان بومی و محلی دانست.
بازگشت عرب افغان ها و حضور نیروهایی از ازبکستان، چیچن و برخی دیگر از کشور ها، برقراری ارتباط میان نیروهای مستقر در عراق با این نیروها موید این نکته است که القاعده موفق به بازسازی خود شده و به تدریج وهمانند گذشته می رود تا کنترول کلی جریان مخالفین دولت فعلی افغانستان را برعهده بگیرد. این اتفاقی است که در دوران قبل از 11 سپتامبر نیز صورت پذیرفت و بخش هایی از افغانستان را به جغرافیای القاعده مبدل نمود، کم هزینه ترین و سهل الوصول تــرین جغرافیا برای القاعده به جهات گوناگون همین منطقه می باشد. در هنگامی که فشار امریکا برای استرداد اسامه بن لادن افزایش پیدا کرده بود یکبار اسامه طی مصاحبه ای گفت که در صورت تحویل وی توسط جریان حاکم بر افغانستان، این گروه با اختلافات درونی مواجه و تنها بخش نظامی این جریان به نه قسمت تقسیم می گردد.
ماهیت تحولات اتفاق افتاده در این منطقه نشان می دهد که این جریان به سادگی قابل حذف و یا کنترول نمی باشد و به تدریج در لایه های مختلف اجتماعی نفوذ و خود را برای حضور طولانی مدت و کسب قدرت سیاسی آماده می نماید. هدف اولیه این جریان نیروهای خارجی مستقر در این منطقه و طرفداران بومی آنان می باشد، انتخاب این هدف مشروعیت اجتماعی این جریان را نزد مردم محلی افزایش داده و اندیشه های آنان را به عنوان یک جریان اعتقادی سیاسی، تئوریزه و بومی ساخته و بدین ترتیب با استفاده از فقر فرهنگی حاکم سعی در پایداری بیشتر خ]ود در منطقه می نمایند.
جریان افراط با طراحی و اجراء عملیات در مادرید (از عوامل موثر در تغییر دولت وقت در اسپانیا گردید). لندن، الجزایر و نیز گروگان گیری شهروندان کوریای جنوبی در افغانستان (منجر به تاکید دولت این کشور در خروج نیروهای آن از افغانستان در پایان سالجاری میلادی گردید) نشان داد که نه تنها در حال گسترش حوزه نفوذ و تاثیر گذاری خود در سایر مناطق می باشد بلکه خود را برای حضور طولانی مدت تر با محوریت جغرافیایی این منطقه آماده می نماید.
ازدیگر موضوعات مهم در این رابطه تولید نسل جدیدی از فرماندهان این جریان است که بعضاً رفتاری مستقل از خود نشان داده و توان بیشتری برای سرباز گیری جریان افراط مهیا نموده اند.
نتیجه گیری
دولت افغانستان و جامعه جهانی در موقعیت و شرایط حساسی قرار دارند، عدم توجه به آنچه در این کشور در حال وقوع است می تواند تاثیری منفی برهمه دستاورد های این چند ساله داشته و بحرانی جدی تر را برای مردم این کشور، منطقه و کشور های فرامنطقه به همراه داشته باشد.
- کشورهای غربی و مشخصاً امریکایی ها نه تنها موفق به حذف اپوزیسیون برانداز دولت افغانستان نگردیدند، بلکه با اعمال سیاست ها و روش های نامناسب وغلط بدون توجه جدی به ماهیت و وقایع و واقعیت های منطقه موجب پیچیده تر شدن بیشتر اوضاع شدند به گونه ای که در حال حاضر جریان افراط با انرژی بومی تولید شده بیشتر عملاً آنها را در موضعی انفعالی قرار داده و علیرغم حضور چهل هزار نیروی تحت فرمان ناتو(5) و هشت هزار نیروی مستقل امریکایی چشم انداز روشنی برای موفقیت و پیروزی آنها مشاهده نمی گردد و این موضـوع پوشیده ای برای مقامات مسئول و مردم افغانستان نمی باشد.
از سوی دیگر به نظر می رسد نگاه واحدی به ویژه میان برخی کشورهای اروپایی و امریکا برای مقابله با این بحران وجود ندارد، به مفهوم دیگر همگرایی قابل توجه جامعه جهانی در سال 1380 به میزان محسوسی کاهش یافته و ملاحظات ملی کشور ها در این رابطه ارتقاء یافته است.
- استراتیژی این کشورها و خصوصاً امریکا را در این رابطه می توان به استراتیژی عصای سفید تشبیه کرد، همان گونه که می دانید عصای سفید مخصوص افراد روشندل است که با استفاده از آن صرفاً جلوی پای خود را کنترول می نمایند.
- دولت حاکم بر افغانستان دولتی منتخب می باشد که براساس یک انتخابات آزاد و دموکراتیک به قدرت رسیده، این دولت ماحصل تلاش و کمک جامعه بین الملل به افغانستان بوده و باید به عنوان سمبول ملی در این کشور مورد حمایت کامل قرار گرفته و نظرات آن در حوزه چگونگی برخورد با مخالفین و بازسازی مورد توجه جدی سایر کشور های کمک کننده قرار گیرد.
- هرگونه اختلاف میان مجموعه حاکمیت در افغانستان علامتی تشویق کننده به مخالفین می باشد، برای عبور از این مرحله کشور های کمک کننده و موثر در افغانستان باید تمام هم خود را برحل اختلافات داخلی قرار داده و این نکته را برای همه مشخص نمایند که نه تنها در این بازی همه خواهند باخت بلکه جامعه جهانی و دوستان افغانستان حاضر نمی باشند هزینه این اختلافات را کماکان از بودجه های ملی خود بپردازند.
- مواد مخدر تولید شده در افغانستان مشکلی جهانی است و درآمد ناشی از آن نه تنها مورد استفاده جریان افراط گرایی قرار گرفته و آنرا تقویت می نماید بلکه تا این معضل کنترول و حل نگردد نمی توان به بهبود اوضاع امنیتی در این کشور امیدوار بود(6). این خطائی استراتیژیک است اگر تصور گردد این مشکل کشور های منطقه می باشد.
- سازمان ملل متحد نشان داده که ظرفیت محوریت جامعه بین الملل را در افغانستان داراست و می تواند نقطه وصل همه باشد. نباید در راستای تضعیف نقش این سازمان در افغانستان حرکت شود.
پاورقی:
--------------------
1- لویه جرگه مجلس سنتی افغان ها می باشد که افراد حاضر در آنرا بزرگان قومی و رؤسای قبایل، روحانیون برجسته مناطق و شخصیت های مطرح سیاسی نظامی مناطق مختلف تشکیل داده که دور هم جمع شده و در مورد مسایل مهم تصمیم گیری می نمایند. با توجه به عدم شکل گیری نهاد های تعریف شده حکومتی در افغانستان، این نهاد در سال های 81 و 82 در مورد تعیین دولت انتقالی و تصویب قانون اساسی تدوین شده تشکیل گردید. در قانون اساسی جدید این کشور نیز برپایی این نهاد در مواقع خاص تعریف شده اما اعضای آن از مـیان افــراد بخش های تعریف شده حاکمیت انتخاب می گردند.
2- شورای اروپایی سنلیس که در جهت ساختن کشت موادمخدر در افغانستان تلاش می نماید، اخیراً طی گزارشی اعــلام نمــوده که طالبان در54 درصد خاک افغانستان دارای نفوذ می باشند. این گزارش مورد تأیید دولت افغانستان قرار نگرفته است.
3- در سال 1375 که در مقام سرقنسول کشورم در جلال آباد بودم و این منطقه هنوز در اختیار دولت آقای ربانی قرار داشت، درست چند هفته قبل از سقوط شهر بدست طالبان، یک روز یک نفر از کادر سفارت یکی از کشور های منطقه در کابل که از زمان حضور این جانب در سال 1372 بعنوان سفیر در آنجا با من آشنا بود به محل کارم آمد و اظهار داشت که طالبان این منطقه را خواهند گرفت، کابل و استان های شمالی را نیز می گیرند، اما این مردم (طالبان) حکومت نخواهند نمود و افراد دیگری برای حکومت کردن خواهند آمد، من به افراد خودمان در اینجا گفته ام که در هنگام خطر و آمدن طالبان شما را مطلع که منطقه را ترک کنید. درست چند ساعت قبل از اینکه طالبان جلال آباد را تصرف کنند نماینده ای از سوی آنها به من مراجعه و گفت که تیم آنها قرار است شهر را ترک کنند و اگر شما می آیید عجله کنید.
4- مقامات مسئول در افغانستان به ویژه در دوسال اخیر چندین بار در مذاکره با اینجانب بر این نکته تاکید نموده و گفتند که در سابق مقامات امریکایی و خصوصاً نظامیان این کشور حاضر نبودند حتی به اظهارات ما در خصوص همسایه جنوبی افغانستان گوش کنند، اما در حال حاضر و براساس شواهد موجود دخالت هایی را مورد تأیید قرار می دهند.
5- شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال 1381 طی قطعنامه ای به منظور تامین امنیت در کابل نیرویی متشکل از کشورهای مختلف را تحت عنوان آیساف به تصویب رسانده و همه ساله حضور آنها را تمدید می نماید. این نیرو بعداً همه مناطق این کشور را تحت پوشش قرار داده و با تصویب سازمان ملل فرماندهی آن باسازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) واگذار می گردد.
امریکایی ها نیز نیروهای خود را به استثناء 8000 نفر که به منظور مبارزه مستقیم با تروریسم تحت فرماندهی خود شان حفظ می نمایند در اختیار فرماندهی ناتو در افغانستان قرار می دهند.
6- یکی از دوستان این جانب که سابقاً در یکی ازکشورهای شرق اروپا سفیر بوده اظهار می داشت در یکی از مناسبت های که به اتفاق تعدادی دیگر از سفرا نزد رئیس جمهور این کشور رفته بودند، آقای رئیس جمهور طی اظهاراتی موضوع موادمخدر را مشکل کشورهایی که افغانستان نیرو اعزام نموده اند ندانسته و حتی تلویحاً اظهار داشته که باید بخشی از هزینه های نیروهای این کشور ها از همین محل تامین گردد.
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|