
دیود رود و کارلوته گول برای نشر مقاله تحقیقی در مورد آی آس آی، استخبارات نظامی پاکستان، در نیویارک تایمز مستحق تحسین اند. این مقاله توانسته است تحلیل منطقی ای از گزارشات متناقض در مورد رابطه این سازمان با طالبان افغانی و پاکستانی و گروه های مسلح دیگر ارایه دهد. این مقاله همچنین در مورد نقش آی اس آی در سیاست داخلی پاکستان به شمول تقلب کاری در انتخابات، بحث می کند. مقاله واضح می سازد که رژیم نظامی نمی تواند ( ویا برخی از آنها نمی خواهند) بر گروه هایی که ایجاد نموده اند کنترول برقرار نمایند و ارتش اجازه نمی دهد تا غیر نظامی های اداره دولت را بدست بگیرند. اما لا اقل بوش مصروف است تا ائتلاف بین المللی وسیعی را تا آن حد که ممکن باشد، علیه کشتی های سریع السیر ایرانی و بذله گویی های رادیویی فلیپینی ها به وجود بیاورد. گفته می شود بوش به گزارشات استخبارات خود در مورد ایران باور ندارد، زیرا به باور او این گزارشات چیز هایی را تائید نمی کند که درست فکر می شد.
برای ما خارجی هایی که برای نوشیدن چای، شرکت در کنفرانس و یا خوردن غذا به سرینا رفته ایم حمله بر این هوتل تکان دهنده بود. من تعدادی از افراد جامعه خارجی را که به آنجا رفت و آمد می کردند می شناسم، به شمول تعدادی از دپلومات های نارویژی را.
طبق گزارشات رسانه ها سرینا یگانه هوتل پنج ستاره در افغانستان است. اما مطبوعات از گفتن این مطلب خود داری می کنند که اکثریت افغان ها، به شمول هزاران نفری که روزانه از اطراف این هوتل محصور شده در دیوار های بلند، می گذرند، در شرایط "ستاره صفر" زندگی می کنند. شورشیان در ماه می سال 2006 به سرینا حمله نمودند، به این گمان که در آنجا الکول به مصرف می رسد. من به این باورم که مردم کابل نمی خواهند ناظر آشوب دیگری در شهر خود باشند. آن ها از آشوب 2006 به شدت ترسیده بودند. اما در مورد حضور خارجی نا رضائیتی زیادی وجود دارد. آشوب سال 2006 بعد از آن آغاز شد که موتر های نظامی امریکا به شکل تصادفی یک رهگذر را کشتند. افغان ها اکثراً نمی توانند میان رستوران های چینایی "فاحشه خانه ها" و رستوران های پرزرق و برقی که برای خارجی ها غذا و مشروبات الکولی فراهم می کنند فرق قایل شوند. برخی از این خارجی ها معاش بسیار دریافت می دارند تا مزارع کوکنار را تخریب کنند، اما علمای مذهبی افغانستان می گویند کوکنار بد تر از شرابی نیست که این افراد در شب بعد از تخریب مزارع مصرف می کنند. بسیاری از افغان ها فکر می کنند پولی که قرار بود به آنها کمک کند، برای زندگی بهتر خارجی ها در هوتل هایی چون سرینا به مصرف می رسد. این برداشت صحت دارد. وقتی که کشور های کمک دهنده در مورد کمک های خود به افغانستان لاف می زنند، آنها در مورد ارقام قرارد هایی صحبت می کنند که به قراردادی ها تحویل داده اند. من مقداری از این پول ها را برای مصارف سفر و خوردن چای و نان در هوتل سرینا به مصرف رسانیده ام. این مصارف جزیی از کمک به افغانستان به حساب می آید.
این یک نوع جدید هدف برای طالبان است. خارجی ها به رستوران هایی برای خوردن غذا می روند که در برخی از آنها مشروبات الکولی نیز به مشتریان عرضه می شود. بعضی ها به شوخی می گویند این محل ها می توانند هدف باشند. طالبان نیرو های بین المللی و کارمندان پروژه های بازسازی و مامورین ملکی دولت افغانستان را هدف قرار می داده اند. اما این اولین بار است که یک محل که از آن افراد مربوط سازمان های کمکی استفاده می کردند مورد حمله قرار می گیرد. این آخرین بار از چنین حمله نخواهد بود.
امر الله صالح رئیس امنیت ملی گفت حمله توسط گروهی تحت سرپرستی سراج الدین حقانی یکی از باشندگان ولایت خوست که در وزیرستان شمالی مستقر است صورت گرفته است. سراج الدین حقانی پسر مولوی حقانی یکی از قوماندان های جهادی است. حقانی به طالبان پیوست. حقانی یکی از قوماندان های نزدیک به آی اس آی و سی آی ای بود. پایگاه او در ژور توسط یک شرکت ساختمانی پاکستانی وابسته به ارتش پاکستان به پول عرب ها ساخته شده بود. این پایگاه بعداً به پایگاه القاعده بدل شد و امریکا بر این پایگاه حمله راکتی انجام داد. حقانی از قبیله جدران در ولایت خوست است. او اگرچه از حلقه اصلی طالبان نبود، اما به حیث یک وزیر و قوماندان عمده طالبان در آمد و در حملات بر شمالی نقش عمده داشت.
در دوران عملیات نیروهای امریکایی در خزان سال 2001 آی اس آی او را چندین بار به اسلام آباد برد و اورا به امریکایی ها به حیث یک رهبر میانه رو طالبان پیشنهاد نمود که می توانست جای ملا عمر را بگیرد. اما حقانی یا همکاری نکرد و یا آنکه نتوانست به وعده هایش وفا نماید. در دسامبر 2001 حقانی اعلان کرد که اگرچه او مخالف مداخله امریکایی است، اما وقت آن رسیده تا افغان ها در صلح زندگی کنند. او هیأتی از جدران را در مراسم آغاز کار حامد کرزی به کابل فرستاد. گفته می شود پادشاه خان جدران ( در مورد افراد دیگر نیز چنین گمان می رود) به امریکایی ها گفت که طالبان به سوی کابل در حال پیشروی اند و امریکایی ها طی یک حمله هوایی 60 تن از قبایل جدران را که برای مصالحه به سوی کابل در حال حرکت بودند کشتند. از آن زمان به بعد جلال الدین حقانی ( که گمان برده می شود مرده باشد) و پسرش سراج الدین حقانی یک جبهه مستحکم در وزیرستان شمالی ایجاد کرده اند. جدرانی ها دچار تفرقه شده و تعدادی از آنها به حیث ملیشه های طرفدار دولت عمل می نمایند. حملات از وزیرستان تقلیل یافته است.
نظامیان امریکایی حقانی ها را یک گروه جدا از طالبان تحت قومانده ملا عمر به حساب می آورند. آنها به حیث حلقه وصل میان طالبان افغان و پاکستان عمل می نمایند زیرا حقانی با بیت الله محسود رئیس طالبان وزیرستان جنوبی رابطه نزدیک دارند.
اگر کسانی باشند که ادعا کنند آی آس آی نمی داند حقانی ها در کجا زندگی می کنند، این ادعا پذیرفتی نیست. یک یادداشت تاریخی: در ماه می 2000 من در یک جلسه سران قبایل جاجی در خانه ظاهر شاه حضور یافتم. سران قبایل جاجی به ظاهر شاه یاد آور شدند که چطور پدران و پدرکلان های آن ها به نادر خان کمک کردند تا قدرت را از امیر حبیب الله کلکانی، که یک تاجک بود بگیرد. مخالفین حبیب الله کلکانی او را بچه سقاو می خواندند و دوستانش او را خادم دین رسول الله یاد می کردند. او از قریه تاجک نشین کلکان بود. این منطقه در اوایل دهه هشتاد به طور موقت به پایگاه ماهویست ها مبدل گردید. رهبران قبایل پیشنهاد کردند که آنها جبهه متحد را از کابل اخراج کنند چنانچه پدران شان این کار را در تائید از نادرخان انجام داده بودند. ظاهر شاه برای شان گفت او برای صلح کار می کند و از آنها خواست در جرگه اضطراری که قرار بود یک ماه بعدی دایر شود شرکت کنند. قابل یاد آوری است وقتی که نادرخان قبایل جاجی، جدران، احمدزی و تنی را علیه امیر حبیب الله بسیج نموده بود، او وزیرستان را به حیث پایگاه گزیده بود و از افسران انگلیس کمک دریافت می نمود.