|
|
عرض ارادتی خدمت آقای بشیراحمد انصاری
"پاینده محمد - کویت" آقای بشیراحمد انصاری را حالا دیگرهمه درکشور ما می شناسند. وی نویسنده ای است آگاه وتوانا که بیشترینه درخصوص مسایل اجتماعی وقضایای فکری جامعه قلم فرسایی می نماید. نوشته های جناب انصاری خوانندگان زیادی را به خود جلب کرده است تا آنجا که یکی ازکتاب های ایشان (افغانستان درآتش نفت) یک بار به عنوان "کتاب پرفروش سال" درافغانستان شناخته شد.
آقای انصاری ازجمله معدود نویسندگانی در کشور ما است که نان را به نرخ روز نمی خورد وبا تعهدی که به ارزش های والای اسلامی وانسانی دارد، بی پیرایه ورک وپوست کنده حرف خود را با مخاطب خود درمیان می گذارد وسعی به عمل می آورد چهره منحوس استبداد داخلی واستعمار خارجی را برملا نماید وبا اندیشه هایی که برمحور قبیله وتبار می چرخد به مقابله برخیزد.
شاید راز موفقیت انصاری درجلب مخاطب، درین باشد که ایشان به مسایل، سطحی برخورد نمی کنند وبه اصطلاح به ساده سازی قضایا نمی پردازند ومی کوشند کنه قضایا را بشکافند. علاوه براین که قلم شیوا ونثر زیبای ایشان را می توان یکی ازعوامل موفقیت ایشان دانست.
از ایشان مقالات تحقیقی زیادی به نشر رسیده است که هرکدام از آنها وسعت اطلاع نویسنده خود را به نمایش می گذارد وخواننده حق شناس را به تحسین وا می دارد.
یکی ازین مقالات تحقیقی ایشان که در سایت های انترنتی وبرخی جراید به نشر رسید " عایشه صدیقه ودایه های مهربان تر از مادر" نام دارد.
بنده این مقاله را هنگامی که چند ماه پیش منتشر شده بود خوانده بودم ولی درین روزها موقعی که دوباره آن را خواندم نکاتی به نظرم رسید وبهتر دیدم آن را با آقای انصاری در میان بگذارم.
نویسنده گرامی درین مقاله خواسته است، به یکی از اشکالاتی که گاه وبیگاه دشمنان کینه توز اسلام در مورد پیامبراسلام وخانواده اش مطرح می کنند، وآن را بهانه ای می سازند برای فضاسازی برضد پیامبراسلام (ص) پاسخ پیدا کند.
این اشکال به این صورت مطرح می شود: چگونه امکان دارد که مردی همچون محمد که به سن بالاتر از پنجاه رسیده، با دختر 9 ساله ای ( البته آن گونه که برخی روایات بازگو می کند) همچون عایشه ازدواج کند؟
دشمنان اسلام با طرح این گونه سوالات می خواهند این شبهه را مطرح کنند که گویا حضرت رسول آدمی بوده شهوت پرست وخواسته با ازدواج خود با عایشه امیال شهوانی خود را ارضا کند. ازآن بالاتر، برخی ازآنها می گویند: ازدواج پیامبر اسلام با حضرت عایشه درین سن وسال نشان می دهد که ایشان گرفتار برخی بیماری های روانی بوده است (پناه برخدا). در ادامه بدون هیچ مستمسکی می گویند: عایشه از ادواج با مردی که با او اختلاف سنی زیادی داشته راضی نبوده است وبه اجبار به این کار واداشته شده است.
خواجه بشیر احمد انصاری با مستنداتی که ارائه کرده اند، به این شبهات پاسخ ارائه نموده اند که درهمین جا به ایشان دست مریزاد می گویم.
متاسفانه آنچه که بیشتر به این دشمنان مجال داده که این شبهات را طرح کنند روایاتی است که در کتاب های معتبر حدیث ما مذکور افتاده است تا آنجا که عده ای ادعای تواتر آنها را می کنند.
شاید اگر موانع ومحدودیت هایی نمی بود می توانستم با شیوه خود آنچه را که آقای انصاری درین زمینه نگاشته اند، بازنویسی کنم ولی حالا نظر به مشغولیت هایی که دارم، تنها به تبصره ای کوتاه برآنچه ایشان به رشته تحریر کشیده اند، بسنده می کنم.
من کار آقای انصاری را تحسین می کنم که با وصف آن که محدثان، روایاتی را که سن وسال حضرت عایشه را هنگام ازدواج با رسول اکرم 9 سال می داند، تقریبا بدون قید وشرط پذیرفته اند، وی کوشیده است که ثابت کند این روایات با اشکالاتی مواجه است وآن گونه نیست که تا کنون نزد مردم مشهور بوده است.
من هم می پذیرم که که این روایات با روایات دیگری درین زمینه تضاد دارد وهمچنین قبول دارم که می توان براین روایات از نظراسناد هم ایراد وارد کرد.
باید گفت: بیشترینه آن چه که جناب انصاری در مقاله خود باز گو کرده چیزی است که دیگران هم به شکلی آن را درمقام دفاع از پیامبرمکرم اسلام مطرح کرده اند وزیاد چیزتازه ای درآن وجود ندارد.
ولی آن چه که جای درنگ دارد، یکی دو پاراگراف از دفاعیات آقای بشیراحمد انصاری است. با هم این قسمت را مرور می کنیم:
«اساس همهء رواياتی که سن عائشه را هنگام ازدواج نه سال بيان نموده است، سخن خود او می باشد. اگر اين احاديث از نظر روايت و ناحيهء درايت عاری از مشکل هم باشند، باز هم دانشمندانی اند که علت ذکر اين سن را بر خاسته از خصوصيتهای زنانگی موصوف دانسته اند. آنها معتقد اند، عائشه صديقه که خصوصيتهای زنانگی را تا حد کمال داشت، در اينجا کوشيده است تا سن خويش را خورد تر گفته و بدان مباهات نمايد. اين ويژگی در زنان عصر ما هم تا سرحد جنون ديده می شود... شايد برخی استدلال نمايند که همچو امری بعيد از بانويی چون عائشه می باشد. ولی تاريخ زندگی اجتماعی و عرصهء زناشوهری او ملئ از همچو مسايل است. بعنوان مثال، او روزی صفيه همسر ديگر پيامبر را غيبت نمود: پيامبر از اين مسئله بر افروخته شده و گفت: « لقد قلت كلمه لو مزجت بماء البحر لمزجته» (ترمذی). يعنی: « آنچه تو گفتی اگر با آب بحر بياميزد آن را آلوده خواهد ساخت». نمونه های ديگری هم دراين رابطه وجود دارد. به هر حال، عائشه صديقه از نظر هيچ مسلمانی معصوم گفته نمی شود».
به نظر می رسد که این قسمت از سخنان آقای انصاری جای درنگ دارد.
از سخنان وی می توان این طور برداشت کرد که عایشه صدیقه به دلیل خصوصیت های زنانگیی که داشته خواسته سن خود را کوچک تر به مردم نشان دهد. به عبارت روشن تر: عایشه در مورد سن وسال خود به مردم دروغ گفته است!!.
این نکته هم قابل توجه است که همانگونه که از روایات بر می آید حضرت عایشه این سخنان را نه یک بار ودو بار بلکه به کرات ودر موارد گوناگون بیان داشته است.
حالا می رویم بر سر اصل موضوع:
درعلم«اصول حدیث» یک مساله به خوبی واضح است وآن این که روایت کسی که محرزشده باشد که در زندگی خصوصی خود مرتکب کذب شده است، از نظر محدثان از درجه ساقط است وشرایط حدیث صحیح را ندارد وبه این گونه احادیث به اصطلاح« حدیث متروک» می گویند.
اکنون از آقای انصاری می پرسم: با این حساب، درخصوص روایات زیادی که عایشه صدیقه از حضرت رسول(ص) نقل نموده است چه نظر دارید؟ می گویند: تنها تعداد روایاتی که درکتب صحاح از عایشه به ثبت رسیده به بیشتر از دو هزار حدیث می رسد. باید تکلیف ما درخصوص این روایات روشن گردد.
درروایتی ازپیامبراسلام هم می خوانیم( حالا این روایت سند موثق دارد یا ندارد بحث جداگانه ای است ولی به همه حال،این روایت بر سرزبانها افتاده است): نصف احکام دین تان را از عایشه بگیرید. چگونه امکان دارد کسی که برطبق این روایت حضرت رسول به ما دستور داده که نصف دین ما را از او بگیریم، مرتکب دروغ گویی شود؟
همچنین عایشه صدیقه ازعداد فقیهان بزرگ صحابه شمرده می شود. می گویند: صحابه هرگاه درمورد احکام دین به مشکلی بر می خوردند، به نامبرده مراجعه می نمودند.
جالب اینجا است همانگونه که سابقا اشاره کردم روایاتی که درخصوص سن عایشه صدیقه هنگام ازدواج با رسول خدا، آمده است ازاعتبار بالایی میان محدثین برخوردار است. این روایات دردوکتاب معتبرحدیث (بخاری ومسلم) آمده است وبه اصطلاح محدثین " متفق علیه" است. برخی به این باورند که روایاتی که "متفق علیه" باشد، به حدی ازاعتبار بالا برخوردارمی باشد که تقریبا مفید یقین است.
با این همه، با چه ملاک ومعیارهایی آقای انصاری به خود این حق را می دهد که به این روایات خدشه وارد کند وآن ها را بی پایه بداند؟ منظورم از طرح این گونه سوالات، اعتراض براین موضعگیری جناب انصاری نیست بلکه تنها ازایشان توضیح می خواهم. همین وبس.
من به جزم گفته می توانم که اکثریت روایاتی که درکتاب های معتبر حدیث آمده، ازلحاظ قوت سند به پایه روایت مورد بحث رسیده نمی تواند. حالا تکلیف ما با این همه روایات چیست؟
آیا اگر ضرورت یا مصلحتی ایجاب کرد می توانیم از پذیرفتن آن روایات نیز شانه خالی کنیم؟ درآن صورت به گمان من باید شیوه نوینی را در زمینه نقد روایات جستجو کنیم.
آن چه که برمحافل علمی جهان اسلام حاکم است این است که: همه روایاتی که در صحیح بخاری یا صحیح مسلم مذکور افتاده، موثوق است وهیچ خدشه ای نمی توان برآنها وارد کرد.
تا کنون هرکسی که خواسته با این اعتقاد مخالفت کند مورد طعن ولعن واقع شده است. درگذشته هنگامی که دار قطنی خواست به برخی روایات آمده در بخاری ومسلم اشکال وارد کند، مورد طعن وتحقیر قرار گرفت. یا ابوالفرج بن جوزی موقعی که درین زمینه یک سلسله کارهایی انجام داد زیاد دیگران به او روی خوش نشان ندادند.
از معاصران کسانی که کوشیده اند چنین کاری را انجام دهند به عین سرنوشت گرفتار شده اند. درین جا می توان ازینها نام برد: ناصرالدین البانی ( هرچند منهج وی در نقد روایات قابل قبول دیگران نیست)، محمد غزالی مصری، حسن ترابی.
معروف است که حسن ترابی طرفدار این است که روش های قدیمی در اثبات صحت یا سقم احادیث کنار گذاشته شود وروش های جدیدی جاگزین آن گردد. حالا نمی دانم موصوف تا چه اندازه صلاحیت اظهار نظر درین موارد را دارد.
از آقای انصاری می پرسم: شما با دیدگاه حاکم ورسمی درمورد روایات موجود دربخاری ومسلم موافقید یا مخالف؟
می خواهم بگویم : هنگامی که آقای انصاری مقاله خود را به عنوان" عایشه صدیقه ودایه های مهربان تر ازمادر" می نوشت می بایست دیدگاه خود را درمورد پاره ای از مسایل به روشنی عرضه می کرد وکسانی همانند بنده را مجبور نمی گردانید که برای روشن شدن بیشتر مساله ازایشان پرسش های بالا را مطرح کنند.
نمی دانم آقای انصاری با این سخن من موافق اند یانه که : روایت زدگی یا اخباری گری درجهان اسلام موجب آن شده که دربرخی از موارد چهره مسخ شده ودل آزاری از اسلام برای جهانیان عرضه گردد وباعث شود که دشمنان این دین که خیلی پرشمارند ونیرومند ودرکمین، تبلیغات رسانه ای خود را برضد آن شدت بخشند ومردم را ازآن متنفر بسازند. همین موردی هم که ایشان مطرح کرده اند موید ادعای بنده است.
امیدوارم آقای انصاری، با پشتوانه علمیی که دارند درخصوص نقد روش های قدیمی درحدیث شناسی وبه کار گیری شیوه های نوین چیزی بنویسند.
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|