"راحل" موضوعي كه اين روزها درمحراق توجه محافل سياسي ورسانهاي قرار دارد، مساله دشوار اوضاع رو به وخامت هرچه بيشتر امنيتي افغانستان ودشواري هاي ناشي از آن براي پيمان اتلانتيك شمالي (ناتو) به عنوان نخستين ماموريت خارج از اروپا و نيز اولين نبرد زميني آن پيمان است. وجود اختلاف ميان اعضاي ناتو براي اولين بار درقضيه باز پس گيري ولسوالي موسي قلعه توسط نيروهاي امريكايي كه حدود يكسال قبل از جانب نيروهاي نظامي انگليس، به طالبان واگذار شده بود، آشكار شد وبااخراج دو ديپلمات انگليسي ازافغانستان و رد نمايندگي لرد پدي اشداون به عنوان نماينده ويژه ملل متحد در افغانستان از سوي دولت حامد كرزي ابعاد تازه تري يافت وبه دنبال آن، انتصاب ملا عبدالسلام از فرماندهان ارشد طالبان به حيث ولسوال موسي قلعه وديدار سفير امريكا با وي، پرده از وجود اختلافاتي جدي وپنهاني ميان دو كشور پرقدرت عضو ناتو، امريكا وانگليس كه هر دو داراي بيشترين تعداد سربازان درافغانستان نيز هستند، برداشت.
اما مساله محدود ومنحصر به موارد يادشده نماند. انتقادات صريح ومستقيم حامد كرزي دراجلاس داووس برعملكرد نيروهاي انگليسي درهلمند، اين جنگ را رسماً به محافل رسانهاي بريتانيا كشاند؛ تا آنجا كه حتي برخي از روزنامه هاي بريتانيايي، سرنوشت آينده حامدكرزي را با فرجام چندين رئيس جمهور مقتول افغانستان مقايسه كردند. با اظهارات استفن هارپ نخست وزير كانادا مبني بر احتمال خروج سربازان آن كشور از افغانستان، درصورت عدم دريافت پشتيباني لازم از سوي ديگر اعضاي ناتو و در پي آن، جواب صريح وبي پرده وزير دفاع آلمان به نامه همتاي آمريكايي اش كه حاوي درخواست امريكا مبني بر اعزام سربازان آلماني از شمال به مناطق نا امن جنوب افغانستان بود، اختلافات دامنه وسيع تري يافت. مجموع اين تحولات، كاندوليزارايس وزير خارجه امريكا را براي ديدار با مقام هاي انگليسي به لندن كشاند وازآنجا وي، همراه با همتاي انگليسي اش عازم افغانستان گرديد.
دو وزير، اگر چه پس از ديدار با رئيس دولت افغانستان برادامه همكاري هاي مشترك شان درجنگ با تروريزم تأكيد كردند؛ اما اجلاس وزيران دفاع كشورهاي عضو ناتو در ايلينويس پايتخت لتوانيا وبه دنبال آن اجلاس بين المللي امنيت درمونيخ آلمان، به روشني نشان دادند كه اختلاف ها ميان اعضاي اين پيمان بسيار جدي تر از آن است كه تصور مي شود.
رابرت گيتس، وزير دفاع امريكا دركنفرانس بين المللي امنيت درمونيخ، علي رغم دلگرمي واميدواري قبلي اش از نتايج اجلاس لتوانيا، آن تعداد از اعضاي ناتو را كه به گفته او صرفاً به فعاليت هاي غير نظامي مي پردازند واز مسووليت ها وتعهدات نظامي اين پيمان طفره مي روند شديداً مورد انتقاد قرارداد. گيتس همچنين امنيت اروپا وآينده ناتو را منوط ومشروط به موفقيت ماموريت افغانستان قلمداد كرد و هشدار داد كه ناكامي ناتو درافغانستان، تروريزم وافراط گرايي اسلامي را به اروپا خواهد كشاند و دراين خصوص به صورت مشخص از انفجارهاي مادريد اسپانيا وقطارهاي زيرزميني لندن نام برد.
وزير دفاع امريكا همچنين يادآور شد كه مقام هاي ايراني ودبير كل حزب الله لبنان، مترصد تحولات دروني ناتو هستند وبرنامه هاي آينده شان را بر اساس آن تنظيم خواهند كرد.
از جانب ديگر اظهارات ولاديمير پوتين، رئيس جمهور روسيه، مبني برشروع يك رقابت تسليحاتي جديد وآنچه او حضور نيروهاي ناتو در نزديك مرزهاي روسيه خواند و نيز موضعگيري مكرر وي درمورد نصب سامانه دفاع موشكي امريكا دراروپاي شرقي ودركنار آن هشدار روسها درخصوص اعلام استقلال قريب الوقوع كوزوو وحمايت اروپا از آن، كه به گفته مقام هاي روسيه اين كار سرمشقي براي ديگران شده وعواقبي جدي درپي خواهد داشت، همه وهمه امريكا را به عنوان يك رقيب استراتژيك ديرينه روسيه، مجبور كرده است تا به تلاش هاي گستردهاي براي ايجاد همگرايي وهماهنگي ميان اعضاي ناتو پرداخته وافغانستان را كه از دير باز صحنه كشمكش هاي استراتژيك قدرت هاي برتر جهان بوده است، به عنوان آزمونگاهي براي ميزان همگرايي واتحاد اعضاي ناتو، در محور اين تلاش ها قرار دهد.
ترديدي نيست كه روسيه اي مقتدر و پيشرو درحال ظهور ونيز ايران به عنوان يك قدرت منطقه اي كه هر روز بردامنه تأثير گذاري سياسي واستراتژيك آن در معادلات مهم منطقه اي افزوده مي شود واز آن طرف هم، حزب الله لبنان، كه اكنون وبه ويژه پس ازجنگ 33 روزه با اسرائيل به يك نيروي درد سرساز و بالقوه خطرناك براي امريكا تبديل شده است، مواردي نيستند كه امريكا بتواند به راحتي ازكنار آن بگذرد. با اين حساب ناتو مجبور است كه به عنوان بخشي از نمايش قدرت بالقوه اش درافغانستان خوب عمل كند، در غير آن، بازي را به نفع رقبايش واگذار كرده است. واما مقاومت كشورهاي اروپايي عضو ناتو دربرابر درخواست هاي هشدار آميز امريكا چندان هم دور از انتظار نيست. واقعيت است كه تصميم گيري درخصوص سياست خارجي كشورهاي اروپايي به موازات گرايش هاي موجود درسطح افكار عمومي آن كشورها اتخاذ مي شود واين از ويژگي ها وشاخصه هاي غير قابل اغماض دموكراسي هاي دير پا وپر پيشينه است؛ چيزيكه اروپاييان همواره به آن مي باشد. سياست گزاري هاي آني ومقطعي، تسليم شدن دربرابر فشار ديگران وتصميم گرفتن برخلاف خواست اكثريت، براي حيات سياسي احزاب اكثريت حاكم بر نظام هاي سياسي جوامع اروپايي به شدت خطرناك خواهد بود.
براساس نظر سنجي ها، باور غالب درميان مردم اروپا مبتني بر بيهوده انگاري جنگ با تروريزم وحضور سربازان آنان درافغانستان به طور عموم و در مناطق جنوبي به صورت خاص است.
بسياري از اروپاييان جانبدار خروج سربازان شان از افغانستان با پايان يافتن دوره زمامداري جورج بوش هستند. تنها در آلمان، كشوري كه بيشترين انتقادها از سوي كشورهاي داراي نيروي نظامي درافغانستان متوجه آن است، براساس تازه ترين نظر سنجي ها، حدود 85 درصد مردم مخالف اعزام سربازان شان به مناطق آشوب زده جنوب هستند؛ البته اين آماره همزمان با برگزاري كنفرانس بين المللي امنيت درمونيخ دو در صد افزايش يافته و به 87 درصد رسيده است. افزون بر اين، مرگ دست كم 70 سرباز كانادايي درجنگ هاي افغانستان از زمان استقرار آنان درجنوب كشور، موضوعي نيست كه توجه افكار عمومي كانادا را به خود جلب نكند. بسياري از كانادايي ها، اكنون حضور سربازان شان درافغانستان به هدف جنگ با تروريزم را بيهوده مي دانند، ناقوس مرگ وحمل تابوت هاي پيچيده شده در پرچم ملي كانادا، حالا براي مردم آن كشور به رويدادي آشنا تبديل شده است. اين درحاليست كه مردمان ديگر كشورهاي اروپايي نيز هيچ تمايلي به تكرار تجربه جاري كانادا دركشورهاي خود ندارند.
مقام هاي امريكايي پيوسته تأكيد مي كنند كه اروپا نبايد به مسايل عراق وافغانستان از ديد يكسان بنگرد. درعراق به دليل اتخاذ تصميمي يكجانبه وبدون كسب اجماع بين المللي براي حمله بر آن كشور امريكا، بهايي بسيار سنگين پرداخت.
درمورد افغانستان، اما امريكايي ها همواره از آن به عنوان تجربه اي موفق ومنطقي درسياست خارجي جورج بوش و بازهاي حاكم بركاخ سفيد ياد كرده اند. به باور برخي كارشناسان، تلاش هاي گسترده امريكا براي ايجاد همگرايي عمومي درميان هم پيمانانش درنبرد با تروريزم كه گفته مي شود افغانستان خط مقدم آن است، تا حدودي مصرف داخلي نيز دارد. دركنترول در آوردن اوضاع در افغانستان و در يك صف واحد ومتحد قراردادن شركاي دولت بوش ودركنار آن، آرامش نسبي به وجود آمده در عراق، مي تواند دستمايه اي براي جمهوري خواهان درانتخابات آينده رياست جمهوري امريكا محسوب شود.
با همه اينها، به نظر ميرسد تا ايجاد يك ناتوي متحد درجبهه افغانستان و در جبهات آينده هنوز راهي دراز، دشوار وناهمواري درپيش است وهشدار رابرت گيتس مبني بر در معرض خطر قرارداشتن آينده اين سازمان نظامي دست كم در حال حاضر همچنان به قوت خود باقي است.