|
|
زبان به عنوان یک هدف نه به عنوان یک ابزار
"سيد نادر" زبان به عنوان یک هدف نه به عنوان یک ابزار از مدتها قبل به این سو اصحاب اندیشه و فکر را به خود مشغول کرده و این داستان هنوز به قوت و قدرت خویش در بین زبانشناسان مطرح جریان دارد. در سرزمین افغانستان به دلیل وجود دیکتاتوریهای قومی و استبداد اقلیت حاکم بر اکثریت محکوم و یا شاید خاموش، فضا و شرایط تنفس برای اینگونه افکار نبوده و مردم ما بیشتر از دور دستی بر آتش داشتهاند و کاری در خور شأن در این حوزه در ارتباط به زبان صورت نگرفته است.
بعد از فروپاشی سیستم دیکتاتوری قومی و مذهبی طالبانی اکثزیت تودههای جامعه به آینده به عنوان راهی روشن و سازنده امیدوار بودند. این اکثریت که دارای زبانی مشترک به نام دری یا فارسی دری هستند (که البته من خودم در این قسمت هم ملاحظه دارم چون ما یک زبان را با چند لغت در این حوزه به کار میگیریم که ناشی از خودخواهی بعضی از همزبانهای گرامی در این منطقه است. ما باید نامی مشترک برای دری، تاجیکی و فارسی داشته باشیم و گرنه همین امر باعث هجوم بعضی کسان میشود یا خواهد شد)، اما هنوز هم بعد از روی کار آمدن یک سیستم حکومتی مردمی احساس آرامش و آسایش برای زندگی در این جغرافیا وجود ندارند. آقای کرزی از مدتی به این سو گوشهای خود را با پنبه گرفته و نمیخواهد کاری خلاف مصالح شخصی نماید. مردم قادر به درک این شرایط هستند، اما آقای کرزی به راستی در این چنین شرایطی به رای آنها نیازی احساس نمیکند. عملکرد سطحی و خام تیم ایشان برای دور کردن قومها مطمئنا منجر به شکلگیری یک اکثریت باورمند به حق انتخاب خواهد شد و در این صورت برگزاری هم زمان انتخابات دو قوه هم کمکی به ایشان برای ماندن نخواهد کرد.
زبان به عنوان ابزار فکر و اندیشه متاسفانه وسیلهیی شده برای آمال سیاسی. در حالیکه پتانسیل درونی آن سیاسی کردن افکار و اندیشه نیست، بلکه زبان نشانههایی را از عالم ارجاع داده شده به آن، برای آسان ساختن بیان اهداف درونی انسان استفاده میشود. سیاسی کردن زبان در شرایط کنون زهری است که تجویز آن فقط از سوی کسانی انتظار میرود که زیر ناودان منتظر حاصل این شیوه برخورد است و به عواقب آن در آینده نمیاندیشند (البته اگر توان اندیشیدن در آنها موجود باشد).
زبان مشترک توان خلق افکار مشترک و یا دانش مشترک را میکند و جدا کردن قسمتی از جامعه سبب جدایی آنها از این اشتراک میشود و ضرر اصلی شامل حال کسانی میشود که زبان آنها توان اشتراک با دانش روز را نداشته باشد و دانش به همان صورت اولی خود وارد آن میشود و به مرور زمان توان استقامت را نخواهد داشت و در اثر گذشت زمانی از بین خواهد رفت و باید حق داد به اهالی زبان تا دغدغه آن را داشته باشند.
کلمات در یک زبان با گذشت زمان بار فرهنگی آن را به دوش میکشند و با از بین رفتن یکی قسمتی از فرهنگ دچار نقص شده و روزی خواهد آمد که صاحبان آن دیگر باید گذشته خویش را انکار کنند وگرنه باید سندی برای ارایه داشته باشند. زبان قسمت فیزیکی زندگی روزمره نیست که بتوان آن را با یک حرکت حذف کرد، بلکه در رقابت با جهان بیرون میتوان توان و پتانسیل آن را شناخت و اینکه چه مولفههایی سبب دوام آن خواهند شد.
در مورد واكنش آقای خرم وزیر اطلاعات و فرهنگ باید گفت اصلا جای نگرانی نیست، چون در شرایط بدتر از این هم این زبان، زبان مشترک بوده و توان بقا و ادامه حیات داشته و در زمانی که تبدیل به زبانی منطقهیی شده و حامیان منطقهیی خود را پیدا کرده و امکان به مبارزه طلبیدن آن فقط سطحی و گذرا است و آسیبی شامل حال آن نخواهد شد. قبل از اینکه عاملی موثر باشد برای جدایی، زبان با قدرت خویش راه را برای خود باز میکند و نتیجه برخوردهای آنی چیزی نیست به غیر از کشاندن اختلافات به کوچه و بازار و نگران کردن عوام از آن و ترس و ایجاد گارد بسته و به مبارزه طلبیدن آنها.
نزدیک به انتخابات اول ریاست جمهوری تعداد زیادی از مردم به دولت به عنوان قدرتی که توان بیرون ساختن مردم از وضعیت فلاکتبار آن روز را خواهد داشت، نگاه میکردند و تعداد زیادی از رای آقای کرزی ترکیب مختلط قومی داشت. اما امروز با گذشت چند سال انتظار این اکثریت تبدیل به یاس و ناامیدی مفرط شده و نگرانی آنها، نبود یک جایگزین مناسب است. دولت آقای کرزی هر روز نزدیکتر به دیکتاتوری شده و دیگر مردم و وضعیت نامناسب آنها اهمیتی برای ایشان و تیم کاری ناکارآمد و سیاست زده پیر و فرتوت ندارد.
در چند روز اخیر ابتدا گالری جانشین نگارستان و حال خبرنگار ولایتی اخراج شد به دلیل اینکه قرار است از همین اکنون صفبندیهای قومی کلید گشودن در ریاست جمهوری برای آنها شود و وای به حال مردم که هنوز از غم نان آسوده نشدهاند و در اندیشه آرد، تیل یا برنج ارزان هستند و گاهی شاید به خود نهیب میزدند که آقای کرزی در این روزها نگرانی بیشتر و عمیقتر از آن نخواهد داشت، چه برسد به موضوع ساختن زبان برای جدا کردن آنها از همسایه، هم صنفي یا کارمندانی که تا به دیروز بدون تشویش در کنار هم بودند و نمیخواستند فاصله یا شکافی را احساس کنند.
اتفاقاتی این چند ماه از قبیل احتمال بیرون روی و یا شکاف در بین نیروهای ناتو، سپردن امنیت بعضی نقاط به دست طالبان، گسترش بیامنیتی در پاکستان همسایه ماجراجو و قدرتمند ما، عدم اعتناي آقای کرزی به پارلمان و تصویب قوانین آن، ایجاد چند گروه در بین نمایندههای مردم در پارلمان، بالا رفتن قیمتها در کشور، حوادث مربوط به عقیم سازی جبهه ملی (ترور شخصیتها و بستن اتهام به عنوانهای مختلف)، ابزاری ساختن زبان در مراحل مختلف برای اثبات بقای زبان دیگر یا ساختن پایگاه قومی، جنجال برای برگزاری هم زمان انتخابات به منظور کم کردن شانس حضور در یکی از این دو قوه و در اختیار گرفتن هر دوی آنها و راندن دیگر اقوام از هرم قدرت و دهها اتفاق دیگر مردم را دچار یک نوع یاس و تردید ساخته که آیا ما آیندهیی خواهیم داشت و بعضی موارد آن هم برای رقبای آقای کرزی یک سرگرمی را خلق کند تا از امور اصلی دور باشند و فرصت به نفع تیم ایشان مهیا گردد تا بتوانند به درستی آمادگی حاصل کنند برای اتنخابات دوره بعدی (چه پارلمان و یا چه ریاست جمهوری).
رقبای آقای کرزی به جای مصرف انرژی خویش برای پاسخدهی مناسب بهتر خواهد بود با اندیشه سیاسی آینده را درک کنند و از پراکندهگی در عمل به سوی انسجام برنامههای آینده باشند چون دیگر آقای کرزی رای ملی نخواهد داشت و رفتارهای ایشان در این چند سال ماسک از روی صورت ایشان برداشت و اگر مخالفین میلیونها دالر به مصرف میرسانند تاثیر آن به اندازه درک مردم از آقای کرزی بعد از اشتباهات سیاسی ایشان نمیتوانست عمیق و موثر تمام شود.
آقای خرم به عنوان نماینده تمام عیار دولت و برخورد سلیقهیی ایشان با مسایل دقیقا در همین مسیر حرکت میکند و نتیجه آن به ضرر دولت و باعث بیداری کسانی خواهد بود که به آقای کرزی به عنوان یک چهره ملی نه به عنوان نماینده یک قوم رای داده بودند (من خواهشمندم برگردیم به چند سال قبل که با چه احساس افتخاری به ایشان رای دادیم و انتظار داشتیم تا ایشان باعث پاک شدن ذهن ما از گذشته شود، اما امروز باز مردم ما به گذشته و به قهرمانهای گذشته خود برمیگردند و در نهایت باید قومی بیاندیشید).
مساله اخراج یک خبرنگار نیست، بلکه تخریش روحیه جمعی اکثریت موجود در اجتماع است. اینکه یک زبان خود میتواند با این رفتارهای دولت مردان توهین و یا تحقیر شود، مهم نیست، بلکه زنان، مردان، جوانان و کودکانی این اجتماع در درجه اول اهمیت دارند و اینکه آنها بعد از انعکاس این خبر چگونه میاندیشند به مراتب برای آنها خطرناکتر است، به دلیل اینکه ما هنوز در سنگرهای قومی، مذهبی یا زبانی پناه میبریم و از این قسمت است که مقابل خویش را مینگریم.
به هر حال زبان متاثر نشده و نمیشود، اما تودهها را از خواب بیدار و در همان صفوف سابق در مقابل خویش علم کردهایم. حالا آقای خرم باید بیاندیشد که ضرر اصلی و پیامد جدی این نوع رفتار شامل چه کسانی شده است؟
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|