مطلب عاجل
نظريه هاي «تأمين ثبات» و حل مناسبات تباري
يا ايّها الناس انا خلقنا كم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوباً و قبايل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم
(آيه 13سوره ي حجرات)
پوزش:
چشم انداز اين مقاله فحواي كلام آسماني…
آمر صاحب
آرشیف نشریه بخش فلمها و تصاویر مطالب ادبی نشریه خبرهای ورزشی مصاحبه ها خبرهای هفته گی مقالات سرمقاله های نشر شده هدف، بیوگرافی ها، ارتباط با ما و ... صفحه اصلی سایت
شماره مسلسل 571
شماره 52، سال یازدهم 23 حوت 1386
     
بي پروائي هاي حكومت، مجلس را به تعطيل يكروزه وا داشت
مجلس نمايندگان از عزت خود دفاع كرد: بدنبال بي اعتنايي هاي مسؤولين ولايت…
جنـگ بـه شمـال كشـانده مي شـود
اوضاع در ولايات شمال افغانستان رو به وخامت است. انفجار خونبار ولايت بغلان…
دهانت را مي‌بويند، مبادا گفته باشي دوستت مي‌دارم
در آخرين اقدام وزارت اطلاعات وفرهنگ از رسانه هاي تصويري خواسته است كه…
مشکل افغانستان با نیروی بیشتر حل نمی‏شود
یک نماینده ارشد ناتو در افغانستان می‏گوید گمان نمی‏کند اعزام نیروی افزون…
قوای هوایی افغانستان احیا می گردد
"جویان" در هفته پسین قول اردوی هوایی در کابل افتتاح گردید برای این قول اردو یکصدو…
انگلیس به دنبال حضور طالبان در صحنه سياسي افغانستان
دز براون وزیر دفاع انگلیس در مصاحبه با روزنامه ديلي تلگراف، دادن فرصت…
امريكا براي مذاكره با ايران اعلام آمادگي كرد!
وزير امور خارجه امريكا اعلام كرد كه ايالات متحده امريكا حاضر است تا با…
براي نابودي اسلام غرب اين‏بار بانوان اسلام را هدف قرار داده است
وزیر ارشاد، حج و اوقاف، روز سه‏شنبه در مراسم تجلیل از روز جهانی زن در…
پنجصد خانواده پاكستاني به افغانستان مهاجر شدند
به دليل شدت ناامني ها در پاكستان و خصوصاً مناطق قبايلي اين كشور، بيش از…
احمدضيا مسعود برخي عناصر دولتي را متهم به قومگرايي كرد
در چهلمين روز از بزرگداشت مرحوم سيدمصطفي كاظمي؛ احمدضيا مسعود معاون اول…

غسل تعميد زن «پژوهشي پيرامون چيستي گناه اوليه» بخش دوم و پاياني

"عبدالشهيد ثاقب" چيستي گناه اوليه:
در اين بخش از مقاله سعي مي شود تا چيستي گناه اوليه توضيح و زن را كه در تمام فرهنگ ها، تمدن ها و سنت ها ذاتاً ملوث، گنهكار و عنصر گناه پنداشته مي شد باآب سرچشمه گرفته از بازخواني اين داستان در پرتو دانش نوين، غسل تعميد داده شود.
نا گفته نبايد گذاشت كه مراد دراينجا روايت اسلامي آن داستان است.
براي اينكه چيستي گناه اوليه روشن گردد، لازم است كه از بهشت گمشده آغاز كنيم:
بهشت گم شده كدام بهشت بود؟ در آسمان بود يا در زمين؟ در رابطه به اين پرسش بايد گفت كه در اين مورد از مفسرين و انديشمندان مسلمان نظريات گوناگوني روايت شده كه قرار ذيل اند:
اول: ديدگاه ابوالقاسم بلخي و ابومسلم اصفهاني:
ابوالقاسم بلخي و ابومسلم اصفهاني به اين عقيده اند كه بهشت گمشده نه در آسمان، بلكه در زمين بوده است و اهباط عبارت مي باشد از انتقال از يك بقعه به بقعه ديگر، چنانچه خداوند(ج) مي فرمايد: «اهبطوا مصراً» (بقره، 2/آيه 16)
دوم نظريه جبايي:
جبايي به اين باور است كه «اين بهشت در آسمان هفتم بود. و دليل اين است كه خداي مي گويد: «اهبطوا منها» پس اهباط نخستين از آسمان هفتم به آسمان نخستين بود و اهباط دوم از آسمان به زمين».
سوم ديدگاه جمهور:
جمهور علما به اين باور اند كه بهشت گمشده همان خانه پاداش است.
چهارم ديدگاه برخي نامعلوم:
امام رازي ديدگاه اين گروه نامعلوم را چنين بيان مي كند: كه آنها به اين عقيده اند كه همه اين احتمالات ممكن است، و دلايل نقلي ضعيف و متعارض است، پس توقف و ترك قطع و رجب است.»
در ميان اين همه نظريات، نظريه‌يي «در زمين بودن بهشت گمشده» ارجح و قرين به صواب است به دلايل زير:
1- اينكه اگر اين بهشت، همان خانه‌يي پاداش و بهشت موعود مي بود، هرآيينه جاودان هم مي بود، و اگر آدم در بهشت جاويدان مي بود، ابليس وي را فريب داده نمي توانست. چرا كه خداوند(ج) مي فرمايد: «هل ادلك علي شجره الخلد و ملك لايبلي»، (طه، 20/آيه 120).
2- اينكه هركسي در بهشت موعود داخل شود هرگز از آنجا خارج نمي شود، به دليل اين فرموده باري تعالي: «وماهم منها بمخرجين»، (حجر، 15/آيه48). در حالي كه حوا و آدم از آن اخراج گرديدند.
3- اينكه اگر بهشت گمشده همان بهشت موعود مي بود هر آيينه شيطان در آن داخل شده نمي توانست، چرا كه ابليس پس از آنكه از سجده بردن اباء ورزيد ملعون و مطرود شد، سپس با غضب خدا مقدر نمي باشد كه به بهشت جاودان برسد.
4- اينكه بهشت موعود كه خانه پاداش است، نعمت هاي آن زوال ناپذير است، به دليل فرموده باري تعالي: «اكلها دايمو ظلها» و در جايي ديگري مي فرمايد: «و اما الذين سعدوا ففي الجنه خالدين فيها» تا آنجا كه مي گويد: «عطاءً غير مجذوذ» پس اگر بهشت گمشده همان بهشت موعود مي بود فاني نمي گشت، در حاليكه فاني مي شود. به دليل اين فرموده باري تعالي: «كل شي هالك الا وجهه» و آدم و حوا از آنجا اخراج نمي شدند، در حاليكه اخراج شدند و آن راحتي‌هايي اولي پايان يافت.
5- در اينكه باري تعالي آدم را در زمين خلق كرد هيچ نزاعي نيست، ولي در قصه ذكر نشده است كه او را به آسمان برد. اگر بهشت گمشده، در آسمان مي بود بايد باري تعالي قصه بالا بردن وي به آسمان را نيز ذكر مي كرد؛ زيرا از زمين به آسمان بردن، از عظيم ترين نعمت ها است. پس همين عدم ذكر، دلالت مي كند بر اينكه اين بالابردن به وقوع نپيوسته و بنابر اين بهشت گمشده در زمين و غير از بهشت موعود و جاودان بوده است.
6- اينكه انسان يك موجود متكامل بوده و تاريخ بشري نيز تكاملي مي باشد. بنابر اين اگر بهشت گمشده، همان بهشت موعود باشد، از آنجايي كه انسان در جستجوي بهشت موعود است لازم مي شود دور، دور منافي تكامل است.
صاحب تفسير نمونه نيز به اين حقيقت كه بهشت گمشده، غير از بهشت موعود و در دنيا تصريح نموده است. وي در پاسخ به اين سوال كه بهشت آدم كدام بهشت بود؟ مي نويسد:
«در پاسخ اين پرسش به اين نكته توجه داشت كه گرچه بعضي آنرا بهشت موعود نيكان و پاكان مي دانند، ولي ظاهر اين است كه آن بهشت نبود. بلكه يكي از باغ هاي پرنعمت و روح افزاي يكي از مناطق سرسبز زمين بوده است. زيرا اولاً بهشت موعود قيامت، نعمت جاوداني است كه در آيات بسياري از قرآن به اين جاودانگي بودنش اشاره شده، و بيرون از آن ممكن نيست. و ثانياً ابليس آلوده و بي ايمان را در آن بهشت راهي نخواهد بود، نه وسوسه هاي شيطاني است و نه نافرماني خدا.
ثالثاً در رواياتي كه از طريق اهل بيت بما رسيده اين موضوع صريحاً آمده است. يكي از راويان حديث مي گويد از امام صادق راجع به بهشت آدم پرسيدم. امام در جواب فرمود: باغي از باغ هاي دنيا بود كه خورشيد و ماه برآن مي تابيد و اگر بهشت جاودان بود هرگز آدم از آن بيرون رانده نمي شد. و از اين جا روشن مي شود كه منظور از هبوط و نزول آدم به زمين،نزول مقامي است نه مكاني يعني از مقام ارجمند خود و از آن بهشت سرسبز پايين نمي آمد.»
پس مسأله كه باقي مي ماند اين است كه همين بهشت زميني چه بود؟ آيا چنانچه نويسنده تفسير نمونه مي گويد يكي از باغ هايي پر نعمت و روح افزايي يكي از مناطق سرسبز زمين بود يا چيزي ديگري؟
در اين رابطه بايد گفت كه يك بررسي عميق اين داستان و هم چنان پژوهش پيرامون حوادث و وقايع مهم تاريخي كه دراين كره خاكي به وقوع پيوسته است احتمالي را كه تقويت مي كند اين است كه بهشت گمشده، نه يك باغ بلكه يك مرحله تاريخ بوده است. و آن، همان مرحله «كمون اوليه» مي باشد. چرا كه درخت ممنوعه به قول اكثر مفسرين گندم بوده است و هيچ تاريخي از اين گونه گندم خوري فردي كه به اين اندازه با اهميت بوده باشد به گونه يي كه حتي اديان آسماني از آن ياد آوري كند، ياد نكرده است. پس راه‌ي كه باقي مي ماند اين است كه بگوييم زبان اين قصه سمبوليك است. زبان سمبوليك زباني است كه به رمز، معاني را بيان مي كند و اين بهترين زباني است كه امروز بشر بدان دسترسي پيدا كرده است. دكتر علي شريعتي از عبدالرحمن بدوي نقل مي كند كه: «مكتب يا مذهبي كه همه حقايق را و همه معاني مكتب خودش را بخواهد در كلمات راسته و يك بعدي و روشن ادا بكند- اين مذهب، ماندني نيست...».
بنابر اين، درخت گندم، سمبل كشاورزي، بهشت گمشده، سمبول مرحله كمون اوليه و زمين، سمبول نظام كشاورزي اند. آدم و حوا كه سمبول نوع انسان اند، با كشف سر حاصلخيزي زمين، يا به تعبيري كه در اين قصه آمده است، پس از تناول درخت گندم، از مرحله يي كمون اوليه (بهشت) خارج و به مرحله كشاورزي (زمين) وارد شدند.
در مرحله كمون اوليه، جنگ، ظلم، ستم و نزاع وجود نداشت؛ ولي وقتي مرحله كشاورزي فرا رسيد دشمني، جنگ ونزاع بين انسان ها و حتي ميان دو برادر (هابيل و قابيل) نيز پديدار گشت. اين است آنچه كه داستان مي خواهد بگويد، يكي از چيزهاي ديگري كه نيز اين ديدگاه را تاييد مي كند اين است كه همان گونه يي كه دراين داستان نسبت تناول درخت ممنوعه به زن داده شده است دركتب تاريخي نيز، زن به عنوان نخستين كاشف نظام كشاورزي به ثبت رسيده است.
ويل دورانت در كتاب «تاريخ تمدن» در اين باره چنين مي نويسد: «در عين حال كه اين حوادث اتفاق مي افتاد، زن به بزرگترين اكتشافات راه يافت و سر حاصلخيزي زمين را پيدا كرد.
تا آن هنگام كار زن تنها اين بود كه چون مرد، به شكار مي رفت با چنگال خود زمين پيرامون چادر را مي كاويد تا مگر چيزي قابل خوردن به چنگ آورد. در استراليا، هنگام غالب بودن مرد، زن در زمين جستجو مي كرد و ريشه هاي خوردني را بيرون مي آورد، ميوه ها و دانه هاي جنگلي و عسل و قارچ و غلات خود رو را جمع آوري مي كرد.»
از همين جاست كه بسياري از قبايل كه هنوز هم درهمان مرحله انتقال باقي مانده اند، مانند هنديان، آمريكايي، به اين عقيده اند كه شكار وظيفه مرد و كشاورزي كار زن است.
اينكه چگونه زنان به اين كشف مهم راه يافتند، دراين باره ويل دورانت چنين مي نويسد: «شايد در آن هنگام كه انسان دانه ها را مي درويده و حمل مي كرده است، پاره‌يي از آن ها در راه به زمين ريخته و سبز شده و از تكرار اين حادثه رفته رفته راز بزرگي كه در روييدن نبات نهفته است آشكار شده باشد.»
در رابطه به اينكه پس چرا سر حاصلخيزي زمين را به درخت ممنوعه تعبير نموده است، بايد گفت كه ممنوع در اين جا به معني يك امر منهي عنه شرعي نيست، بلكه به معني يك مرز طبيعي است كه طبيعت فراروي همه موجودات گذاشته بود و با آن سلطه اش را برهمه موجودات قايم و دوامدار مي ساخت؛ ولي انسان ها، به ويژه زنان عليه آن شوريدند و با سلاح معرفت در برابر آن عصيان كردند و آهنگ تسخيرش را سر دادند.
راستي هم، كشف سرحاصلخيزي زمين، يا به عبارت ديگر انقلاب كشاورزي به آن اندازه در آزادي انسان از سلطه طبيعت موثر افتاد كه انقلاب صنعتي موثر افتاده است.
جواهر لعل نهرو، نخست وزير فقيد هند، تغييراتي راكه بر اثركشف كشاورزي، در زندگاني نوع انسان پديد آمدند، چنين برمي شمارد:
«وقتي كه مردم كشاورزي را آموختند پيشرفت هاي جديدي حاصل شد. نخست اينكه تقسيم زيادي در كار ها پيدا شد. بعضي ها شكار مي كردند بعضي ديگر به كار مزرعه مي پرداختند و زمين را شخم مي زدند. بعدها با گذشت زمان مردم باز كارها و شغل هاي تازه تري آموختند و در اين كارها متخصص مي شدند. يكي ديگري از نتايج زراعت زمين اين بود كه انسان در دهكده ها و شهرها ساكن گرديدند. پيش از شروع كشاورزي مردم دايماً در حركت بودند و در هرجا كه پيش مي آمد و مي توانستند شكار مي كردند. لازم نبود كه در يك جا بمانند. به هرجا كه مي رفتند مي توانستند شكار كنند اغلب هم مجبور بودند بخاطر گاوها و گوسفند ها و حيوانات اهلي ديگر كه داشتند از يكجا به جاي ديگر بروند. زيرا اين حيوانات چراگاه هايي مي خواستند كه بتوانند در آنجا بچرند و همين كه مدتي در يك جا مي ماندند و مي چريدند ديگر روي زمين آن قدر علف نمي ماند كه حيوانات بتوانند بازهم سير شوند و در نتيجه تمام قبيله به جاي ديگري منتقل مي شد.
وقتي كشاورزي پيدا شد مردم ناچار بودند در نزديك زمين زراعتي خود باقي بمانند، نمي توانستند زمين و مزرعه يي را كه شخم زده اند و كاشته اند ترك بگويند و به اين ترتيب از موقع يك خرمن تا خرمن بعدي در روي همان زمين كار مي كردند و به اين جهت بود كه دهكده ها در ميان مزارع بوجود آمد و شهرها ساخته شد. يك تغيير ديگر كه كشاورزي پيش آورد اين بود كه زندگي را راحت تر ساخت بدست آوردن غذا از زمين خيلي آسان تر از آن بود كه بتوان آنرا يكباره خورد در نتيجه بايد محصول با دقت براي روز هاي بعد نگاهداري مي شد.
بگذار حالا يك پيشرفت جالب توجه ديگر را برايت بگويم. در موقعي كه انسان فقط يك شكارچي خالي و ساده بود نمي توانست هيچ چيز براي آينده خود ذخير ه كند يا اگر هم مي توانست به مقدار خيلي كم و براي مدت بسيار كوتاهي بود، به اصطلاح همان قدر كه دستش بدهانش مي رساند زندگي مي كرد و روز به روز خودش را زنده نگاه مي داشت.
در آن زمان بانك هايي وجود نداشت انسان پول ها يا اموال ديگرش را در آنجا نگاهدارد انسان بايد هر روزش را به وسيله همان روز فراهم مي ساخت. اما با پيدا شدن كشاورزي از زمين محصول زياد بدست مي آورد و اين محصول خيلي بيشتر از آن بود كه يكباره خورده و مصرف شود و به اين قرار اين زيادي و مازاد يا غذاي اضافي را ذخيره مي كرد.»
نتيجه بحث:
ديديم كه قصه حوا و آدم چه معناي داشته و نيز ديديم كه زن چه خدمتي بزرگي براي بشريت و براي پيشرفت تمدن بشري نموده است، بنابر اين برهمه مردان و پسران است كه از مادران شان پوزش خواسته، ديگر زنان را به سست رايي، بي وفايي، نقصان و... متهم نكنند، از يكسو؛ از سوي ديگر بگذارند كه زنان در همه عرصه هاي زندگي حضور پيدا كنند و استعداد هاي نهفته شان را به كار اندازند، مگر درعرصه هايي كه طبيعت شان براي شان اجازه نمي دهد.
زنان نيم پيكره‌يي يك جامعه را تشكيل مي دهند. تعطيل گذاشتن زنان به معنايي معطل گذاشتن نيم نفوس يك اجتماع است.
جامعه ما كه از عقب افتاده ترين جوامع دنيا است، خوب است به جاي اينكه نيم نفوس جامعه را تعطيل بگذارد، از آن استفاده درست نمايد. و هم چنان بر زنان است كه فريب دسايس استعمارگران را نخوردند، بلكه سعي نمايند تا دوباره آن عظمت گذشته شان را بدست آورند.




صفحه براي چاپصفحه بدون عكس براي چاپ     ارسال براي دوستانارسال اين صفحه براي دوستان



نویسنده: عارف هجران امت اسلامي در رابطه با بيت المقدس بي تفاوت نمي مانند
"نویسنده: عارف هجران"
در تجليل از روز جهاني قدس به سراغ تعدادي ازشخصيت هاي هموطن رفتيم تا نظرات آنان…
من عبدالحق واله هستم: واله از زبان خودش
اينجانب عبدالحق واله پسر عطاءالحق صاحبزاده از ولايت پروان در ماه حوت 1306 در شهر كابل تولد يافتم. چون مادرم دو پسر خود…
دكتر مهدي فلسفه‌ي طبيعي نوروز و تقويم شمسي
"دكتر مهدي"
درك انديشه¬ي تجليل از نخستين روز سال، بدون تحقيق در چگونگي بوجود آمدن آن، ممكن نيست. اين انديشه،…
روستاپور چالش ها و دستاورد هاي پنج ساله
"روستاپور"
پنج سال از رياست حامد كرزي ميگذرد، پنج سال قبل همه بدين باور بودند كه با به وجود آمدن يك اداره درافغانستان…
حسيني مدني تكنوكرات!
"حسيني مدني"
آوازه در آوازه افتاده بود كه تكنوكرات ها مي آيند و زمام امور را بدست مي گيرند. تبصره ها مي شد كه…
اقتباس از دُردري نوشته: كاظم يزداني گنــج بـاد آورده: «پته خزانه» در زير ذره بين تحقيق و بررسي
"اقتباس از دُردري نوشته: كاظم يزداني"
اشاره: عمل وزير اطلاعات و فرهنگ در هفته هاي اخير…
مريم حسيني استبــداد مخفـــي
"مريم حسيني"
پارلمان يك كشور نماد و سمبل قانون و قانون گذاري است و در كنار قوه اجرايي و قضايي، كشور را به سمت…
نوشته: دكتر حاكم مطيري استاد دانشگاه كويت و فعال سياسي. برگردان به فارسي: پاينده محمد - كويت آزادي يا طوفان ؟! تاملاتي درباب گفتمان سياسي اسلام (بخش هشتم)
"نوشته: دكتر حاكم مطيري استاد دانشگاه كويت و فعال سياسي. برگردان به فارسي:…
پاینده محمد - کویت عرض ارادتی خدمت آقای بشیراحمد انصاری
"پاینده محمد - کویت"
آقای بشیراحمد انصاری را حالا دیگرهمه درکشور ما می شناسند. وی نویسنده ای است آگاه…
به قلم: بهروز خالقي آشنايي با شخصيت هاي كلان افغانستان نادم ميمنه گي، شاعر صاحب دل و د رد آشنا (بخش دوم)
"به قلم: بهروز خالقي"
به راستي او در همان آوان طفوليت حقيقت وتلخي روزگار را درک کرده بود و ميدانست که…
صحفه اصلي|مصاحبه ها|اخبار|مقالات|تماس با ما|بالا لينك به بالاي صفحه
Copyright © 2007 تمام حقوق به سایت پیام مجاهد محفوظ است | تهیه و ترتیب از فارسی سویس