"خواجه بشير احمد انصاری" بخش سوم و اخير:
پیشتر از ایوب خان نام برده شد، ایوب خان را بگذارید آیا می دانید که در آن زمانی که مرحوم غلام محمد فرهاد مشهور به «پاپا» لوای فارسی ستیزی را در پارلمان افغانستان بر افراشته بود آیا می دانید که در پاکستان چه می گذشت؟ در پاکستان جنرال یحیی خان حکومت می نمود. و آیا می دانید که زبان اصلی جنرال یحیی خان چه بود؟ زبان اصلی جنرال یحیی خان فارسی بود. در آن سالهای تاریکی که فرزندان هزاره را در هیچ نهاد لشکری و کشور افغانستان راهی نبود می دانید که در پاکستان چه می گذشت؟ در آنجا از جمع همین هزاره هایی که عبدالرحمن خان مؤسس افغانستان آنها را در تاج التواریخ خویش « ... بارکش مردم افغانستان» می نامد، شخصیتهایی چون قاضی محمد عیسی که خود یک هزاره بود در کنار محمد علی جناح فعالیت می نمودند. جنرال محمد موسی شخصیت دیگری بود که به عنوان فرمانده کل ارتش پاکستان فعالیت نموده و در جنگ 1965 با هندوستان جنگید و در اواخر حیات خویش گورنر بلوچستان بود. هزارۀ دیگری به نام شربت علی چنگیزی در پست فرمانده نیروی هوایی پاکستان کار می نمود، چنانچه دختری بنام سایره بتول که از جمع همین هزاره های کویته است نخستین پیلوتی بود که طیارۀ جنگی پاکستان را بر فراز آسمان کشورش به پرواز در آورد. میرزا اسلم بیگ که روزی فرد اول ارتش پاکستان بود نمونۀ دیگری از میرزا ها و بیگها و بخاری هایی است که در کلیدی ترین موقعیتهای آن کشور ایفای وظیفه کرده اند.اگر ما با کشوری دشمنی هم می کنیم باید ببینیم که نقاط قوت آن در کجا و نقاط ضعف ما در کجا نهفته است. امروز لشکری از زنان و مردمان و روشنفکران در تلاش اند تا به عنوان «قهرمان» شناخته شوند. برای این عزیزان باید گفت که قهرمانی در این نیست تا بروید و در زیر دهل نیروی خارجی به رقص آیید. قهرمانی در این است که واقعیتهای جامعۀ تان را درک نموده و با خطر های فعلی و حقیقی ای که کیان ملت تان و قلب فرهنگ تان را نشانه گرفته است به مقابله بر خیزید. جنگ با مردگان و از قدرت بر افتادگان چه این دسته از این گروه سیاسی باشد و یا آن حزب ایدیولوژیک نه منطقی است و نه هم جوانمردی. در این عصری که ماهواره ها شب و روز در کار اند تا پایگاه های اخلاقی ما را در درون مغز و دل و شعور و وجدان ما با امواج زهر آگین خویش بمباران نموده و ارزشی برای ما نگذارند. در این عصری که استعمار و دلقکهای آن تلاش دارند تا تمامی فرهنگ ما را از هستی ساقط سازند. در این دوره ای که همه زبانها آماج تهاجم فرهنگی بوده و کوشش می شود تا انگلیسی جای همه را بگیرد.
در چنین حالتی خردمندانه نیست تا برویم و قانون اساسی را دستکاری نموده و سپس پا را از این هم فراتر نهاده و هموطنان ما را به جرم استخدام واژه های زبان خود شان مجازات نماییم. دو سه سال قبل در آن شب و روزی که سرود ملی را می ساختند من مقالۀ پیرامون آن نوشتم و گفتم که اگر می خواهیم سرود ملی همیشگی و قابل قبولی برای همه افراد ملت خویش داشته باشیم و بهانه های تفرقه افگنی و اختلاف میان فرزندان کشور را از میان برداشته باشیم باید هنگام ساختن سرود ملی اصولی را در نظر بگیریم.
یکی از این اصلها انتخاب زبان و یا زبانهای سرود ملی است. من در آن وقت پیشنهاد نموده بودم که باید از ملتهایی چون کانادا و افریقای جنوبی و .... بیاموزیم که دارای شرایطی مشابه به اوضاع فرهنگی کشور ما هستند. برای کسانی که شب و روز مصروف جویدن ساجق واژه های «اقلیت» و «اکثریت» اند باید عرض نمود که اگر اکثریت را هم معیار قرار دهیم باید فارسی را از حساب نیندازیم. همه آمار ها و احصائیه های جهانی فارسی گویان افغانستان را پنچاه فیصد و یا بیشتر از آن گفته اند که در این نسبت بخشی و یا تمامی منسوبان به گروه های نژادی هزاره و بلوچ و پشتون و ازبک و تاجک و واخی و ... . شامل می باشند. شما می توانید به این لینک مراجعه فرمایید:
https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/af.html#People
توطئه ای که ما امروز با آن روبرو هستیم همه گروه های قومی و فرهنگی افغانستان را آماج تهاجم بی امان خویش قرار داده است. شما تصور نکنید که این تنها فارسی است که «گروهک شورای فرهنگی» افغانستان در جان آن افتیده است بلکه زبان شیرین پشتو و جامعۀ پشتون خود هدف توطئه ای بس خطرناک است. امروز چه کسانی فرزندان پشتون را در هلمند می کشند؟ کدام دستهایی در جان پشتو افتیده و بالهای آن را با ساختن واژه های ثقیل و بی مفهوم و فعالیتهای کودکانه می بندند و این زبان مهم سرزمین ما را مسخ و برای همه غیر قابل فهم می سازند؟ این چه کسانی اند که در این کشور بی و در و دروازه و ملت بی سر و سرپرست در جان پشتو افتیده و هر روز واژه های نا مانوسی می سازند و سپس آن را بصورت بسیار منظم بر سر زبان رسانه ها می گذارند؟ اگر حکومت نمی تواند بر نوایای قلبی این گروه اطلاع یابد چرا کسی نیست که از ایشان شهادتنامه و مدرک تحصیلی بخواهد؟ آیا راستی هم این گروه مجهول صلاحیت علمی چنین کاری را دارند؟ دانشمندان زبان پشتو پاسخ دهند. این چه کسی است که قبایل پشتون را در برابر بقیه اقوام افغانستان قرار داده و هر روز برای شان دشمن می تراشد؟ کدام تاجران رسمی اند که مناطق جنوب کشور را به «گودام» مواد مخدرۀ جهان تبدیل کرده اند؟ کدام دستهایی اند که فرزندان معصوم این قبایل را در آن سوی مرز شستشوی مغزی داده و سپس در جان ملت مظلوم خود شان می افگنند؟ چه کسانی اند که روشنفکر پشتون را در برابر زبان تمدن خود شان بر می انگیزند؟ و کی ها اند که قبایل پشتون را در ولایت هلمند و قندهار در جان هم افگنده و یک روز آن قبیله را با شمشیر این قبیله و و روز دیگرش این قبیله را با شمشمیر آن قبیله می کوبند؟ این پرسشهایی است که پاسخ آن را به روشنفکر آزادۀ ملت افغانستان وا می گذاریم. در جمع گروه های مافیایی افغانستان، مافیای مسلط بر وزارت فرهنگ را می توان از همه خطرناکتر خواند. این گروه که در تاریکی فعالیت داشته، هر روز واژۀ نوی می زایند که زبان و فرهنگ افغانستان را دچار انارشی و مردم ما را دچار سر درگمی نموده اند.
این واژه ها نه تنها برای یک غیر پشتون قابل فهم نیست که حتی خواننده و شنونده ای که زبان اصلی اش پشتو است هم نمی تواند به کنه آن پی ببرد و از همینرو می بینیم که این بدعتگذاران فاقد صلاحیت، نوشته های شان را با قوسها و توضیحاتی می آرایند که گاهی مساحه ای بیشتر از متن اصلی را احتوا می کند.
نویسندۀ این سطور که خود را فردی از قبیلۀ «حق» و نژاد «عدالت» و اکثریت «انسان» و از جمع سخنگویان به زبان «دل» می شمارد هیچ تقاضایی از دست اندر کاران نهاد های رسمی فرهنگ افغانستان ندارد زیرا می داند که آنها به خاطر تحقق برنامه هایی وحدت برانداز و تفرقه آفرین آورده شده اند، ولی سخن من متوجه روشنفکران و دانشمندان و فرهنگسازان اصیل و نبیل کشور باستانی ما است تا در دفاع از هویت جمعی و وحدت ملی و زبان تمدنی و رشد و گسترش واقعی زبانهای ملی ما چون کوهی ایستاده و در این راه از ملامتی هیچ ملامتگری نهراسند. همۀ ما مکلفیم تا دست گروه بیگانه با فرهنگ و تمدنی را بگیریم که به خاطر اصطلاحات مرده، آماده اند تا خون انسانهای زنده را بریزانند.
مأخذ ها:
1- حسن انوشـه، دانشـنامه ادب فارسـي در افغانسـتان، تهران: نشر وزارت ارشاد، 1379، ج3، ص261.
2- ارمغان خوشحال، یونیورسیتی بک ایجنسی، پیشور، پاکستان 2001
3- قانوناساسی تصویب شده توسط نمایندگان لویه جرگۀ قانون اساسی افغانستان
4- قانون اساسی تقلبی ای که به نام «قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان» از طرف گروهک مسلط بر حکومت کشور نشر و توزیع شده است.
5- نگارستان عجائب و غرائب، تأليف پشاورى. کتابفروشى ادبيه ناصرخسرو، ایران، تهران، 1341هـ ش
6- نگارستان سخن، محمد صدیق حسن خان، دار مطبعۀ شاهجهانی، بهوپال، هندوستان، 1875 هـ ش
7- سید مسعود پوهنیار. ظهور مشروطیت و قربانیان استبداد در افغانستان. جلد اول، چاپ دوم، سبا کتابخانه، پشاور، پاکستان، 1376
8- علامه صلاح الدین سلجوقی، افسانۀ فردا، شورای ثقافتی جهاد افغانستان، سنبله 1369