"حسيني مدني" سال 1386 با تمام فراز و نشيب ها و بيم و اميدها گذشت. مردم افغانستان در حالي پاي به سال نو مي گذارند كه روند گسترش ناامني ها همچنان ادامه دارد و به دلايل متعدد مردم ضمن آنكه از فرا رسيدن سال نو و بهار نو خشنود مي باشند؛ از آينده كشور نگران هستند. شايد سال نو شاهد كارهاي مثبت زيادي باشيم اين كارها مي توانند در زمينه بازسازي، آسفالت راه هاي مواصلاتي، ساختن مكاتب و شفاخانه ها، تقويت و تجهيز نيروهاي امنيتي و.. باشند. در اين راستا آنچه به عنوان يك وظيفه ملي بر دوش تمامي مردم افغانستان قرار مي گيرد آن است كه در راستاي توسعه و سازندگي به دولتمردان خويش ياري رسانند. با اين وجود دولت و مردم افغانستان در سال نو با چالش هاي عديدهاي مواجه مي باشند. چالش هايي كه با گذشت هر سال عمق و پهناي بيشتري مي يابند. اين چالش ها را مي توان عمدتاً به چند بخش ارزيابي نمود:
الف: چالش هاي امنيتي
1- جنگجويان طالبان به عنوان جدي ترين و سرسخت ترين عناصر مخالف دولت با حمايت برخي كشور هاي خارجي هر سال قوي از سال پار جان مي گيرند. با پايان فصل سرد آنان رجز خواني ها و تهديدات را آغاز مي دارند و با حملات مسلحانه خويش، به استقبال بهار و سال نو مي روند. با توجه به تجربه سالهاي پس از حكومت انتقالي، امسال نيز بايد شاهد شدت عمل و توحش بيشتر اين گروه باشيم. آنان احتمالاً ساحات عملياتي خويش را گسترش خواهند داد. مطالبه افزايش نيرو، از جانب اعضاي ناتو گوياي اين واقعيت است كه قدرت طالبان آنان را با مشكل جدي مواجه ساخته است. با اين حال استفاده از حربه حملات انتحاري به حيث بزرگترين برگ برنده طالبان مبدل گشته است.
2- كشورهاي عضو ناتو و نيروهاي آيساف در افغانستان داراي مشكلات عديدهاي مي باشند. آنان، آنچنان كه تجربه نشان داده داراي ستراتيژي واحد نمي باشند، از طرف ديگر برخي از نيروهاي خارجي حاضر در افغانستان حاضر به درگيري و اشتراك مستقيم در جنگ و اعزام به جنوب افغانستان نيستند اصرار و تقاضاي سران و فرماندهان عاليرتبه ناتو از كشور هاي عضو، جهت فرستادن نيروهاي بيشتر به افغانستان، غالباً ناكام مي ماند. جنگ در افغانستان، تبديل به جنگي فرسايشي شده و اين همان چيزي است كه سران ناتو از آن مي ترسيدند.
كشورهاي عضو ناتو در افغانستان با يكديگر چندان هماهنگ نيستند و ازجانب ديگر برخي از اين كشورها خصوصاً امريكا با ارتكاب اشتباهات فراوان و عدم توجه به فرهنگ مردم و حرمت شكني ها باعث خشم اهالي بسياري از مناطق افغانستان گرديده اند.
3- اردو و پوليس ملي افغانستان نيز به واسطه عدم آموزش كافي، تعداد اندك، عدم تجهيزات وتسليحات مدرن وضعف مديران رده بالاي نهادهاي امنيتي نتوانسته اند تا جايگاه شايسته خود را پيدا كنند. به باور برخي كارشناسان، اردوي ملي از 30 هزار نفر فراتر نمي رود. اين تعداد به شمول نيروهاي پوليس ملي از تجربه كافي در جنگ برعليه طالبان و سيستم محاربوي خاص آنان برخوردار نيستند. هرچند كه سخنگوي وزارت داخله به جرأت، سخن از عدم ميدان دادن به طالبان در سال جديد رانده است اما او خود نيز به گفته خوش باور ندارد چرا كه مرتب از كلمه «شايد» استفاده مي برد. وانگهي محاسبات برخي از رؤساي امنيتي غالباً بدون كار كارشناسي و به اساس حدس و گمان صورت مي پذيرد.
فرزندان جوان اين وطن كه با رشادت و از جان گذشتگي برعليه دشمنان افغانستان مي جنگند را بايد وطن دوستان واقعي ناميد. آنان شايسته احترام اند، اما آنچنان كه بايد، از جانب مسؤولين وحتي مردم به ايشان توجه صورت نمي گيرد.
4- با توجه به ترويج نا رضايتي مردم از حكومت مركزي، دشمنان اين كشور و زورمداران محلي دست به آشوب و ايجاد بحران هاي محلي مي زنند. اين اعتراضات محلي كه نمونهاي از آن را در هرات شاهد بوديم نيز مي تواند چالش ديگري را فرا روي دولت و مردم ايجاد نمايد. برخي از اشرار محلي كه سابقاً به عنوان قوماندان هاي محلي حكم روايي مي كردند، جدا از گروه هاي ديگر در برخي ولايات، امنيت را از طريق اختطاف، ترور و راهزني مختل مي سازند. مشكل موادمخدر را نيز كه باعث تباهي مردم و فربهي دشمنان ملت و سود جويان گرديده است نيز يكي از مهمترين معضلات سال، خواهد بود.
5- مداخلات كشور هاي همسايه در افغانستان به اوج خويش رسيده است. در اين ميان بازيگران منطقوي با پلان هاي جديدتري وارد ميدان شده و زيركانه مقاصد كثيف خويش را پي مي گيرند. در سال 87 بايد شاهد تنش هاي بيشتري بين اين بازيگران در افغانستان باشيم.
ب: چالش هاي سياسي
1- افغانستان، همچنان ميداني براي نبرد قدرت هاي منطقوي و جهاني است. با وجود آنكه نيروهاي خارجي براي مبارزه با تروريسم به افغانستان آمده بودند ليكن به گفته وزير دفاع دانمارك آنان هدف اصلي را از حضور در افغانستان، از ياد برده اند. برعلاوه اينكه برخي از كشور هاي غربي حاضر در افغانستان با يكديگر مشكل دارند، حضور مجموع اين نيروها و خصوصاً ايالات متحده امريكا حسياست هاي فراوان كشور هاي منطقه برانگيخته است. كشور هاي مثل روسيه، ايران و حتي چين و پاكستان از اين امر عصباني هستند. همين حساسيت، زمينه ساز برخي تحركات و سياست بازي هايي مي شود كه كشورهاي منطقه بروز مي دهند. ممكن است كه نگراني كشورهاي متذكره امري طبيعي باشد اما در اين ميان، مردم افغانستان چوب خود خواهي قدرت هاي خارجي و بي درايتي زمامداران خويش را مي خورند.
2- با توجه به حضور چشمگير كشورها و قدرت هاي خارجي در افغانستان و كمك هاي اقتصادي و نظامي آنان، اين كشورها هر كدام توقعات خاص خود را از دولتمردان افغانستان دارند. اين كشورها كه هر كدام منافعي خاص را در افغانستان براي خود تعريف مي كنند، گاه برسر كسب منافع با يكديگر تضاد پيدا مي كنند از همين جهت براي توفيق خود، دولت افغانستان را تحت فشار مي گيرند. تعيين و تبديلي برخي مقامات عالي رتبه و حكمرنان محلي از جمله مواردي است كه برخي كشورها بر زمامداران افغان تحميل مي نمايند.
از زاويهاي ديگر، حكومت فعلي با توجه به ناتواني و شكست خويش باعث نااميدي حاميان خود گرديده است. به نظر مي آيد كم كم حاميان دولت فعلي در صدد يافتن بديلي براي زمامدار كنوني افغانستان بوده باشند.
3- با گذشت حدود دوسال از عمر پارلمان افغانستان و با وجود آنكه اين نهاد هنوز هم ضعف هاي اساسي دارد، اما در سال سوم كاري، اين نهاد مي تواند با تجربياتي كه اندوخته است، حكومت و برنامه هاي خوب و بد آن را با چالش مواجه سازد. بازيابي جايگاه پارلمان كه با استيضاح و سلب صلاحيت دو وزير آغاز گرديده است مي تواند با تداوم فشار بر حكومت و وزراي ضعيف كابينه دنبال گردد.
4- گروه هاي سياسي كه در طي شش سال گذشته در معادلات سياسي، هيچ تاثيري نداشته اند در سال جديد، مي توانند در قالب ائتلاف هاي سياسي، نقش واقعي خود را ايفا نمايند. فعلاً دو ائتلاف بزرگ سياسي؛ شوراي متحد ملي و جبهه ملي افغانستان، يكي با كار عملي بيشتر و ديگري فقط با نام پرطمطراق خويش در عرصه سياسي توانسته اند خود را پيدا كنند. شوراي متحد ملي با رايزني هاي فراوان و برگزاري سيمينار ها و صدور اعلاميه ها و گرفتن كنفرانس هاي خبري توانسته عرض اندام كند و جبهه ملي نيز هرچند از بدو تاسيس خود فعاليت هاي درخور توجه نداشته اما بنابر ادعاي اعضاي خويش سال نو را سازمان يافته تر و هدفمندتر ظاهر خواهد شد. به نظر مي رسد كه با نزديك شدن به زمان انتخابات رياست جمهوري اين جبهه منسجم تر شده و دغدغه ذهني زمامداران فعلي افزايش يابد. جبهه ملي كه پس از شهادت مرحوم كاظمي رسماً اعلام نموده كه به حيث اپوزيسيون دولت مي باشد، با جذب احزاب وشخصيت هاي جديد، بر وزن و اعتبار خود افزود مي نمايد. اين مجموعه مي تواند با توانمندي بالاي خود باعث دلهره زمامداران كنوني و توفيقات زيادي براي خود گردد.
ج: مشكلات مديريتي
فساد اداري تكراري ترين سخن در بين مردم و اهالي مطبوعات است؛ نقيصهاي كه دولت آن را رفع نتوانست و چه بسا كه همين ناهنجاري، كمر دولت را بشكند. در هيچ سالي دولت نتوانست تا از حجم فساد در ادارات بكاهد و مردم را راضي نمايد. تداوم و گسترش فساد اداري مطابق معمول چالش سال نو شمسي نيز خواهد بود.
گراني مواد اوليه مورد نياز مردم هم مشكلي است كه وزيري را به استيضاح كشانيد. با توجه به افزايش قيمت كالا در سطح جهان و افزايش قيمت مواد نفتي، تاثير منفي آن را در افغانستان شاهد خواهيم بود. بيكاري نيز به موازات گراني، كم كم مردم را در متقابل حكومت، عصباني خواهد ساخت. مجموع مشكلات اقتصادي از مهمترين چالش هاي پيش روي دولت در سال 1387 خواهد بود.
با توجه به تمام آنچه گفته شد؛ دولت فعلي مي تواند ظرفيت ها و فرصت هاي جديدي را در زمينه هاي مختلف ايجاد نمايد. اميدواريم سال نو، دولت ومردم افغانستان با عبور از تمامي مشكلات و موانع به سوي آرامش و آسايش، توسعه و سازندگي به پيش بروند.