|
|
مرز آزادي بيان تا كجاست؟
"دره صوفي" در مثنوي شريف حضرت مولانا داستان موسي و شبان را شايد بسياري ها شنيده باشند تمام محور داستان آنست كه شبان خداوند كريم را با ذهنيت شباني خود توصيف و حمد مي كرد مثلاً مي گفت:
توكجايي تا شوم من چاكرت
چارقت دوزم كنم شانه سرت
آن داستان داراي درونمايه عرفاني و كلامي است كه ما را مجال بحث درآن نيست اما سخن ما از يادكرد آن داستان اينست كه تمام مقولات و مفاهيم بلند انساني وقتي باذهن كودكانه تفسير مي شوند ناگزير رنگ و بوي ذهنيت كودكان را مي گيرند و از بلندي و مرتبت آن فرو كاسته مي شود. از مفاهيم بسيار فاخر و فخيم دنياي مدرن امروز يكي هم آزادي بيان و آزادي رسانه هاست.
اهميت آزادي رسانه براي هيچ كس پوشيده نيست و از مواهب آن امروز همه بهره مند و برخوردار اند و به بركت همين آزادي رسانه هاست كه دنيا چنان كوچك و فشرده شده است كه خبري از شرق عالم تا غرب عالم به اندك زماني مي رسد، اما همين آزادي بيان در كشور ما پاك صبغهي ديگري گرفته است و با سياست و معيشت چنان رنگ شده است كه رنگ اصليخويش را ازكف نهاده است.
آزادي رسانه درا صل براي آزاد انديشان و آزاد فكراني است كه سخني براي گفتن داشته ودارند به تعبير يكي از انديشمندان آزادي بيان آزادي توانگران است ،وليكن حاكمان و نظام هاي سلطه گر مانع آن مي شده است .
امروز نيز آزادي بيان به معناي بيان واقعيت هايي است كه از ديد عموم پنهان مي ماند يا دولت ها واذناب آنان مي كوشند آن را مكتوم نگهدارند.
اما اين نكته نيز بايد توجه صو.رت گيرد كه آزادي بيان نيز در چار چوب قانون اساسي وقوانين عادي كشورهااز يكسو ،هم چنان هنجار هاي ملي وديني كشور ها از سوي ديگر قابل تعريف مي باشد ،هيچ كس حق ندارد با پاي منافع ارزش ملي وديني مردم را لگد كوب كند وهركس ازاين چارچوب پافراتر گذارد مجرم تلقي مي گردد و بايد محاكمه شود.
اما در افغانستان آزادي بيان رنگ و صبغهي ديگر به خود گرفته است، تلويزيون هايي كه با انگيزه تجارتي به فعاليت آغاز كرده اند در اولين اقدام با ذهنيت مردم ازدر ستيز درآمده اند واز سوي ديگر باافكار و ذهنيت هاي ديني مردم به مقابله برخواسته اند، با قوانين جاري كشور سوي معامله ميكنند، هر كسي هم اعتراض كند به عنوان مخل آزادي بيان مورد استهزا وتمسخر قرار مي گيرد و جاي تأسف و تاثر آنست كه اهل رسانه ها و مطبوعات ما نيز بدون درنظرداشت، قوانين و مقررات موضوعه و هنجارهاي اجتماعي و ديني از آن تلويزيونها و كاركرد آن دفاع مي كنند.
در جلسهاي كه از طرف اتحاديه ژورناليستان تدوير يافته بود، آقاي مبارز طي صحبت هايي از اعمال خلاف و برخي تعرض هاي متزكر شد و محكوم كرد و وقتي نوبت به پرسش خبرنگاران رسيد، متأسفانه برخي از آن خبرنگاران به دفاع از رسانه ي پرداختند كه در طول حيات خويش كم تر به ارزش هاي ديني و هنجارهاي ملي مردم افغانستان توجه كرده است، زمينه هاي ايجاد رقص همگاني ميان پسران و دختران جوان و پخش آن،و همچنان پخش سريال هاي تلويزيوني مستهجن و مبتذل هندي از مواردي است كه مي توان روي آن انگشت گذاشت.
جالب بود كه برخي از خبرنگاران انتقاد عليه تلويزيون مذبور را يك حركت سياسي مي دانستند، گرچه در سياسي بودن آن انتقادات مي توان ترديد كرد و ليكن در دين ستيزي و هنجار گريزي هاي آن رسانه نمي توان ترديد روا داشت و آن را عامل دست اجانب و بيگانهي ندانست.
نگراني هايي كه از تكرار واستمرار پخش آن سريال ها ديده وشنيده مي شودو تدبيرهايي كه سنجيده شده است براي مصوون ماندن ايمان مردم كافي نيست؛ راه هاي درازي بايد پيموده شود، وليكن مسولان كشور بايد زمينه هاي رشد و نموي آن رسانه ها را از ميان بردارند و خبرنگاران نيز بايد ارزش هاي ديني و ملي خويش را پاس دارند، و كاري نكنند كه آزادي و آزادي بيان از ملوث ترين ومنفور ترين واژه ها و مفاهيم شمرده شود و مورد نفرت قرار گيرد.
آزادي بيان براي آنست كه ذهن هاي فقير و بي بضاعت به توانايي و توانمندي دست يابد، آزادي فقيرانه به آزادي توانگرانه تبديل شود، خلاقيت هاي فكري و انديشهگي ظهور كند.
ديدن و سرگرم شدن به فلم ها وسريال هاي بدون محتوا، غير از آن كه بار منفي اخلاقي دارد، مشغله هاي كاذب ذهني را نيز ايجاد مي كند و ذهن هايي را از فعاليت هاي سازنده و خلاق باز مي دارد، آنچه معيار استدلال آقاي مبارز بود، با كمال تأسف و با احترام به شخصيت ايشان داراي پايه هاي محكم و منطقي نبود درست است كه مردم به تفريح و فضا ي سالم نياز دارند، آيا آن سريال هاي هندي بدون محتوا و خلاف عفت را تماشا كنند ؟
تفريحگاهها وجود ندارد و لذا بايد براي اينكه سرگرمي وجود داشته باشد بايد تلويزيون تماشا كنند؟
پرسشي كه ايجاد مي شود آنست كه تفريح و فضاي سبز براي آرامش روح و روان و زدودن خسته گي ها و فسرده گي هاي جسمي و رواني است. آيا آقاي مبارز فكر مي كنند كه ديدن سريال هاي هندي آن آرامش رواني را به جوانان بر مي گردانند؟!
تصور نمي شود براي جوانان تازه به بلوغ رسيده ديدن صحنه هاي سكس باعث آرامش رواني گردد.
در آن محفل گفته شد كه فشار هاي سياسي براي توقف آن برنامه ها وجود دارد، پرسش نگارنده اين است اگر آن رسانه يي تصور مي كند كه انگيزه هاي سياسي عليه آن وجود دارد، نبايد دست به عملي بزند كه آن فشار ها ايجاد شودوخود را در معرض اتهام هاويا تهديد قرار دهد و يكبار براي هميشه سريال ها مستهجن هندي را به يكسو نهد، تا هيچ فشاري وارد نشود و هيچ كسي اعتراض نكنند و در ديوار هيچ ايماني خلل ايجاد نگردد. وليكن متأسفانه آن رسانه ها ذهنيت مردم را به بازي گرفته اند با غوغاسالاري توانسته اند برخي از خبرنگاران را نيز با خود همراه سازند.
اما اين خبرنگاران بايد به اين آگاهي رسيده باشند كه مرز هاي آزادي واستقلال را بدانند، مرز ارزشها و بي ارزش ها را درك كنند از آنچه ارزش است دفاع كنند، لذا رقصيدن در دهل هر تاجري به بهانهي آزادي بيان داغ ننگي برجبين ژورناليزم كشور خواهد ماند.
در اخير ناگزيرم به نكتهي ديگر نيز اشاره كنم كه يكي از همكاران استدلال مي كرد كه همه تلويزيون ها رقص پخش مي كنند! اين دليل نيز آب در هاون كوبيدن است خلاف ديگران ما را مصونيت نمي بخشد كه ما دست به هر كار خلاف قانون بزنيم مگر نشينده ايم كه گوسفند از پاي خود آويزان است و بز از پاي خود.
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|