|
|
مجلس نمايندگان، پندارگرايي يا دين مداري!
"مظفر دره صوفي" البته سخن از آزادي رسانه ها به ميان كشيدن، حدود و ثغور قانوني براي آن تعيين كردن هم صواب است و مطلوب و هم ضرورت ايجاب مي كند.
زيرا در هيچ كشور و جامعهاي، آزادي به معناي مطلق و بدون قيد و شرط آن مطرح نيست، در آزادترين كشورها و رهاترين جامعه ها و در سكولارترين حكومت ها نيز وقتي از آزادي سخن به ميان مي آيد، هزار اما و اگر را نيز به ميان مي كشند. امروز متأسفانه وضعيت دنيا به سويي مي رود كه آزادي خواهان آزادي ستان شده اند، آنهايي كه براي آزادي فلان كشوري تا دورترين نقاط دنيا سرباز و لشكر مي فرستند در برابر روسري نازك دختر مسلماني شكيبايي از دست مي دهند و آن را خلاف موازين وارزش هاي دموكراسي مي دانند!
اما در افغانستان آزادي رسانه ها و حساسيت به خرج دادن نمايندگان نسبت به آن مقوله ها رنگ و بوي و قصهي ديگر دارد؛ وقتي جمعي از نمايندگان دورهم مي نشينند براي رسانه ها خط و نشان مي كشند، حساسيت به خرج مي دهند، آدم گيچ مي شود كه اين همه حساسيت براي چيست! آيا نمايندگان محترم از گشادي جامه دلتنگ اند يا از لاغري و نحيفي ايمان مردم اين سرزمين؟ يا آن كه قصهي آزادي و سلب آن در اين ديار از جنس و رنگ ديگر است! و آن را مي توان در قوالب و قوافي مدرنيته و سنت به تحليل و تفسير نشست. اگر نمايندگان مي پندارند كه جامهي آزادي براي جامعهي ما چنان گشاد است كه ما را بدتركيب، بدشكل و بدنما ساخته است و براي زيبايي و ظرافت جامعه مي خواهند آنجامه را تنگ كنند و براي اين كار نيز بايد وسيلهي مناسب بيابند و مقراض فراخور آن آماده كنند.
پرسش ديگر آنست كه آيا نمايندگان، تحديد حدود براي رسانه ها را براي جامعه مفيد نمي دانند و در اين انديشه اند كه لجام گسيختگي رسانه ها، امنيت رواني و اجتماعي مردم را مخدوش و مختل مي كند؟ يا آن كه دل بر اصحاب رسانه ها مي سوزانند و از سر رأفت و رحمت ديني بر اصحاب رسانه ها مي نگرند و تصور مي كنند كه آنان نبايد در آن بي بندوباري ها گرفتار آيند؟!
اگر دل به حال مردم مي سوزانند وتصور برآنست كه رسانه ها، فلم ها و برنامه هاي ضداخلاقي پخش نكنند در نتيجه بنيان هاي ديني مردم به سستي نگرايد، بايد اين توان را داشته باشند با هر رسانه اي كه براي بداخلاقي و ناهنجاري هاي اجتماعي در اين جامعه وجود دارد مانع و سدي ايجاد كند. نمايندگان و جامعهي ما امروز مي دانند كه زنجير و قفل بستن و آزادي را به زندان كشيدن مقدور نيست، مجموع رسانه هاي گروهي داخلي يكي از گزينه هايي است كه مردم رغبت به ديدن يا شنيدن آن مي كنند، ماهواره ها، انترنت، ورود بي رويه هزاران سي دي هاي ضد اخلاقي را چگونه مي توان گرفت، چه تدبيري براي مقابله در اين موارد انديشيده اند؟ آيا مي توانند راه ورود آنها را سد كنند؟
يا آنكه نمايندگان فقط براي پرهيز دادن اصحاب رسانه ها حد و حدودي براي آنان مدنظر دارند؛ اگر احياناً اين گزينه مدنظر باشد بازهم اين حساسيت طرفي نخواهد بست و هيچ حصار حصيني به وجود نخواهد آمد و هيچ حريم خصوصي را نمي توان شكست و نمي توان به كسي دستور امر و نهي صادر كرد. براي مقابله با بداخلاقي ها، ناهنجاري ها و ايمان ستيزي ها دو ديدگاه متفاوت وجود دارد. ديدگاه اول آنست كه رسانه هاي ايمان سوز را در بند افگند و حصاري دور آن كشيد و حدي براي شان معين كرد كه پا از گليم خويش فراتر نگذارند و ايمان مردم را با تيرهاي زهرآگين بي ايماني آماج حملات خويش قرار ندهند.
اما ديدگاه دوم آنست كه امروز دروازه هاي خود بروي رسانه بستن چندان كارساز نيست، اگر در را ببنديم، از دريچه وارد مي شود، آن پري رويان چنان نغز و دلستان اند كه به هزار جلوه گري بيرون مي آيند و به دليري مي پردازند، بنابر آن راه مقابله و معارضه با آن آنست، كه ايمان ها تقويه گردد و فرهنگ ايماني مردم پربار وفربه شود، تا اين حصار ستبر در برابر امواج بي ديني و ناهنجاري ايمن شوند.
به هر حال، نمايندگان نمي توانند و نبايد در صدد قيچي كردن جامه آزادي باشند، و حكومت را ملزم كنند كه آزادي را در قفس بيندازند از اين دروازه وارد شدن و چند رسانه داخلي را در محاق قرار دادن هيچ دردي را درمان نخواهد كرد.
اگر نمايندگان مردم اندكي با تأمل و تدبر بيشتر به آزادي رسانه هاي گروهي و وضعيت دنياي كنوني بنگرند، نيك درخواهند يافت كه آنچه مي كنند جز پندارهاي واهي نيست. مقابله با پديده هاي ضد اخلاقي، ضد ديني و ضد هنجارهاي اجتماعي ميسر نيست مگر آن كه اين ايمان هاي ضعيف و اين كودكان لرزان و يخ زده را تقويت كرد و راه هاي مقابله با آن را يافت.
اما آيا اگر بتوان همه راه ها را بست و به روي كشور پرده كشيد و مردم را از شنيدن و از ديدن بازداشت، مي توان ايمان داري مردم را تضمين كرد؟
تجربه نشان داده است كه در دنياي كنوني راه مقابله با بداخلاقي ها، ناهنجاري ها و شهوتراني ها آن نيست كه نمايندگان در پيش گرفته اند. لابد نمايندگان مردم مي دانند كه افغانستان كشور كوچك است با هزاران دشواري؛ كه گشودن هر دشواري نيازمند سرپنجه هاي قويم و قوي تدبير را مي طلبد كه بدآموزي رسانه هاي گروهي يكي از موارد آن هاست. لذا بايد راه هايي براي آن جستجو كرد، از سوي ديگر پرباري و فربهي ايمان نيز آن نيست كه نمايندگان در پيش گرفته اند.
پاي حكومت را در ميان كشيدن و او را ملزم كردن در اين كه حد و حدودي براي آزادي تعيين كند، بازهم كاري است نشدني و نبايد پاي حكومت را در آن كشانيد و حكومت را ملزم كرد كه دراين گونه كارها دخالت كند.
اگر پاي حكومت به ميان كشيده شود، اگر نمايندگان مردم به تلقي وزارت فرهنگ از بيگانه و خودي برخي واژه هاي اصيل فارسي توجه مي نمودند نسبت به دخالت و اعمال سليقه كارگزاران حكومت با تدبر و حزم بيشتر مي گريستند.
آدمي خوارند اغلب مردمان
از سلام عليكم شان كم جو امان
به هر حال گرچه در پشت حساسيت هاي نمايندگان مردم و انگيزه هاي قوي ديني نهفته است، و آنان مي كوشند مردم شان ديندار و با ايمان باقي بماند اما به اين نكته نيز توجه داشته باشند كه سالم ماندن ايمان فقط نديدن و نشنيدن نيست، وتصور ميشود همين كه از ديدن وشنيدن پرهيز شود همه چيز سالم و سالمت باقي خواهد ماند. در صورتي كه براي مومن بودن و با ايمان ماندن تنها نديدن و نشنيدن كافي نيست، يكي از راه هاي حفظ و تقويت ايمان مومنان آن است كه از اندك معيشتي برخوردار باشند، همان كه پيامبر بزرگ اسلام فرمود از دري كه فقر وارد شود، ايمان از دروازهي ديگر بيرون مي رود. بنابر آن نمايندگان مردم بايد تمام امكانات و گزينه ها را به كار ببندند، فقر را نيز به حساسيت هاي خويش بيفزايند، جامعه و ايمان آنان را با پندارهاي خويش ننگرند و بنگرند كه براي ايمان داشتن و ايمان دار بودن ده ها و صدها دليل و علت وجود دارد كه بايد به آن ها توجه كرد.
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|