"به قلم: زهرا حسيني" براي رمضان تعبيرهاي گوناگوني به کار رفته است،تعبيري چون ماه خدا، ماه مهماني خدا، ماه رحمت خدا، ماه مغفرت، ماه نزول قرآن. اما در اصل اين ماه، ماه انسان و براي انسان است. زيراماه رمضان براي آن است که انسان ساخته شود. ماهي که خداوند سفره رحمت خويش را گسترانيده و آدم را فرا خوانده تا در آن بنشيند و از رحمت الهي بهره مند شود، تنها براي مسلمانان هم نيست، خود خدا گفته است که رمضان را براي شما تعيين کردم، چنانچه بر آدميان قبل از شما تعيين کرده بودم.
پس منش تاريخي خداوند براين استوار گشته است که انسان هميشه در ارتباط با او باشد و او را بخواهد و بخواند تا خود را فراموش نکند و او را نيز. مگر نگفته اند که شناخت خدا و انسان دو روي سکه است، خدا در اين ماه قرآن را فرو فرستاده و پيامبري را تعيين کرده تا آدميان را به سوي او بخواند و به انسان نهيب زده است که خدارا بپرستيد و از عبادت طاغوت دوري گزينيد،يعني چه ؟
يعني آن که خود را در پيوند با خدا دريابيد و در اين جا نمي توان به جاي خدا آدم را گذاشت و گفت که به جاي خدا خود را بپرستيد. چنانچه در بعضي آيات قرآن مي توان به جاي خدا انسان را گذاشت. « ان تقرض الله قرضا حسنا »
گفته اند که مي توان به جاي تقرض الله، تقرض الناس گذاشت زيرا اين خدا نيست که محتاج قرض گرفتن باشد، اين بنده خداست که محتاج قرض گرفتن و احسان است.
اما در اين ماه براي انسان چه پيش مي آيد، چه تحولي در وجود او رخ مي دهد ( يا مي خواهد رخ دهد ) که خدا انسان را به مهماني خويش مي خواند که در جوار او بنشيند، جز او به کسي و چيزي انديشه نکند، جز او از کسي نخواهد و جز او کسي را نخواند، براي آن که او بالاترين و برترين است. اما چگونه مي توان به مهماني خدا شتافت؟ با چه صورت و سيرتي مي شود به دروازه خدا مراجعه کرد ؟
بايد جسم و روح را فرا خور محضر او ساخت، آخر نمي توان با صورت نژند و سيرت آلوده به ديدار دوست شتافت. ستردن از آلايش ها با کدام وسيله ميسر است ؟
در اول سوره مبارکه بقره، خداوند گفته است که هدايت از آن کساني است که تقوا دارند، يعني روح را از آلودگي هاي دنيايي پيراسته اند، ريا و تزوير و تظاهر را دريده و خود را خالص کرده اند، جوار رحمت حق نيز جاي خالص ها است، جاي کساني که اندکي تلاش ورزيده، جامه فرا خور با ريابي حضور خداوند را پوشيده اند.
در ماه رمضان نيز لازم است لباسي از تقوا پوشيده و با پاي استغفار بايد به مهماني خدا شتافت، براي هر پرنده اي پر لازم است، و پري که با آن بتوان به سوي ملکوت پرواز کرد، بال استغفاراست.
رمضان ماه استغفار است، ماه بازگشت انسان به خدا و به خود، کشف دوباره خود، بيرون کشيدن ازغبار گناهان يک سال، دو سال و چند سال و چند ده سال. آخر اين توفيق براي هر کسي نيست كه سالي يکبار خود را به جويبار رحمت حق غوطه دهد و غبار گناهان از خود بزدايد، اما اين امکان براي هر کسي و هر زمان محفوظ است.
باز آ هر آنچه هستي باز آ
گفتيم استغفار بال انسان است، به هر ميزان که اين بال و پر نيرومندتر باشد، ميدان پرواز فراختر است. فراخترين و آسماني ترين پرواز به گفته حضرت مولانا پرواز شهيدان است.
کجائيد اي شهيدان خدايي
بلا جويان دشت کربلائي
کجائيد اي سبك بالان عاشق
پرنده تر ز مرغان هوائي
هر قدر پاي بند به شهوت و شهرت کم تر باشد انسان آزاد تر، رها تر و پرنده تر است و در شهيدان اين آزادي به حد اعلا مي رسد و آنان ارزشمندترين وديعه الهي را به کف ميگيرند و به آستا ن حضرت حق ميسپارند و در جوار او قرار مي گيرند.
اما رمضان شهادت نيست؛ که تا شهادت راه دراز مي بايد طي شود، تا آدم فرا خور قرب حضرت حق گردد. وليکن رمضان و خود را به رمضان سپردن و رمضاني شدن مي تواند زمينه ساز و فراهم آورنده روح انسان به سوي شهادت باشد، آنان که از فيض رمضان بهره اي نه جسته اند کمتر مي توانند بال در آسمان شهادت بگشايند.
از ياد نبريم که گفتيم رمضان ماه انسان است، يعني انسان درمقابل توجه خدا قرار دارد. خدابه هر بهانه اي ميخواهد انسان، انسان بماند و خدا گونه باشد و خليفه واقعي او در زمين باشد. برخي ها گفته اند که خداوند بهشت را به بها مي دهند و به بهانه نمي دهند، اما برخي ها ي ديگرچنين گمان ندارند و باور دارند که خداوند بهشت را به بهانه مي دهد، خداوند مترصد است تا بندگانش کاري انجام دهند تا آنان را به بهشت ببرد و ماه رمضان بهانه اي است از سوي خداوند تا انسان را به خود بخواند و راه ورود بهشت را براي او فراهم آورد.
دعوت به رمضان و فرا خواندن انسان به جوار رحمت حق بيا نگر آن است که آدم براي خدا اهميت دارد، اين گونه نيست که خدا آدم را خلق کرده باشدو به حال خود رها کرده باشد و مانند حيواني که در چراگاه رها مي کنند، بلکه خدا انسان را آفريده و مراقب و مواظب دائمي و هميشگي اوست تا او خود را فراموش نکند و با فراموش نکردن خود، او را نيز فراموش نکند. خدا مي خواهد با همه بهانه ها انسان، انسان بماند. دعواي خدايي نکند و خود را کمتر از از انسان نيز نداند.
ارسال رسل که به تعبير قرآن و تذکر انسان به انسان بيانگر همين امر مهم است که انسان گوهر وجود را در طاق نسيان نسپارد.
به پيامبر خود مي گويد به مومنان تذکر بده که اين تذکر به نفع مومنان است، تذکر براي آن است که همين آدم در دام هواها و شهوات و شهرت ها نيافتد و مبادا از خود و سرنوشت خود غافل شود و راه تمرد در پيش گيرد، رمضان نيز تذکر خداوند و فرا خواني او به خود است، زيرا هر تذکر دو وجه دارد، وجه رهايي و وجه پيوستگي، رهايي يا دوري از چيزي و پيوند به چيز ديگر نمي توان رذايل دنيا پرستي را متذکر شد ولي انسان را به جايگاه والاتر فرا نخواند خدا با رمضان مي خواهد تذکر دهد که انسان جنبه ديگري نيز دارد، و اصالت انسان تنها جسم او نيست و آن اصالت در پيوند با خدا و در مهماني او تجلي بيشتر مييابد، مگر نگفته است که نماز معراج مومن است...