"مصاحبه: جاويد روستاپور" پادشاخان حدران يكتن از سران پرنفوس ولايت پكتيا است، او تا صنف ششم مكتب ابتدائيه در زادگاهش درس خوانده، حدران مي گويد امكانات تحصيل در آن زمان همين قدر بود، حدران از دوران جواني به صف جهاد پيوسته ويك تن از فرماندهان سابقه دار جهادي است. حدران يكي از بانفوذ ترين اشخاص در ولايت پكتيا است.
وقتي به خانه آقاي حدران رفتيم محافظان او با بسيار جديت ما را تلاشي كردند و علت تشويش وبي باوري را از آنها پرسيدم گفتند آقاي حدران تاحال سه مرتبه هدف حمله قرار گرفته بناءً ما بايد جدي باشيم حدران مي گويد:
به صفت والي پكتيا ايفاي وظيفه كردم، اما نسبت مخالفت بعضي افراد واشخاص كنار رفتم و درسالهاي قبل خود را درولايت پكتيا كانديد كردم و حالا به صفت نماينده قوم حدران درمجلس نمايندگان هستم.
ازتحصيلات تان بگوييد كه دركجا وتا صنف چند درس خوانده ايد؟
تا صنف ششم مكتب ابتدائيه در ولايت پكتيا در ناگاهم درس خواندم، چون در آن زمان در مناطق دور دست كشور مانند پكتيا، سويه تعليمي تاصنف ششم بود و از آن بيشتر امكانات نبود. بنابراين من فارغ مكتب ابتداييه هستم.
وظايف و مسوليت هايي كه از دوران جهاد وبعد از آن داشتيد چه بوده و در كدام مناطق كشور وظيفه انجام داده ايد؟
از آغاز رژيم كمونيستي به كشور و اشغال افغانستان توسط شوروي وقت، ما به پاكستان هجرت كرديم و از آنجا به خط جهاد پيوستم، ومدت چهارده سال در سنگر جهاد ومبارزه عليه اشغالگران شوروي ورژيم وابسته به كمونست ها جهاد كردم. من به حيث فرمانده مجاهدين درمناطق پكتيا وظيفه داشتم، و بعد از پيروزي مجاهدين وتشكيل حكومت اسلامي «پيرصاحب» ما را به كشور پاكستان خواست و در آنجا حكومت اسلام را تشكيل داديم، و حضرت صبغت الله مجددي را به صفت رئيس جمهور تعيين كرديم ومن به صفت فرمانده فرقه (12) پكتيا تعيين شدم و در آنجا وظيفه رسمي ودولتي خود را شروع كردم.
همزمان با اينكه فرمانده فرقه (12) بودم سرپرست قول اردوي پكتيا هم بودم، تا اينكه رژيم طالبان به ميان آمد. با كمال افتخار بايد بگويم كه طالبان درمناطق ما شايد هيچگاهي پيروز نمي شدند وهيچگاهي از طريق جنگ نمي توانست ما را شكست بدهند. چون نيروي ما هم زياد بود و ازجانب ديگر تمام قوم با ما بودند و ما از پشتوانه مردمي برخوردار بوديم بناءً طالب هيچگاهي پيروز نمي شد.
اما وقتي كه ما وضعيت را در آن زمان تحليل كرديم به اين نتيجه رسيديم كه اوضاع كشور روز تا روز خراب شده مي رود و جنگ هم راه حل نيست. چون در آن وقت جنگ هاي تنظيمي دركابل واطراف ميان، جمعيت اسلامي، حزب اسلامي واحزاب وابسته به سياف ومحقق وكريم خليلي... وديگران جريان داشت به اين باور شديم كه مملكت جور نمي شود بلكه خراب مي شود، من طرفدار جنگ نبودم. بناءً به سران طالبان كه در آن وقت بسيار ضعيف هم بودند و تعدادشان ازهشتاد نفر تجاوز نمي كرد، گفتم بياييد و وسايل ومهمات ما را بگيريد! من مدت شش ماه در دوران طالبان درپكتيا بودم. اما در مدتي كه در آنجا بودم دانستم كه طالب ها مردم اصلي افغانستان نيستند بلكه از بيرون فرستاده شده بودند و همان بود كه من دوباره به كشور پاكستان مهاجر شدم.
اما قبل از اينكه به پاكستان بروم براي طالبان گفتم كه شما طالبان واقعي نبوده ايد و از افغانستان هم نيستيد، قراري كه به همه معلوم شد درمناطق شمالي خانه ها را به آتش كشيده ايد و زن هاي مردم را با خود برده ايد. بناءً من دانستم كه گروه طالبان هم نمي تواند افغانستان را بسازند، بناءً مجبور شدم دوباره به كشور پاكستان مهاجر شوم و در كشور پاكستان عليه گروه طالبان مبارزه را آغاز كرديم تا اينكه كنفرانس بُن برگذار شد و در آنجا من شركت كردم و ادارهموقت را بنيان گذاري كرديم.
در آغاز حكومت موقت شما يكي ازمخالفين نظام بوديد، حتي چند روز درمناطق حدران عليه حكومت جنگيديد دليل مخالف شما چه بود؟
نخير من هيچگاهي مخالف حكومت موقت نبودم ادارهموقت را ما چند نفر بنيانگذاري كرديم، كه عبارت از شهيد عبدالحق بود، حامد كرزي «رئيس جمهور فعلي» و من «پادشاه خان حدران» بوديم. من از مناطق پكتيا آمدم عبدالحق از ولايت جلال آباد آمد و كرزي از قندهار آمد، بناءً ما مخالف حكومت نبوديم بلكه حرف ما در اول اين بود كه بايد حكومت را تقسيم نماييم وحق هركس داده شود. اما وقتي كرزي رئيس جمهور شد، بعضي از شخصيت ها او را بازي دادند و گفتند كه اگر حدران بيايد به ضرر دولت تمام مي شود و به همين خاطر من با آقاي كرزي مخالفت كردم چون كرزي ما را نمي خواست.
بايد يادآور شوم كه در اول ايجاد اداره موقت من از طرف افراد موظف شدم كه بايد مسوليت چهار ولايت برايم داده شود اما بعداً كرزي به اين امر مخالفت كرد و در نتيجه من به پاكستان رفتم درآنجا بندي شدم. اما وقتي دوباره به كابل آمدم با حكومت هيچگونه مخالفت نداشتم. چون حكومت را خود ما ساختيم به همين سبب نمي توانيم كه مخالفت كنيم و جاي مخالفت هم وجود نداشت.
گفته مي شود كه شما يكي از هواداران شاه سابق ظاهرشاه هستيد، مي شود در رابطه به اين مسئله هم چيزي بگوئيد؟
بلي بلي ظاهرشاه كه بود به يك قوم تعلق نداشت يك آدم ملي بود و به همه مردم افغانستان تعلق داشت. از طرفي ديگر حكومت ظاهرشاه يك حكومت ملي بود و به هيچ يك از كشورهاي خارج ارتباط نداشت، بنابراين من به همين اوصاف كه شخص ظاهرشاه داشت و روند حكومتش هم مستقلانه بود. يكي از هواداران او بودم وهستم. بايد بگويم كه ظاهرشاه يك آدم ملي بود ومن هم يك آدم ملي هستم و حالا هم به بازماندگان ظاهرشاه احترام دارم.
من ميتوانم بگويم كه دردوران حكومت ظاهرشاه مردم افغانستان هيچگونه مشكل نداشتند و زندگي شان بسيار مرفه بود. دردوره شاهي، حزب وگروه سازي نبود، درتمام حكومت ظاهرشاه برابر يك روز نظام هاي بعدي كسي كشته نشده بود. بنابراين ظاهرشاه يك آدم ملي وخادم بود وديگران خيانت كردند. ظاهرشاه افغانستان و آرامي را مي خواست؛ اما ديگران گرفتار قدرت وپول براي شخص خود بودند.
به نظر شما حكومت در طول شش سال گذشته چه موفقيت هاي داشته است؟
اگر كمي دقيق نظر اندازي كنيم، در طول شش سال بسيار كارشده، معارف انكشاف كرده، بازسازي صورت گرفته، اما يك موضوع هميشه در روند حكومت مشكل ايجاد كرده كه كار به اهل كار سپرده نشده، وكسانيكه در رأس كار تعيين شده اند، نمي دانند كه برنامه هاي خود را از كجا شروع كنند. از طرفي ديگر اين افراد واشخاص با مردم رابطه ندارند و پشتوانه مردمي ندارند؛ اين مشكل را من بارها درمجلس نمايندگان هم گفتم. اما متأسفانه كمتر به اين مسئله توجه شده است.
باوجود آن كه شش سال بالاي اردوي ملي كار شده، اما چرا درمقابل گروه طالبان بسيار ضعيف هستند، به نظر شما طالبان چرا در پروسه خود موفق هستند؟
بايد يك مطلب را به صراحت بگويم كه طالب هيچگاهي از افغانستان نابودي ندارد، تا افغانستان هست، طالبان هم درصحنه سياسي خواهند بود، به اين خاطر كه طالبان، طالبان افغانستاني نيستند بلكه ازخارج فرستاده مي شوند و با بودن طالبها، ديگران نفع مي برند! بنابراين وجود طالب ها براي آنها يك امر حتمي است.
در رابطه به ضعف اردوي ملي بايد بگويم كه اردو وپوليس ملي افغانستان همدست نيستند، حملات خارجي ها دربرابر طالب به يك گونه است، اردوي ملي به گونه ديگري! همچنان پوليس در امنيت كشور بسيار ضعيف است تاهمه نيروهاي نظامي درافغانستان همدست نشوند طالب را نابود نمي تواند. در غير آن روزتا روز طالب ها در افغانستان نيروي بيشتر مي گيرند، چرا كه طالب يك گروه وقوه منظم نيستند در هرگوشه وكنار حملات دارند.
ازحضور نيروهاي خارجي درافغانستان چقدر خوشبين هستيد؟
من از اساس وقانون كار نيروهاي خارجي در افغانستان آگاهي ندارم؛ اما خارجي ها در افغانستان بايد تابع دستورات نظاميان داخلي باشند، درحاليكه برعكس نظاميان ما تابع دستورات آنها هستند، من حالا هم مي گويم كه مملكت از ما است و ما در اين سرزمين بلديت داريم، بناءً ديده مي شود كه خودسري هاي نيروهاي امريكايي در افغانستان حتي مشكل هم ايجاد كرده است.
ازوضعيت فعلي مجلس نمايندگان چه برداشت داريد؟
مجلس درافغانستان نو بود، از گذشته تجربه نداشت بناءً مشكلات دارد. اما درمجلس آنچه كه مشكل آفرين است پارتي بازي وگروه سازي ها است. چون درمجلس نمايندگان طالب حضور دارد، حزب اسلامي حضور دارد، و از هرگروه مردم، نمايندگاني وجود دارند. همه اينها نظريه خود را دارند. و اين نظريه هاي مختلف، سبب مي شود كه گاهي در مجلس، جنجال خلق كنند.
طرح مجلس نمايندگان از طرف حكومت كمتر عملي شده به نظر شما آيا مجلس فعلي مثل يك سمبول نيست، چون حكومت كمتر به نظريه هاي پارلمان پايبند است؟
نخير، در طول سه سال، مجلس نمايندگان خدمت كرده وظيفه مجلس پيشنهاد وطرح وتصويب است؛ مجلس قوه اجرائيه نيست. اما اينكه عملي نمي شود اين صلاحيت مجلس نيست، مجلس نمايندگان توسط مردم تشكيل شده بناءً يك مجلس مردمي است نه سمبوليك.
نظرتان در رابطه به حادثهاي كه در روز تجليل از پيروزي مجاهدين رخ داد چيست؟
متأسفانه يك حادثه رخ داد كه بايد نمي داد. مسئولين را به مجلس استيضاح كرديم، آنها گفتند كه هدف ما خدمت به مردم است، اما اتفاقي كه افتاده اشتباه شده ما هم نمي خواستيم چنين شود.
نمايندگان چه مي كردند، وزير امور داخله و دفاع را مي كشتند يا سلب اعتمادشان مي كرديم، نه انجام چنين كاري مثبت نيست، بعضي از افراد است كه درمداخلات وتنش ها صاحب غرض است. آنطرف دشمن، اين طرف بي اتفاقي، پس كشور چگونه جور شود؟ من خودم از جمله كساني بودم كه به وزيران كه استيضاح شده بودند، رأي مثبت دادم. چون درصلب صلاحيت آنها راه حلي را نمي ديديم.
مشكلات مردم در مناطق شما چگونه است؟
درمناطق پكتيا مشكلات بسيار است، زمينه كار براي مردم فراهم نشده، نان نيست، امنيت درست نيست، ازطرف ديگر گروه هاي مخالف وجود دارند، مردم را گاهي آزار و اذيت مي كنند.
حكومت بايد زمينه كار را در ولايات دور دست فراهم كند تا مردم از مشكلات نجات بيابند. چون مردم ما زمين داري دارند، اما از طرف وزارت كشاورزي دراين عرصه تا حال كدام كاري نشده بناءً مردم به مشكلات مواجه هستند.
فعاليت طالبان درپكتيا، بخصوص در حدران هم وجود دارد؟
بلي طالبان در اكثر مناطق افغانستان فعاليت دارند، اما از قوم خود ما «حدران» كمتر درگروه طالبان هستند، آنها از طرف پاكستان مي آيند، آنجا سرحد است هر روز جنگ است، انتحار است، چند مرتبه تاحال بالاي خودم حمله انتحاري صورت گرفت، اما به فضل خدا جان به سلامت بردم.
از زندگي شخصي تان بگوئيد.
ما از پدر وپدر كلان، مشر قوم بوده ايم، پدرم مشر افغانستان بود، برادرم وزير سرحدات بود، امان الله خان نام داشت، ما مردم اصلاً كشاورز هستيم، زمين داريم، اما تاحال كاري را نكرده ام كه كسي انگشت انتقاد بالايم بگذارد، نه بلند منزل دارم ونه خانه شخصي؛ دركابل جايداد كسي را غصب نكرده ام.
تاحال سه بار ازدواج كرده ام پنج بچه دارم وپنج دختر دارم و در خانواده بسيار خوشبخت هستم.