"شمس الحق آريانفر" تاريخ و فرهنگ افغانستان، به گونهي محققانه و علمي، طي صد سال اخير، توسط سه نسل، به تبيين آمده است.
نسلي كه از كاتب هزاره و قاري نيك محمد پرواني و طرزي و قاري عبدالله بيتاب و سلجوقي و علي اصغر بشير هروي، تا غبار، حبيبي و كهزاد و بينوا، خليلي و جاويد و مايل هروي و نيلاب رحيمي، تداوم يافت. و با محدود استادان و دانشياني كه بازمانده اند، اين شعله در عدم توجه و كم رمقي ادامه دارد.
نيلاب علم دار نسلي است كه تاريخ افغانستان را تدوين كردند و فرهنگ ديرينه اين خطه را به شناسايي آوردند. مراكز و مواضع باستاني و پارينه ميهن را كاوش كردند و مسجل ساختند.
نسلي كه عمر گرانمايهي خويش را بي هيچ چشمداشتي در خدمت ميهن و ملت و معرفي عز و اعتلاي آن گذاشتند. در همين روند نيلاب تحقيقات ابتكاري نمود، تمام حيات آگاهانه اش را صرف تحقيق و خدمت به فرهنگ كرد. از دانش و معنويت لذت گرفت. مسلمان و آزاد زيست و هرگز به دنيا نينديشيد و در 8 ثور 1387 همين چند روز قبل بدرود حيات گفت، با آنكه سال ها رياست كرد، هيچ بضاعت و ثروت مادي از خويش برجا نگذاشت. خانه اش در قول آبچكان در بلنداي كوه است كه بعد از طي نمودن كوچه تنگي ها و دشواري هاي فراوان به آن مي رسي. كلبه يي كه باور نمي كني نيلاب با اين همه نام و نشان علمي و ادبي، مسكون آن باشد.
مي گويند در زمان كمونيست ها، باري او را زنداني كردند؛ افسري با چند سرباز به تلاشي خانه او آمد بعد از انجام تلاشي گفت: خانه رئيس بسيار فقيرانه است، ما اشتباه كرده ايم.
زندگينامه و تحصيل:
غلام فاروق نيلاب رحيمي در سال 1322 خورشيدي در دهكدهي شصت رخه پنجشير زاده شد. پدرش ملك صاحبداد نام داشت.
نيلاب دورهي آموزش ابتدايي را در زادگاهش رخه فرا گرفت. بعد از آن شامل ليسه ابن سينا در كابل شد و در سال 1344 از دارالمعلمين كابل سند فراغت گرفت.
دو سال در دارالمعلمين تدريس كرد، مدتي هم در رخهي پنجشير آموزگار بود. در سال 1347 شامل دانشكده ادبيات دانشگاه كابل گرديد.
در سال 1351 از رشتهي تاريخ و جغرافياي آن دانشكده، سند ليسانس بدست آورد. نيلاب 36 سال كار دولتي و تحقيق و پژوهش علمي كرد و بالآخره در 8 ثور 1358 در اثر مريضي كيسه صفرا، بدرود حيات گفت، روحش شاد باد!
وظايف رسمي:
در سال هاي 1344 و 1345 بحيث استاد در دارالمعلمين كابل خدمت كرد.
در سال 1346 در رخهي پنجشير، آموزگاري نمود.
در سال 1352 بعد از فراغت از دانشگاه، مهتمم مجله كتاب در كتابخانه هاي عامه كابل شد.
بعد از آن تا سال 1360 به حيث آمر آرشيف ملي افغانستان، عضو علمي انجمن تاريخ، مدير مسؤول مجله لمر، خدمت نمود.
از سال 1360 تا 25 عقرب 1371 رئيس عمومي كتابخانه هاي عامه افغانستان مقرر گرديد.
از عقرب 1371 تا ميزان 1375 رئيس انجمن نويسندگان افغانستان بود.
بعد از سقوط طالبان در 1381 از زندان طالبان رها و بار ديگر به حيث رئيس كتابخانه هاي عامه مقرر گرديد.
در آخر سال 1387 رئيس آرشيف ملي افغانستان شد كه تا زمان وفات به اين سمت باقي بود.
نيلاب و سياست:
نيلاب رحيمي وابستگي سياسي نداشت. اما طي سه دهه تحولات افغانستان هميشه از حق و عدالت و آزادي دفاع نمود و در برابر نيروهاي اجنبي و عمال آن (نه) گفت: به همين سبب بود كه بارها زنداني شد.
نخستين بار، نيلاب توسط حفيظ الله امين زنداني شد كه بعد از دو ماه در 6 جدي 1358 با بازشدن دروازه هاي زندان پلچرخي، آزاد گرديد.
برادرش مي گويد: حكم اعدامش صادر شده بود، فقط سقوط امين سبب زنده ماندن او شد كه عمرش باقي بوده است.
نيلاب بار دوم، در آغاز حكومت داكتر نجيب زنداني گرديد؛ اين بار او را متهم ساختند كه طراح بمبگذاري در ميدان هوايي كابل بوده كه تلفاتي داشت و 4 نفر به آن اتهام اعدام شد، بوده است.
نيلاب مي گفت: اين توطئه عليه او توسط «لايق» صورت گرفته بود كه فرد اول نظام نجيب بود و مرا مي شناخت و دوست نداشت. اين بار 17 روز در زندان ماند.
نيلاب براي بار سوم در سال 1369 زنداني شد. آن زماني بود كه جبهات جمعيت با حضور احمدشاه مسعود در پنجشير در اوج پيشرفت و دستاورد هاي نظامي بود. دولت نجيب مردم پنجشير را كه در كابل زندگي مي كردند، تحت فشار قرار داد، تا مسعود را به تسليم متقاعد سازند. به اين مناسبت نيلاب رحيمي را هم فشار دادند، چون اوخواسته ايشان را نپذيرفت زنداني ساختند. البته بعد از 48 ساعت رها شد.
دور چهارم زندان نيلاب بر مي گردد به دورهي طالبان. قبل از اين بار زنداني شدن، نيلاب را در پنجشير ديدم. از مهاجرت از پاكستان آمده بود. گفت به ديدن اقوام و وطن آمده ام، بر مي گردم، پاكستان مي روم.
در آن زمان پنجشير با بخش هايي از شمالي و تخار و بدخشان بدست نيروهاي مقاومت و در محاطرهي طالبان بود. طالب تقريباً بر سراسر افغانستان مسلط شده بود كه در نتيجه امكان كار، معيشت و امرار حيات از همه مردم كشور سلب گرديده بود. وقتي از پنجشير طرف پاكستان مي رفت، طالبان دستگيرش كردند و به زندان پلچرخي انداختند كه 22 ماه تا سقوط طالبان در زندان بود.
آثار و آفريده ها:
تحقيقات و نبشته هاي نيلاب همه در عرصه تاريخ و فرهنگ كشور اختصاص دارد. او هر قدر درين زمينه مي نوشت، فكر مي كرد، كم گفته است و بايد بيشتر از تاريخ اين سرزمين و از غناي فرهنگي و معنوي آن بگويد. تا آنجا كه تمام زندگي اش را وقف اين عرصه كرد. شب و روز مطالعه كرد، نوشت، در سيمينارها شركت و سخنراني نمود تا بتواند فرهنگ اين خطه را معرفي كند و تاريخ آن را پاس دارد. كتاب هايي را چاپ كرد، آثاري را آمادهي چاپ ساخت و در موارد فراوان مقالات تحقيقي ارائه كرد.
آثار چاپ شده:
1- نخستين تاليف چاپ شدهي نيلاب، كتاب شرح حال و تحليل اشعار صوفي عشقري است. اين كتاب در سال 1351 در كابل چاپ شد و در 1380 در پشاور تجديد چاپ گرديد. درين كتاب نسب عشقري، كودكي، نوجواني، زمان زندگي، سيروسفر، عقايد و اخلاق و سبك و شيوه سخنوري عشقري شرح وبيان شده است. اين كتاب در 138 صفحه چاپ گرديده است.
2- سنگردي هاي پنجشير: نيلاب درين كتاب، سنگردي هاي پنجشير را جمع آوري نموده و با تحشيه و توضيحات لازم چاپ نموده است. در مقدمه كتاب سنگردي تحليل شده است، پيشنه سنگردي، وزن، شيوهي خواندن موضوع و زبان سنگردي ها عالمانه توضيح گرديده است. اين كتاب از سوي كميته دولتي كلتور در سال 1365 نشر گرديد كه حدود 400 سنگردي در آن به سيستم الفبايي تنظيم و نشر شده است.
3- سير تاريخي كتابخانه ها در افغانستان: اين كتاب تحقيقي و غنامند را نيلاب در سال 1361 نشر نمود. كتاب در هشت فصل تدوين شده و مسايل بكر و نوي را بررسي و به معرفي آورده است كه براي همگان ارجمند است، فصول مختلف كتاب با اين عناوين مشخص شده است:
فصل اول: زبان آريايي؛ تحت اين عنوان بحث مفصلي دارد پيرامون زبان هاي ديدا، اوستايي، سغدي، ختني، خوارزمي و تخاري.
فصل دوم: خط وسير نفوذ آن در آريانا نام دارد، فصول ديگر: عبارتند از: كتاب نويسي در آريانا، كتابخانه ها در آرياناي پيش از اسلام، كتابخانه هاي دورهي اسلامي از ورود اسلام تا حمله چنگيز، كتابخانه هاي افغانستان از حمله چنگيز تا حصول استقلال، كتابخانه هاي افغانستان از استقلال تا امروز و كتابخانه هاي شخصي.
اين كتاب 357 صفحه دارد و غني از مواد ارجمند و بكر است.
اين كتاب در مجله كتاب نيز مسلسل نشر گرديده است.
4- ديوان استاد سيدقاسم پنجشيري كه با مقدمه و تحشيه نيلاب در 1357 در پشاور نشر گرديد.
5- كليات اشعار قهار عاصي كه تدوين، تصحيح و مقدمهي آن توسط نيلاب به عمل آمده است.
6- رسالهاي در رابطه به نقش و مقام زن.
آثار آماده چاپ:
7- ديدگاه هاي نوين در شاهنامه: اين اثر حاوي شانزده مقاله جديد در مورد شاهنامه است كه نيلاب در آخرين روزهاي حيات خود آخرين نسخه آن را تصحيح نموده و آمادهي چاپ ساخته است. با تأسف مرگ امان نداد تا چاپ اين اثر خود را مي ديد. نگارنده نسخهي آماده چاپ اين اثر را از نزديك مشاهده نمودم. اين مقالات را حاوي است:
انگيزه هاي شهنامه سرايي در خراسان، خراسان مهد پرورش و كانون گسترش زبان فارسي-دري، چرا سلطان محمود صله به فردوسي نپرداخت، رگه هاي عرفان در شهنامه، رگه هاي اصالت جويي در اساطير شهنامه، ستايش دشمنان در شهنامه، شيوه هاي وزارت در آرياناي باستان، بلخ در شهنامه، مقام زن در شهنامه، سيميندخت زن مدبر و آگاه، جاي ناپديد شدن كيخسرو در خاواك پنجشير، وفا و پايداري زنان در شهنامه، اوصاف و القاب رستم در شهنامه، نگاهي به نوروز و اهميت آن در تاريخ.
8- بخشي از اشعار مولانا غلامي پنجشيري.
9- اشكال العالم جهاني با تحشيه و تعليق از روي نسخه محفوظ در آرشيف ملي افغانستان
10- پنجشير در تاريخ
11- انگيزه هاي برده داري در خراسان بزرگ
12- حسام الدين از ديدگاه مولانا جلال الدين محمد بلخي: در اين اثر نيلاب همه ابياتي را كه مولانا در وصف حسام الدين در مثنوي آورده، استخراج نموده است.
13- فولكلور پنجشير
14- ورزش هاي مردمي و باستاني در پنجشير
رسالات و مقالات تحقيقي:
بيشترين آثار نيلاب به گونهي رساله ها و مقاله ها، آماده و در مجلات كشور نشر گرديده است. جا دارد كه اين مقالات كه بيشتر آنها به گونهي رساله هاي مستقل تدوين گرديده گرد آوري و به گونهي مستقل و يا در مجموعه هاي جداگانه چاپ گردد.
از نيلاب رحيمي بيش از 150 مقاله علمي و تحقيقي برجا مانده كه اكثر آنها در كنفرانس ها، سيمينارها و سمپوزيم هاي علمي ارائه گرديده و در مجلات تحقيقي كشور چاپ گرديده است. مقالات نيلاب را در اين مقالات بيشتر مي توانيد بخوانيد:
مجله ناي، خراسان، حجت، سپيده، صدف، كتاب، ژوندون، فرهنگ مردم، خط سوم، آريانا، لمر، و...