مطلب عاجل
نظريه هاي «تأمين ثبات» و حل مناسبات تباري
يا ايّها الناس انا خلقنا كم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوباً و قبايل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم
(آيه 13سوره ي حجرات)
پوزش:
چشم انداز اين مقاله فحواي كلام آسماني…
آمر صاحب
آرشیف نشریه بخش فلمها و تصاویر مطالب ادبی نشریه خبرهای ورزشی مصاحبه ها خبرهای هفته گی مقالات سرمقاله های نشر شده هدف، بیوگرافی ها، ارتباط با ما و ... صفحه اصلی سایت
شماره مسلسل 578
شماره 7، سال دوازدهم 12 ثور 1387
     
امنیت؛ شکر بر قرار است!؟؟
"احمد معروف کبيري" "....هنگاميکه سفرهء نان را تهيه کرده و دور آن نشستيم، هنوز دخترک کوچکم دست…
وزير امور خارجه فرانسه در افغانستان: پيروز جنگ افغانستان نخواهيم بود
روز شنبه گذشته وزيران امور خارجه‌‏ فرانسه و كانادا در سفرهايي وارد افغانستان…
اينديپندنت افشا ساخت: طرح انگليس براي ساخت کمپ آموزشي براي جنگجويان طالب
سخنگوي دولت: ‌اخراج دو ديپلومات خارجي در راستاي طرح انگليس بوده است
طالبان آماده مذاكره با دولت هستند
قاري يوسف احمدي يكي از سخنگويان طالبان درگفتگو با خبرگزاري فرانسه اظهار…
لويه جرگه بايد برگزار گردد
آقاي شيرعلم بهادر يكي از روشنفكران شناخته شده با توجه به وضعيت جاري افغانستان…
ازششمين سالگرد شهادت قهرمان ملي افغانستان تجليل به عمل
"گزارشگر: جاويد روستاپور" به تاريخ 16 سنبله کنفرانس بين المللي مسعود شناسي برگذار شد، دراين کنفرانس…
بوش با ابراز رضایت از پیشرفت‌های حاصله در افغانستان: مبارزه ما ادامه دارد
رئیس‌جمهور آمریکا روز سه‏شنبه ضمن تأکید بر مأموریت سخت و طولانی مدت…
مردم آرام آرام متوجه مي شوند
"عارف هجران" مردم آرام آرام متوجه مي شوند كه اگر بخود تكاني ندهند در آلودگي و كثافات…
مسئولین امنیتی کشور: هماهنگ‏كننده حادثه 8 ثور، كارمند دستگاه امنيتي بوده است
روز چهارشنبه وزرای دفاع، داخله و رئیس امنیت ملی طی نشست خبری که در مقر…
رییس بانک مرکزی:هیچ تضمینی برای بازپرداخت سپرده‎های مردم توسط بانک‎های خصوصی وجود ندارد
رییس بانک مرکزی افغانستان، ضمن اعلام این که هیچ وجه‎الضمانتی از سوی بانک‎های…

نگاهی به چند ویژگی تاجيك هاي افغانستان

"تقوي جارالله" افغانستان را ، گاهاً موزيم اختلاط اتنيكي ، سنن ، السنه ، مذاهب گوناگون و پاره هاي باز ماندهء اقوام مهاجر و مهاجم ناميده اند. اين گونه گوني سنن و مذاهب و زبانها و تعدد اقوام ، درد رازناي تاريخ مانند شمشير دو دم ، كنش و واكنش نشان داده است . استفاده از اين شمشير دائماً بستگي به مهارت و شيوهء كاربرد بازيگران داشته است كه از آن چگونه و به چه مقصدي استفاده كرده اند . اگر اين شمشير درست و بجا و از روي تعقل و تفكر سالم بكار انداخته شود ، يقيناً به غناي فرهنگي و تقویت صف واحد و بسیج مقاوت گران در مقابل معاندين اين سرزمين مي افزاید ، چنانكه در جنگ هاي سه گانهء افغان – انگليس و جهاد مردم افغانستان در مقابل ارتش متجاوز اتحاد شووري در قرن 19 – 20 به اثبات رسيد . و اگر اين شمشير از روي افروختگي و عصبيت و نابخردي و تحريك بيگانگان و نيات سوء دشمنان اين وطن بكار انداخته شود ، واضحاً به عوض قطع گردن دشمن ، دست شمشيردار را قطع ميكند ، چنانچه جنگ هاي تنظيمي و قومي در دوران "جنگ قدرت " بعد از سقوط رژيم داكتر نجيب الله نشان داد . اقوام ساكن افغانستان كه شمار آنها به اساس برخي احصائيه ها از 25 قوم بزرگ و كوچك تجاوز ميكند ، هر كدام داراي خصال ، روانشناسي ، رفتار جمعي ، رسوم ، عنعنات ، زبان ، خواستگاه جغرافيائي ، منشأ تاريخي و درجهء فشردگي قومي متفاوتي هستند .
آنچه را تاريخ نگاران و محققان خارجي در مورد اقوام افغانستان گفته و نوشته اند ، كاملاً دقيق و منطبق به واقعيت نبوده و اكثراً در تحت تأثير اغراض استعماري و نيات تفرقه افگنانه و در راستاي منافع دولت هاي متبوع شان بيان داشته اند ، و آنچه را دانشمندان و مورخان داخلي گفته اند ، بعضآ متأثر از قضاوت هاي يك سويه و پيش داوري ها و تعلقات قومي و تعصبات مذهبي و زباني بوده است .
همانطور كه رفتار و روانشناسي يك فرد با فرد ديگر فرق دارد ، همانطور روانشناسي و فرهنگ يك قوم با قوم ديگر نيز فرق ميكند . اينك چند نکته دربارهء خاص گرايي فرهنگي و خصوصيات رفتاري اقوام افغانستان :
اول – تاجکها نام قومی از اقوام اصلی ساکن افغانستان بوده واز قدیم ا لایام بنامهای « فارسیوان» ،«خراسانیان» و «تاجکها» یاد گردیده اند. نماي هندسي تاريخ تاجكها به مقايسهء ساير اقوام ساكن افغانستان و مخصوصاً پشتون ها مانند هرم است ، قاعده پهن و وسيع و رأس آن محدود و به اندازهء چند صدم قاعده است . ما هر قدر به سوي گذشته هاي دور و دورتر تاريخي و قاعدهء هرم تاريخ و مدنيت تاجكها نظر اندازيم ، بر پهنا و ژرفاي آن مي افزايد و هر قدر كه به سوي رأس هرم و زمانه هاي امروزين نزديك و نزديكتر شويم از آن پهنا و ابهت و شكوه مي كاهد ، برخلاف تاریخ پشتون ها كه هر قدر به سوي گذشتهء تاريخي آن نظر افگنده شود ، محدود و كم رنگ تر ميشود ( بحدي كه تا پيش از قرون هفده و شانزده ميلادي به مشكل ميتوان اثري مكتوب و منظوم و منثوري ازين قوم دريافت نمود ) و هر قدر به سوي ادوار نوين تر و تاريخ معاصرش نزديك و نزديكتر شويم ، بر قدرت و صعود و پاگيري شان در عرصه هاي سياسي و نظامي و دولت داری ونظام سازی شان افزوده ميگردد .
دوم - بعد از فرو پاشي حكومت " سامانيان " تا كنون يعني در طي يك هزار و صد سال تاجكها رسمآ از متن قدرت دولتي و رهبري نظام سياسي و اجتماعي به حاشيه رانده شده اند . ( به استثناء چند دورهء مستعجل تاریخ ، مانند دولت " غوري ها " و " كرت ها " در قرون 13 و 14 ميلادي در غوروهرات و دورهء نهايت كوتاه و آشوب خيز حبيب الله كلكاني در دههء سوم قرن بيست و دو دورهء زمامداري استاد برهان الدين رباني در سالهاي پاياني قرن بيستم كه همزمان با وقوع بزرگترين تحول قرن بيست و فروپاشي خطرناكترين قطب قدرت نظامي جهان يعني برچيدن بساط نظام كمونيستي و فرو غلطيدن اتحاد شوروي و همپيمانانش واقع گرديد،دربقیۀ ادوار تاریخ تاجکها دررأس هرم قدرت دولتی قرار نداشتند . )
در طي اين مدت طولاني « تاجكها »رسمآ فاقد قدرت دولتي و سياسي بوده و بحيث " تاجداران " بدون " دولت وتخت " به سر برده و در شرايط نهايت پيچيدهء زندگي با ريختن خون و سوختن مايهء جان خود ، چراغ فرهنگ و زبان و هويت خويش را افروخته نگهداشتند .
با توجه به اهميت كه قدرت سياسي و دولتي در بسط و ترويج فرهنگ و حفظ و تقويت هويت قوم حاكم دارد ، اگر بجز " تاجكها " درين مدت طولاني يازده صد ساله ، هر قوم ديگر ميبود و طعم اين همه تهديد و تجريد و انزوا و اختفأ و " تركتازي " و يورش و ايلغار وكتاب سوزي و استيصال فرهنگي و تبعيض و تعصب و بگير و ببند ها را مي چشيد ، يقيناً نه امروز از زبان و هويت آن قوم خبري بود و نه از فرهنگ و ارزشهاي تاريخي ومفاخر ملي آن سراغي . از جهت سر سختي كه تاجكها در حفظ موارث فرهنگي و اصالت هاي ملي خود دارند شايد كمتر قومي در جهان بتواند به پاي آنها برسد .
سوم – يكي ديگر از شاخصهاي بسيار مهم باشندگان سرزمين آرياناي كبير و مخصوصآ تاجکها اينست كه ، اقوام جهان گشا و مهاجم در مقاطع تاريخي مختلف گاهآ توانستند ، از لحاظ سياسي و نظامي ، براين سرزمين و بر اين ملت چيرگي حاصل نمایند ، ولي نه تنها فرهنگش را عوض كرده نتوانستند ، بلكه تدريجاً خود اقوام مهاجم در تحت تأثير جوي قوياً فرهنگي اين ملت ، جذب و هضم گرديده و در كنار تخريبات بي شمار فرهنگي و خاكستر سازي شهر ها و مدنيت ها و اعمار كله منارها و نسل كشي و جينوسايدها .... در توالي كارهايشان و در مرحلهء استقرار حاكميت شان خدمات ارزنده و شايان توجه به اين ملت و اين فرهنگ و اين زبان هم كرده اند.
بنا بر گفتۀ برخی دانشمندان وجامعه شناسان سیاسی، در حقيقت جين نبوغ قوم تاجك و قدرت بقأ و استمرار زبان فارسي و ارزشهاي فرهنگي آن ، درين نكته نهفته است كه ، ضمن سازگاري و اظهار هماهنگي با دشمن ، دشمن را رام و راضي ساخته و در دراز مدت فرهنگ خود را بر او نیز تزريق و عاقبت الامرهضم و جذبش نموده است.
چهارم – در بيشهء معارف فرهنگي تاجكها " شعر و ادب " جايگاه خاص داشته و به مثابهء درخت تناور و قامت بلند از فاصله هاي دور نمايان است ، مانند " فلسفه " كه در يونان باستان از جايگاه منحصر به فرد برخوردار بود ه ویونانیان ارزش هر علمي را به مقايسهء درجهء نزديكي اش با فلسفه مي سنجيدند ، مثلاً ازمیان مجموعۀ اصناف علوم ،علم تاريخ بدليل آنكه بيشتر به جزئيات مي پردازد ، در مقايسه با فلسفه كه به كليات مي پردازد ، ارزش كمتر داشت .
تقريباً تمام ارزشها و مفاخر فرهنگي تاجكان ، به رنگ شعر و ادب مزين و منقش گرديده است . بگفتهء محققان ادب و تذكره نويسان ، به تعداد سي هزار شاعر رسمي و غير رسمي ؛ با سواد و بيسواد و داراي آثار مكتوب و غير مكتوب به زبان فارسي شعر سروده اند و در تاريخچهء ادبيات فارسي ثبت هستند . اگر ملت تاجك به جاي اين همه شاعر ؛ سياستمدار و ارتشي و كارشناس و شخصيت هاي رسالتمند ملي ميداشت ، آيا سرنوشتش ، غير از آنچه امروز هست نمي بود ؟ چرا شعر و شاعري اينقدر با خون و سرشت ملت تاجك عجين و ممزوج است ، و آيا اين شاعر پيشه گي نوعاً ملت را گرفتار انديشه هاي سودائي و افكار مالخوليائي نگردانيده است ؟ ، اما بدليل آنكه " سيئات فردي حسنات جمعي اند " كسي به اثرات زیانبار آن درعمق روان اجتماعی دردراز مدت توجه مبذول نداشته و به رفع و مداواي آن نکوشیده است ، و گرنه به جاي سي هزار شاعر ما سي هزار ارتشی ودولتی وحتاسی هزار كارگر فني مي داشتيم ، مطمئنا سرنوشت مان غیر از آنچه امروز هست میبود.
بخاطر همين نفوذ عميق شعر و ادب در زبان فارسي است ، كه زبان فارسي را زبان شاعران ، زبان عربي را زبان عالمان و زبان تركي را زبان سپاهيان گفته اند . يكي از دلائل شكستهاي تاريخي و عقب نشيني تاجكها به حواشي قدرت سياسي و پناه جويي شان به كنج دره ها و كوهپايه ها ، میتواند همین صفت خیالبا فی وشعر پیشگی باشد ، اما بهتر از آن اين است كه بگوئيم تاجكها به اثر هجوم خونريزي هائي اجانب و شكستهائي پياپي تاريخي كنج عزلت گزيده ، شاعري و حسرت گري و بيمناكي و غمناكي و احتياط كاري پيشه كرده اند.
شايد منصفانه و محققانه نباشد كه تا اين درجه شعر و ادب را اثر گذار در سرنوشت سياسي و اجتماعي تاجكها ومايهء ذهنی گرایی شان بدانيم ، اگر شعر و شاعري از يك سو مايهء ذهنی گرایی اين قوم در پارهء موارد زندگي گرديده باشد ، از سوي ديگر رفيع ترين قلهء افتخارات تاريخي و غناي فرهنگي اين قوم بستگي به شعر و شاعرانش دارد . يكي از نويسندگان به تقريب اين سخن را در مورد يكي از شاعران زبان فارسي ، حضرت مولانا جلال الدين بلخي گفته است : " من هر گاه به كهكشانها ، منظومه هاي سماوي ، حفره هاي سياه و آسمانهاي كبود و عظمت آنها خيره شده مي انديشم ، دچار حيرت و تعجب ميشوم ، ولي زمانيكه مثنوي مولوي و كليات شمس را ميخوانم و دربارهء منظومه هاي فكري و كهكشانهاي روح مولوي فكر ميكنم ، تعجبم به مراتب افزونتر ميگردد . " منهم گاهي راجع به مولانا جلال الدين و منظومه هاي فكري او مي انديشم ، تصور مي كنم كه ، كائنات و هستي مولانا جلال الدين است در هيئت مجموعهء عناصر و خطوط و امتداد و تناهي ولایتنا هی ..... و مولانا جلال الدين كائنات است در هيئت انديشه و عشق و سوز و عرفان . مولانا جلال الدين با چنين اوصاف و بزرگي يك شاعر است و آنهمه عشق سوزناك و ترانه ها و انديشه هاي بزرگ را به زبان شعروبه زبان فارسی بيان داشته است . آدمي وقتي آخرين قدرت پرواز و رفيع ترين نقطهء پيروزي تمدن جهان شمول غرب و عصر الكترونيك را بياد مي آورد ، واقعاً دچار شگفتي گرديده ، كائنات و رموز هستي را چقدر بزرگ و قابل كشف و گشايش نا متناهي مي يابد ، اما وقتي به قلمرو انديشه و جولا نگاه نبوغ مولانا جلال الدين وارد میشود ، كائنات و هستي و روزگاران چقدر كوچك و بسان " جنيني " در بطن انديشه هاي او جنبنده مي نمايد .
در اروپاي چند سده قبل ، عامهء مردم به نام زبان فارسي و حدود جغرافيائي و موطن گويندگان اين زبان ( قلمرو ايران و افغانستان و آسياي ميانه ) آشنائي چنداني نداشتند ، مگر زمانيكه " فيتنر جرالد " رباعيات حكيم عمر خيام را به زبان انگليسي ترجمه و به تيراژ زياد به نشر رساند ، مردم از خواندن آن ترانه هاي جانسوز و نجواي انسان در پهنهء هستي و پيري و تنهائي و ميرندگي اندوهگينانهء انسان ، متألم و متأثر گرديده و به دنبال آن اين سرزمين را شناختند . يعني قلمرو بزرگ جغرافيائي را كه شامل چندين كشور ميگردد به واسطهء داشتن چنين فرزندي مي شناسند .
به همين ترتيب حافظ شيرازي به عنوان شاعر لقب " لسان الغيب " و " اعجوبهء روزگاران " را كسب نموده و فردوسي در همان مرزهاي جغرافيائي شناخته و پرداختهء خودش يعني آرياناي كبير با آن روح بلند حماسي و رسالت ملي و اصالت زبان و صلابت كلام و سبك بخصوص كه دارد پديدهء تكرار ناپذير و از مفاخر بلاتر ديد زبان فارسي و نمونهء كمياب در سطح جهان و تاريخ جهان به شمار مي رود . اين چهره ها بااين همه آوازه و درخشش خيره كنندهء كه دارند از جملهء شاعران اند . خلاصه " شعر و ادب "يگانه مونس وهمراز تاجك درين وادي حادثه خيز و گردونهء روزگاران بوده است و همان لذت را كه پشك از گوشت و يهود از ثروت و پشتون از قدرت احساس مينمايد ، تاجك از " شعر و سخن " احساس مي نمايد .
پنجم – رويدادهاي تلخ و شكستهاي پياپي تاريخي و " گلگوني صفحات زمين از خون تاژيك " اثرات بسا ژرف و سوء در روحيات قوم تاجك به جا گذاشته به طوري كه احساساتش را نهايت رقيق و او را مترصد دائمي حوادث هولناك ساخته است . بحدي كه بعضأ در چگونگی برخورد با قضایا ازنهایت مدارا وروش مصلحت جویی کار گرفته وفرصت هارا از دست میدهد. اما اگر جنگ و خطر را رفع نشدني و وقوع آن را اجتناب نا پذير انگارد ، آن وقت از روي آگاهي و با رشادت و شهامت تمام مي جنگد و هيچ گونه ترس و زبوني را نمی پذیرد . به احمد شاه مسعود نگاه كنيد ، موقعي كه خطر را بيشتر از پيشتر فزاينده و نيات دشمنان را شوم و پليد يافت ، با چه رشادت و جسارت و عقلانيت جنگيد و كارنامه ها و حماسه هاي اعجاب آور و در خور تحسين آفريد . ظرفيت جوامع و شرايط سياسي و اجتماعي و تاريخي در پرورش قهرمانان اثر مستقيم دارد ، جامعهء با ظرفيت و امكانات جامعهء فرانسه ناپلئون مي آفريند ، و جامعهء با حدود و ظرفيت و پتانسيل جامعهء افغانستان نهايتاً مثل " مسعود " میتواند قهرمان آفريند .
ششم – تاجكها گذشته گرا هستند . يعني آن شيفتگي عميق و درون گرايي و نوستالوژي شديد كه در بن مايهء روح تاجك نهفته است ، در كمتر قوم روي زمين ديده ميشود . تاجك در افغانستان امروز و قرن بيست و يك زندگي دارد اما روحش در هواي مرزها و سرزمين هاي شاهنامه در قبل از ميلاد پر ميزند ، ترديدي وجود ندارد كه تاجكان گذشتهء پر بار و افتخارات شكوهمند و جهان شمول دارند . اما گذشتگان رسالت و آنچه مربوط به اقتضأت دوران زندگي شان بود انجام دادند و چراغ را فرا راه اخلاف خود گذاشتند كه در روشنائي آن بتوانند چاه را از راه تميز و براي آيندهء بهتر برنامه ريزي نمايند. قانون بقاي اصلح اين است كه هر كسي و هر نسلي ، لااقل چيزي در حد يك خشت بر بناي تمدن و دستاوردهاي بشري بي افزايد ، در غير آن انسانها و نسل ها اگر مصرف كنندهء صرف باشند و چيزي توليد و اضافت نكنند در حقيقت سهم در وظيفهء مشترك ابناي نوع نگرفته اند . روشنفکران وادیبان وحتا سیاستمداران تاجک در حسرت گذشته و حكايات و روايات شاهنامه ها مي سوزند . آيا تكيه به گذشته با خاطرات زندگي كردن و در پي گمشدهء به گورستان ها رجوع كردن ، خود نشانهء گم شدن و كژراهه و رو گرداندن از متن خروشنده و تپندهء زندگي نيست ؟ لازم است ، تاجكها و مخصوصاً جوانان و عناصر آگاه و ملتزم و مبارز آن ، يك بار خود را در ترازوي تاريخ توزين كنند ، و ببينند در گذشته چه كساني بودند ، اكنون چه كساني هستند ، در كجاي تاريخ ايستاده اند و چه عواملي آنها را مسحور روزگاران گذشته و مقهور شرايط امروز ساخته است ؟ ادامه دارد




صفحه براي چاپصفحه بدون عكس براي چاپ     ارسال براي دوستانارسال اين صفحه براي دوستان



به قلم: دكتر مهدي فرزندان زبان دان تاجيك (بخش دوم و آخر)
"به قلم: دكتر مهدي"
شعر استاد بازار صابر، زير عنوان "زبان مادري" در مجموعه يي‌ بنام "آتش برگ" در سال 1984 چاپ…
خواجه بشير احمد انصاري وحدت ملی و دشمنان آن (به مناسبت بیست و یکم فبروری ؛ روز جهانی زبان مادری) بخش دوم
"خواجه بشير احمد انصاري"
پس از آنکه کابینۀ اخیر افغانستان تشکیل شد و هموطنی را در رأس وزارت فرهنگ…
چند نكته در مورد غرزي خواخوگي
نـامة وارده:
در شماره چهل، مورخ 29 قوس 1386 هفته نامة پيام مجاهد در معرفي كتاب "اسرار مرگ دكتر نجيب الله" كه…
نوشته: دکتر شمس الحق آریانفر آشنایی با شخصیت های کلان افغانستان: جمشید خان شعله شاعر و تاریخ نگار آگاه
"نوشته: دکتر شمس الحق آریانفر"
می دان که درمقابل نیرنگ حادثات
کوه ثبات و غیرت مردانگیستم…
سيدعلي راحل آزادي بيان، هدف بعدي
"سيدعلي راحل"
از چندي بدينسو، بار ديگر اظهار نظر هاي جنجال برانگيز وزير اطلاعات و فرهنگ افغانستان، در محور…
نوشته: محمد غزالی/ برگردان: داود ناروئی كشمكش حجاب و نقاب بخش چهارم
"نوشته: محمد غزالی/ برگردان: داود ناروئی"
زن در عرصه قضاوت و حکومت
مسایلی وجود…
به قلم: دكتر شمس الحق آريانفر آشنايي با شخصيت هاي كلان افغانستان: مولانا قربت، عالم متبحر و استاد شعر و ادب (بخش اول)
"به قلم: دكتر شمس الحق آريانفر"
مولانا محمد امين قربت از اديبان نخبه و يكي از بزرگان دانش ديني…
غلام محمد محمدي در گراميداشت مقاومت مردم فلسطين؛ انتفاضه‌ي فلسطين يا «انقلاب سنگ»
"غلام محمد محمدي"
اعلاميه‌ي «بالفور» يكي ازشوم ترين اعلاميه هاي دولت بريتانيا درقرن بيستم ميلادي است…
نامة رسيده: بازگشت به 7 ثور 1357
از آوان تشكيل واحدهاي اداري ولايات و محلات در سراسر كشور، شعبات احصائيه يا ثبت احوال نفوس از طرف حاكمان يا ولسوالان…
سيدجواد حجت نگاهي به يك حاشيه؛ دانشگاه كولمبيا، ميزبان محمود احمدي نژاد
"سيدجواد حجت"
مجمع عمومي سازمان ملل جلسه سالانه خويش را تشكيل داد كه در آن نمايندگان عالي رتبه كشورها بشمول…
صحفه اصلي|مصاحبه ها|اخبار|مقالات|تماس با ما|بالا لينك به بالاي صفحه
Copyright © 2007 تمام حقوق به سایت پیام مجاهد محفوظ است | تهیه و ترتیب از فارسی سویس