|
|
ناامني، بازي پايان ناپذير
"سيدعلي راحل" گزارش هاي ضد و نقيض از وضعيت در ولسوالي گرمسير ولايت هلمند، حادثهي حمله بر اشتراك كنندگان در مراسم 8 ثور، حملهي انتحاري خونين در ولسوالي خوگياني ولايت ننگرهار، حوادث خونبار ناشي از حمله هاي پي درپي انتحاري در كابل پايتخت، تاكيد امريكا و متحدانش برافزايش و اعزام نيروهاي بيشتر به افغانستان، دستگيري 68 تبعهي پاكستان از سپين بولدك قندهار، مصالحه ي دولت پاكستان با طالبان مناطق سرحدي و آزادي رهبران بلند پايهي آن گروه از زندان، تاكيد مقام هاي نظامي امريكا بر احتمال حضور 150 تا 500 عضو شبكهي القاعده در مناطق مرزي پاكستان و افغانستان و ابراز نگراني اين مقام ها از مصالحهي دولت جديد پاكستان با تروريست ها، گزارش برخي نهادهاي معتبر بين المللي مبني بر كنترول دولت افغانستان با حدود30 درصد از كل خاك اين كشور، شايعات در خصوص ارسال نامهي گلبدين حكمتيار رهبر حزب اسلامي (گروه در حال جنگ با دولت) به حامدكرزي حاوي تمايل و پيش شرط هاي وي براي بازگشت به كابل و از آن طرف هم انتساب حادثهي 15 عقرب بغلان به عوامل اين گروه تروريستي و در اين اواخر نيز به دوش گرفتن مسؤوليت حمله بر مراسم 8 ثور از جانب آن گروه، تلويحات و تصريحات امرالله صالح رئيس عمومي ادارهي امنيت ملي در خصوص رويكردهاي متعارض و پارادوكسيكال مسوولان از جمله شخص رئيس جمهور در ارتباط به تروريست هاي دستگير شده، حادثهي حمله بر هوتل سرينا در 50 متري ارگ رياست جمهوري و....
به راستي همهي اينها را چگونه بايد كنار هم قرار داد؟ از مرور اجمالي اين موارد به كدام نتيجهي قاطع و قابل قبول در مورد بحران امنيت و راه هاي برون رفت از آن مي توان دست پيدا كرد؟ موارد ياد شده تا چه اندازه لزوم تداوم "سياست معطوف به امنيت" امريكا و متحدانش در افغانستان را ضروري مي سازد؟ مسوولان و مقام هاي امنيتي افغان آيا توانمندي و قابليت هدايت وضعيت موجود، به سمت وضعيت مطلوب را دارا هستند؟ نظام سياسي- امنيتي كنوني تا چه ميزان ظرفيت تبديل تهديد به فرصت را دارا است؟ و از همه مهمتر، ريشه هاي بحران موجود از كجا آب مي خورد: اشتراك منفعت مقام هاي دولتي، نيروهاي خارجي و تروريست ها در توليد و تجارت موادمخدر؛ دخالت همسايگان و حمايت آنان ازگروه هاي دهشت افكن؛ بازي هاي سازمان هاي استخباراتي و اطلاعاتي قدرت هاي رقيب جهاني در جهت اهداف كلان منطقه اي و بين المللي و يا سوء مديريت و ناكارآمدي استراتيژي و راهبرد امنيتي ادارهي موجود؟
واقعيت اين است كه نحوهي برخورد مقام هاي افغاني و نيروهاي خارجي حاضر در افغانستان با موضوع امنيت، همهي احتمالات اخير را ممكن مي سازد. فعاليت هاي طالبان و تروريست ها در سراسر افغانستان اكنون ديگر از ضربه زدن هاي دزدانه بر نيروهاي دولتي و خارجي گذشته است. در بسياري از ولايات، حتا فرعي ترين قوانين دوران حاكميت طالبان نيز اجرا مي شود. نيروهاي مسلح طالبان در فاصلهي يك كيلومتري مراكز تمام ولايات افغانستان، به راحتي گشت و گذار مي كنند. گزارش ها و چشم ديدهاي گزارشگران رسانه هاي داخلي و خارجي از ولسوالي گرمسير ولايت هلمند، به رغم حضور نيروهاي دريايي امريكا در آنجا براي نبرد با تروريست ها، نشان مي دهد كه با همهي اينها طالبان كنترول اوضاع را در دست دارند.
شهروندان ولايت غزني از حضور مشهود طالبان در جريان شب در مركز ولايت غزني خبر مي دهند. مردم نواحي اطراف اين ولايت، تقريباً همه روزه از سوي افراد وابسته به طالبان مورد تهديد، ارعاب و امر و نهي قرار مي گيرند. در ولايت لوگر، طالبان نسبت به تماشاي تلويزيون به مردم هشدار داده اند. اتباع پاكستاني در اكثر نبردهاي طالبان با نيروهاي دولتي و خارجي رسماً فرماندهي جبههي طالبان را در دست دارند. حتا كابل پايتخت نيز از تيررس تروريست ها مصون نيست. چهار يا شش تروريست مسلح در مركز شهر كابل قادر اند، حدود 10 ساعت تمام نيروهاي امنيتي دولتي را به نبرد واداشته و آتش جنگ را شعله ور نگهدارند.
پس از مرور اين مسايل، سخنان عجولانهي رئيس جمهور كرزي، لحظاتي پس از حادثهي 8 ثوررا نيز مرور كنيد:" ... دشمنان افغانستان خواستند هرج ومرج ايجاد كنند... كه خوشبختانه نيروهاي امنيتي... خير و خيريت اس." لابد هدف ما پرداختن ديرهنگام به چند و چون وقوع آن حادثه و واكنش دولت نسبت به آن نيست؛ اما اين اظهارات جاودانهي رئيس جمهور كرزي، بدون ترديد ما را در دست يافتن به دركي درست از نوع نگاه ادارهي برسر اقتدار به موضوع امنيت- و شايد هم بسياري از موضوعات ديگر- كمك شايان توجهي خواهد كرد.
اين اظهارات نشان داد كه رئيس جمهور، زماني بيشترين اضطراب و نگراني اش برانگيخته مي شود كه فكر كند موج نا امني ها چنان فراگير شده كه هرآن ممكن است كلاه او را نيز ببرد؛ چرا كه آن روز اگر دشمنان مردم افغانستان (!) خواستند هرج و مرج ايجاد كنند، موفق به اين كار شدند و نيروهاي امنيتي نيز هرگز قادر به كنترول اوضاع نگرديد؛ زيرا در صورتي چنين بود كه مراسم ادامه پيدا مي كرد. و "خير وخيريت" هم نبود چون دو شخصيت ملي و يك كودك ده ساله كشته و يازده نفر ديگر زخمي گرديدند؛ اما مراد رئيس جمهور شايد از آن سخنان اين بود كه دست كم كلاه او را در اين حادثه باد نبرده است!! و اين، درست همان چيزي است كه جوهر و جانمايهي رويكرد دولت به كل موضوع امنيت را شكل مي دهد. بنابر اين معلق كردن وظايف حدود 8 مقام امنيتي وزارت هاي دفاع وداخله از جمله جنرال محمد سالم احساس، رئيس پوليس ولايت كابل و پاسوال عبدالمنان فراهي، رئيس مبارزه با تروريزم وزارت داخله، جنرال عبدالخالق، رئيس كشف و استخبارات وزارت دفاع، پاسوال عبدالوهاب خطاب رئيس استخبارات وزارت داخله، عبدالبصير قوماندان لوژستيك وزارت دفاع، جنرال نظرشاه رئيس امنيت ملي كابل، سمونوال عبدالرحمن آمر حوزه اول پوليس، سمونوال شفيع آمر حوزه اول استخبارات، هيچ گرهي از مشكل امنيت را نخواهد گشود؛ جز آنكه رويكرد امنيتي دولت از بنياد مورد بازنگري قرار گيرد و منافع ملي افغانستان قرباني سياست هاي سودجويانه ي قدرت هاي جهاني و بازي هاي منطقه اي نگردد.
تداوم راهبرد و استراتيژي منفعلانه ي مُدارا و مُماشات با تروريست ها بي هيچ ترديدي آنها را به ادامهي راهي كه در پيش گرفته اند، دلگرم تر خواهد كرد و دست كم علي الظاهر چنين به نظر مي رسد كه از اين رهگذر، هيچ سودي عايد دولت نمي گردد؛ مگر اين كه منافع ديگري در پشت پرده در جريان باشد كه مردم افغانستان از آن بي خبر اند و بدينترتيب سناريوي پايان ناپذيرناامني همچنان ادامه خواهد يافت.
صفحه بدون عكس براي چاپ
ارسال اين صفحه براي دوستان
|
|
|