"به قلم: مظفر دره صوفي" در اول پيروزي حزب دموکراتيک خلق يعني سال 1357که اعضاي آن حزب از فرط خوشي و سرور در جامه هاي خود نمي گنجيدند ، نکته سنجي از ميان آن گروه در يک صنف درسي ضمن فراخواندن اعضاي دموکراتيک خلق به عقل محوري و خرد ورزي و دوري از احساسات ،چنين گفته بودکه پيروزي حزب دموکراتيک و تداوم آن پيروزي مربوط به وضعيت همسايگان افغانستان است . اگر از دو همسايه قدرتمند افغانستان يعني پاکستان و ايران يکي همراه و همگام با سياست حزب نباشد امکان پيروزي بسيار اندک است.آن سخنان گر چه تازگي نداشت ، وليکن بيانگر واقعيتي بود که سران حزب دموکراتيک کم تر به آن توجه مي کردند ، و باده پيروزي آنان را چنان سر مست کرده بود که همه چيز را فراموش کرده بودند . واقعيت نيز همان است که او اظهار کرده بود . تحولات افغانستان هيچ گاه در داخل افغانستان و توسط سياست مداران کشور و با ابتکارآنان شکل نگرفته است ، تنها سياست مداران وقتي توانسته اند بر قدرت باقي بمانند که با سياست هاي همسايگان هماهنگي کنند ، و خود را تکه جدا بافته اي ندانند .
امروز نيز در وضعيت جغرافياي افغانستان تغييري ايجاد نگشته است ، و نه وضعيت همسايگان افغانستان تغيير کرده است . اگر هر دو همسايه با افغانستان از راه مسالمت و دوستي در آيند ، بي شک افغانستان راه ثبات و امنيت را در پيش خواهد گرفت ، اگر چنان باشد که همسايه گان سازهاي مخالف خود را بنوازند، بسيار دشوار است که افغانستان روي امنيت و ثبات را ببيند،چنانچه تجربه چند سال اخير نيز گوياي همين واقعيت تلخ است ، اما اين که چشم انداز آينده اي پاکستان چه تاثيري برافغانستان خواهد گذاشت ديدگاههاي مختلفي وجود دارد؛ برخي ها مي پندارند که تحولات داخلي پاکستان مربوط به خود آن کشور است و هيچ ربطي به افغانستان ندارد ، البته اين نظر در عرف ديپلوماتيک مي تواند قابل قبول و پذيرش باشد و حکومت افغانستان براي آن حاکميت ملي همسايه گان را به رسميت شناخته باشد و بر آن احترام بگذارد، بايد چنان سخناني بر زبان برانند ، وليکن مشکل بتوان آن تحليل را بر بنيان واقعيت هاي موجود دانست. اما برخي ديگر از تحليل گران بدين باورند، که روند کنوني در پاکستان سرانجام به پيروزي احزاب غير نظامي منجر خواهد شد و قدرت سياسي از نظاميان پاکستان به احزاب و گروههاي سياسي انتقال خواهد يا فت ،و اين روند مي تواند باعث ثبات در پاکستان شود و تاثير آن را نمي توان در اوضاع سياسي و امنيتي کشور ناديده انگاشت . هر حرکتي که به روند دموکرانيزه شدن پاکستان بيا نجامد و قدرت نظاميان را محدود کند تاثير مثبتي براوضاع امنيتي افغانستان خواهد گذاشت ، و اعتمادبين المللي نيز نسبت به پاکستان جلب خواهد شد . و يکي از دلايل در اين روند دموکراتيک که منجربه انتخابات آزاد، و به قدرت رسيدن احزاب سياسي را به دنبال خواهد داشت. تنها نظاميان نيستند که بازنده قدرت سياسي هستند ، بلکه احزاب افراطي و خشونت گرا نيز در اين انتخابات شکست خواهند خورد ، يا اين روند را مي پذيرند و يا آن که برعليه آن اقدام مي نمايندکه در صورت اقدام ، نظاميان مجبور هستند براي بقا و دوام پاکستان بر ضد آنان به مقابله برخيزند که سر کوب آنان به نحوي تاثير مثبتي براوضاع افغانستان خواهد گذاشت و افغانستان به سوي امنيت به پيش خواهد رفت. اما برخي از تحليل گران با توجه به گذشته تغيير اوضاع در پاکستان را چندان موثر در افغانستان نمي دانند و آنها باور دارند که استراتژي کلان پاکستان نه توسط سياست مداران و احزاب سياسي ، بلکه توسط ارتش پاکستان و استخبارات نظامي آن کشور تعيين و تنظيم واولويت بندي مي شود، حال با توجه به اين اصل ، چه نظاميان بر قدرت سياسي تکيه زنند ، چه احزاب سياسي در استراتژي آن کشور در قبال افغانستان ، تغييري ايجاد نخواهد گشت .
فقط خوش بيني که مي شود بر آن تاکيد کرد ، آن است که قدرت گرفتن احزاب سياسي باعث مي شود، که عقلانيت سياسي حاکميت يابد و تصلب و جزئيت اندکي کاسته شود ، راه گفت و گو ميان سران دو کشور هر چه بيشتر فراهم شود ، تداوم اين گفت وگو شايد بتواند اعتماد متقابلي را بوجود آورد و در نتيجه به تغيير استراتژي پاکستان در قبال افغانستان بيانجامد ، گر چه اين تحليل اندکي خوش بينانه به نظر مي رسد وليکن با توجه به موقعيت کنوني و حضور نيرو هاي بين المللي در افغانستان و تعهداتي که آن کشورها در قبال افغانستان دارند ، مي توان خوش بين بود و به قدرت رسيدن غير نظاميان در پاکستان را به فال نيک گرفت ، اما اين خطر نيز وجود دارد که متحدان غربي پاکستان دست از حمايت نظاميان بردارند و به بهانه امنيت منطقوي بر ماندن نظاميان بر قدرت تاکيد نورزند ، گر چه ماندن نظاميان بر قدرت يک امر غير دموکراتيک و خلاف شعارهاي رسمي حکومت غربي است ،وليکن تجربه نشان داده است که منافع مادي و اقتصادي غرب بر همه شعارها رجحان دارد ، اگر آن منافع اقتضا کند ، دموکراسي و هر شعار ديگري در پي آن منافع قرباني خواهدشد.