نمای از شهر کابل
massoud
آرشیف نشریه بخش فلمها و تصاویر مطالب ادبی نشریه خبرهای ورزشی مصاحبه ها خبرهای هفته گی مقالات سرمقاله های نشر شده هدف، بیوگرافی ها، ارتباط با ما و ... صفحه اصلی سایت
شماره مسلسل 588
شماره 17، سال دوازدهم، 21 سرطان 1387
     
افتتاح تعمير جديد رياست صحت عامه در ولايت پنجشير
تعمير جديد رياست صحت عامه ولايت پنجشير با حضور معين وزارت صحت عامه، والي…
کرزی از مناظره گریخت
حامدکرزی با صدور مکتوب رسمی حاضر به مناظره با رقبای جدی خود نشد
با…
کابل در میان دود و خون
در حالی‏که بیش از یک سال از حمله وحشتناک تروریستی در مقابل وزارت امور…
احمدضياء مسعود كنار رفت، شانس داكتر عبدالله بيشتر شد!
احمدضياء مسعود، معاون اول رئيس دولت كه از چند ماه بدين‏سو براي نامزدي…
نيويارك تايمز به نقل از برخي ديپلومات‏ها بيان كرد: کرزی؛ رهبري ضعیف است
به گزارش نیویورک تایمز برخی از دیپلومات‏ها ابراز نا امیدی می‏کنند و…
سازمان ملل از تقلب گسترده در انتخابات، «درس تلخی» آموخته است
بان کی مون: بیش از نیمی از کارمندان ارشد انتخاباتی باید برکنار شوند
جواني كه به هشت زبان آشناست
عبدالخالق متعلم صنف دوازدهم ليسه حبيبيه است. او از ولسوالي درايم ولايت…
کرزى در جمع مردم خوست و خطاب به نیروهای خارجی: از افغانستان خارج شوید!
حمله به زنان و اطفال ما توسط سگ‏هاى آمريکايى قابل تحمل نيست
مردم…
شهر كراچي در برخوردهاي قومي فلج گرديد
آشوب هاي اخير در شهر كراچي پاكستان در حدود 500 كشته و زخمي از خود برجاي گذاشت.
انتخابات وديدگاه‏ ما حل مشكلات مهاجرين
مهاجرت پدیدة ناشناخته ای نیست، گروههای فراوانی بنابر شرایط بد اقتصادی،…

ابرقدرت ترسُو ـ در حاشيه‎ي جشن استقلال امريکا در کابل ـ

"سیدزکریا راحل" ياددهاني:
سوم جولاي بود و دوصد و سي و دومين سالروز استقلال امريکا.اين مراسم در سفارت اين کشور در کابل جشن گرفته شد و از جمله‎ي فرا خوانده شدگان، يکي هم من بودم به عنوان " سنير رپورتر" تلويزيون تمدن؛ يا خبرنگار ارشد اين شبکه. من پيشتر از اين تنها يکي دوبار از مقابل این سفارت عبور کرده بودم.و البته کم و بيش حيرت زده از عظمت بنايي که با آن وسعت زيربنا در محله‎ي وزير اکبرخان کابل ساخته اند.مي توانم گفت، تقريباً نيمي از محدوده‎ي وزيراکبرخان، در تصرف سفارت امريکا است.دیروز هم ما جزو اولين کساني بوديم که به آنجا رسيديم و پس از بازرسي مختصر و محترمانه! به صحن و در مقابل ساختمان اصلی سفارت راهنمايي شدیم.
جايي بسيار بزرگ که نزديک به سي نفر مرد و زن در آن ايستاده بودند و در حلقه هاي چهار ـ پنج نفري با همديگر گپ مي زدند.ما هم به آنان پيوستيم و تا ايستاديم چندتا سيني پر از ميوه و شيريني که توسط مردان خدماتي دوره گرد سفيدپوش، در ميان جمعيت در گردش بود، جلو روي مان سبز شد که بفرماييد!
پذيرايي کنندگان، رنگ چرب و سياه داشتند اما سياه‎پوست نبودند. به همين جهت من فکر کردم آنان افغان هستند و ما که بيشتر از خوراکي به نوشيدني نياز داشتيم، به يکي از آن ها به لهجه‎ي کابلي گفتم:"لطفاً برِ ما اَو بيارين" اما او چيزي به انگليسي گفت که من نفهميدم.جواد محسني، مدير اجرايي شبکه، تا حدودي؛ يعني در حدي که مي توانست؛ نقش ترجمان را بازي مي کرد.او منظورم را که آب بود به آن مردِ اشتباهاً افغان و حقيقتاً امريکايي بازگفت. اما با آن هم خيلي طول کشيد تا ما به آب رسيديم يا برعکس.
***
اين اولين تجربه‎ي من از شرکت در يک مراسم ديپلماتيک بود.بنا بر اين، من با پيش‎انگاره هاي ذهني يک روزنامه نگار و نه حتي يک خبرنگار، شرکت کرده بودم.فکر مي کنم نگريستن به اين‎گونه موارد از زاويه‎ اي ديگر و متفاوت با طبق معمول هاي متداول در دنيا و مناسبات امروز، به آدم کمک مي کند که به چيزهاي تازه اي دست يابد.در واقع، در اين موارد بهتر مي توان ماهيت پنهان چهره ها و مهره هاي سياسي را بازشناسي کرد.
آدمي را در مواجهه با رفيق و مرگ، بهتر مي توان شناخت. براي دريدن و برافکندن پرده ها و پوشش هاي روان آدمي، هيچ چيزي نيرومندتر از اين دو نيست.ما در رويارويي با خدا نيز نهان‎روش و پنهان‎کار هستيم؛ اما يکي بايد باشد تا ما را به ما بشناساند.
مراسم جشن سالگرد استقلال امريکا فرصت خوبي بود براي آشنايي بيش‎تر با کساني که به عنوان وزير و وکيل و ديپلمات، هميشه پُز مي دهند و خودشان را مي پَزند و تکبر و تبختُر و تفرعُن خود را به خورد مردمان تهي‎دست زيردست مي دهند.آنان بر خلاف ادعاها و لاف هاي آسمان به زمين باف شان، آدم هاي بسيار هرزه و بي تربيت بودند.شادنوش و شادخوار وشادمان که مي خوردند و مي خنديدند و سبک‎سري مي کردند و هيچ انسان نبودند.نامردماني که بر گرده هاي مردم سوار شده اند و به اندازه‎ي خلِش و خارش سوزن بر پوست خود، درد و رنج و فقر و گرسنگي کساني که براي نجات خود به آنان چشم دوخته اند را حس نمي کنند.
ترديد در اين که برخی وزيران و وکيلان و نمايندگان سياسي، دزد هاي با چراغي اند که در پناه و پوشش آرايه ها و پيرايه هاي مشروع و قانوني، به غارت مردم و در سطح وسيع‎تر، دنيا مي پردازند؛ يا ناشي از سطحي‎نگري ساده‎انگارانه است و يا بر آمده از سهم داشتن در چپاول جهان با آنان.من مرعوب و مغلوب امريکا نيستم.باور من اين است که ايالات متحده بيش‎تر از ما، که هيچ قدرتي نداريم، مي ترسد.چرا که او ابرقدرت است.
ابرقدرت ها بايد جايگاه خود را در معادلات سياسي، نظامي و اقتصادي جهان حفظ کنند.اين مستلزم ترساندن جهان از خود است و ترساندن هرچيزي به اين مفهوم است که تو خود، از او ترسيده اي.امريکا، با ميليتاريستي کردن روابط بين المللي و فرافکني بحران هاي محصول رکود اقتصادي خود از مجراي همين سياست، ترس از خود را در سراسر سياره‎ي زمين، توسعه مي دهد. اين واقعیتی است که در همه چيز امريکا تبارز يافته است.
از سخنراني هاي جرج بوش بگير تا پهناوري گستري جغرافيايي امريکا و تا آرايش هاي نظامي اين کشور و تا محصولات سينمايي هاليوود و حتي تا ساختمان سفارت ايالات متحده در کابل.تمامي اين موارد، براي نماياندن قدرت تسليحاتي و اقتصادي غولي است که ابرقدرت بلامنازع جهان شمرده مي شود و حامل و حاوي اين پيام که از ما بترسيد؛ چرا که ما ازشما میترسیم. ...
پس از یک و نیم ساعت ایستادن در برابر ساختمان اصلی سفارت امریکا، با بلندگو اعلام کردند که جماعت، برای برگزاری رسمی مراسم آماده شوند.به دنبال آن، زنان و مردان امریکایی شروع کردند به راهنمایی مدعوین برای چگونه ایستادن در صفوفی منظم و درخور شأن دوصد و سی دومین سال‎روز جشن استقلال امریکا.از قضا جایگاه ما در خط مقدم تعیین شد و با فاصله‎ی بسیار کم از جایگاه سخنرانان.
در ابتدا فاتحه بر قرآن خوانده شد یعنی بیانیه‎ی جورج دبلیو بوش، رییس جمهور امریکا در بیانیه‎ی او از قهرمانی های کسانی که برای استقلال امریکا از جان خود مایه گذاشته اند؛ ستایش شده بود و نیز طبق معمول، از آنانی که برای مبارزه با هراس افکنی در افغانستان و عراق قهرمانی می کنند و در جهت توسعه‎ی لیبرال‎دموکراسی ایالات متحده و یا به تعبیر درست‎تر، برای توسعه‎ی هژمونی امریکا در سراسر سیاره‎ی زمین، تلاش می ورزند.
به دنبال آن، از رنگین دادفر اسپنتا، وزیر خارجه‎ی عاق پارلمان، دعوت شد تا در مداحی امریکا و مبارزه با تروریزم خودساخته و خودپرداخته‎ی سیاست‎گذاران کاخ سفید و مشاوران صهیونیست آن، متن انگلیسی سخنرانی خود را شکسته و درهم‎ریخته بخواند و ترجمان زبان بسته‎ی افغان او نیز آشفته‎تر و در هم‎ریخته‎تر از زبان مبدأ، آن را برای زبان‎ندان های بی‎سوادی چون من، به دری‎ باز گوید.
بسیار تهوع آور بود که از زبان این جماعت بی‎هوده‎گوی و یاوه سرای سخنانی می شنیدی که برگذشته از مرزهای وقاحت، مبارزه با چیزی را که خود ابداع و ابتکار کرده و جهان را جای زشت و نفرت انگیزی برای زیستن ساخته اند، چندان با جدیت مطرح می کردند که هر آدم سطحی‎نگر ساده‎انگاری، می پذیرفت که مبارزه با تروریزم، به همان اندازه جدی است که قربانی شدن انسان های بی گناه در انفجارهای تروریستی!
اسپنتا برای من نماد و نماینده‎ی روشنفکرانی است که قبل از رسیدن به قدرت، با جدیت وصف ناپذیری، در کار معماری و مهندسی آرمان‎شهرهای اتوپیایی خیال انگیز و دلپذیر، برای ملت های به زنجیرکشیده و لگدمال شده‎ی حکومت های دیکتاتوری پیش مدرن، و نظام های سلطنتی پوسیده در حصارهای تفکر ماقبل تاریخ اند و فرزانگان و فرهیختگان از فرنگ برگشته‎، این جوامع بخت‎برگشته‎ی به زبونی خود خوکرده را، بایستی از راه های میان‎بُر تکامل مدرن انسانی عبور دهند و به بهشت زمینی ایدز و هم‎جنس‎گرایی و مافیا و جنایت های سازمان یافته‎ی اسراییلی، از در هم کوفتن برج های دوگانه‎ی مرکز تجارت جهانی تا زندان های ابوغریب و بگرام و گوانتانامو و تا کشتارگاه های صبرا و شتیلا و تا با خاک یکسان کردن های جنوب لبنان و محاصره‎ی اقتصادی نوار غزه و طرح خاور میانه‎ی بزرگ و فرو بلعیدن گلوگاه های انرژی این بخش از سیاره‎ی سیاه و ستم سود زمین؛ راه ببرند.
اما از آن جهت که در این دنیای پرتضاد، هرچیزی به ضد خود تبدیل می شود، با راه یافتن این مدعیان روشنفکری و روشنگری به تالارهای چراغانی و پستوهای تاریک و پنهان معاملات مافیایی قدرت، که همه چیز آن در غیبت انسان و خدا شکل می گیرد و متولد می شود و به برگ می نشیند و بر دوش زخمی توده های برخوردار از "هیچ" و بی بهره از "همه چیز"، بار می شود؛ تمامی آن شعارها و فریادها و انسان‎دوستی های اومانیستی و اداهای روشنفکرانه‎ی لیبرالیسم گرای ماکیاولی مذهب، به سرعت، به فراموش‎خانه‎ی سیاه قدرت سپرده می شوند و نتیجه اش می شود اسپنتا و پُست وزارت خارجه، که تمامی امکانات و امتیازات آن، با یک سطر نبشته یا یک جمله گفته‎ی یک دانشمند متعهد به انسان و ملتزم به ارزش های انسانی دین محور، برابری نمی تواند کرد.
باری؛ از گپ اصلی مان پردور افتادیم.با سخنرانی سفیر امریکا در کابل، که علی القاعده، همان را که بوش در پیام اش و اسپنتا در سخنرانی اش گفته بودند، تکرار می کرد.
با فراخوان مجری مراسم از حضار برای لذت بردن از سایه و خوراکی ها و نوشیدنی ها؛ جشن دو صد و سی و دومین سال‎روز استقلال امریکا به پایان رسید و از آغاز تا انجام آن، جای شما تنها در هنگام نوش جان کردن آب‎میوه و کیک و آیسکریم ـ بستنی ـ خالی بود و پیش‎تر از آن، این خلأ حداقل از جانب من، احساس نمی شد.
از سفارت که بیرون آمدیم؛ خود را در کابل یافتیم:جاده های محاصره شده با دیواره های امنیتی نفوذناپذیر، هوای غبارآلود معمول در بعد از ظهرها، هیاهوی دست‎فروشان دوره گرد، بوق و کرناهای ممتد و بی مورد و گوش آزار موترهای سرگردان در سطح شهر، انبوه گدایان زن و کودک و معلول، رودخانه‎ی مرداب و لجن جاری در قلب شهر، رسانه های پر از خبرها و "بعد از خبر ها"ی بد و دوشنبه هفته‎ی بعد هم انفجار انتحاری در برابر سفارت هند و در همسایگی وزارت داخله‎ی مسئول تأمین امنیت آن چهل و یک نفر کشته و بیش از یک صد و پنجاه نفر زخمی بر جای مانده از حمله‎ی تروریستی ای که کارشناسان آن را به رقابت دیرینه‎ی هند و پاکستان نسبت دادند؛ و ما بر سرنوشت خود بازهم گریستیم که در این میان، گناه مردم بیچاره‎ی این سرزمین مفلوک چیست؟ و بسیار بسیار تلخی ها و تباهی های دیگر که این قلم در برابر آن ها به زانو در آمده است.
با همه‎ی این ها کرزی همچنان رییس جمهور است و از این فرّه‎ ایزدی مشعوف و مشعشع و خندان و خرسند که پس از هر حمله و هر کشتار مردمان بی پناه هم‎وطن خود، بیانیه می دهد و پیام صادر می کند و ژست سیاسی می گیرد و دشمنان صلح و ثبات وطن را محکوم می کند و به پیروزی در انتخابات آتی ریاست جمهوری می اندیشد و وجدان و جسارت خودکشی به خاطر بی هنری محض خود در همه‎ی امور اداری و اجرایی کشور را ندارد.
بوش هم در واشنگتن همین کار را می کند؛ اما با این تفاوت که فراتر از گمارده‎ی خود در افغانستان، به جهانی شدن امریکا و امریکایی شدن جهان می اندیشد.تنها چیزی که در صورت تحقق آن، ترس ناشی از ابرقدرتی امریکا فروکش خواهد کرد و هراس افکنی نیز در جهان امریکایی شده یا امریکای جهانی شده، از بیخ و بن برکنده خواهدشد. به همین ترتیب، براون و سارکوزی و مرکل و شیمون پرز و مشرف و شیوخ عرب و ... الخ.چه دنیای عجیب و چه رهبران عجیب‎تری! در پایان شما را به انجام یک کار بسیار ساده‎تر از دو ضرب دو مساوی با چهار، فرا می خوانم:
در ذهن تان از سیاست‎گذاران امور این عالم، فهرستی تهیه کنید و ببینید تا چه اندازه با این حرف من که همه‎ی بدان و ددان و شِرار و شیاطین و ابالیس و اراذل جهان، بر گرده‎ی زخمی زمین و زمان سوار شده اند و این سیاره‎ی خونین را نطع ستم‎بارگی های فزون‎خواهانه‎ی خود کرده اند؛ موافق هستید.
مطمئناً پس از این محاسبه‎ی سرانگشتی به این نتیجه خواهید رسید که: اکنون گاه آن فرارسیده است که انسان بر سرشت و سرنوشت و پای نوشت ِـ فرجام ِـ خود، گریستن بیاغازد...




صفحه براي چاپصفحه بدون عكس براي چاپ     ارسال براي دوستانارسال اين صفحه براي دوستان



سيدعلي راحل پاكستان؛ امريكا يا طالبان؟
"سيدعلي راحل"
"جنگ ميان طالبان و پاكستان به اسلام و به پاكستان آسيب مي رساند؛ اين جنگ بايد پايان يابد... اسلام…
منبع گاردين روسیه و ناتو‏، زوج‌هایی که سه‌طلاقه شدند
"منبع گاردين "
تلاش‏های باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده برای پیاده کردن الگوی تعامل در دستگاه دیپلوماسی،…
استاد سرور همايون بررسي كوتاهي از پته خزانه
"استاد سرور همايون"
بخش چهارم و پاياني
مخدوم جهانيان سيدجلال الدين حسين بخاري نواسه سيد جلال…
جاوید رستاپور آیا وزارت زنان سمبوليك نيست؟
"جاوید رستاپور"
در شوراي سراسري زنان به ميزباني وزارت امور زنان قطعنامه (نه) ماده ي به حامد كرزي رئيس دولت…
آشنايي با شخصيت هاي كلان افغانستان:مولوي غياث الدين ذره عالم وعامل مجاهد

مولوي غياث الدين "ذره" فرزند داملاعمران الدين در سال 12 در ولسوالي چاه آب ولايت تخار در يك فاميل منور چشم به جهان گشود…
مولوي كمال الدين حامد دو راه تقاطع اسلام و ليبراليسم
"مولوي كمال الدين حامد"
بخش چهارم
اما اسلام و کثرت گرایی
- بیرون از اسلام در امور سیاسی-…
طرح مشترك شوراي ملي وارگانهاي امنيتي جمهوري اسلامي افغانستان درمورد بحران امنيت
مورخ 13 قوس 1386
يادداشت: روز سيزدهم قوس مجلس نمايندگان طرحي را به تصويب رساند، كه از سوي كميسيون هاي موظف از سوي مجلس…
زندگینامه استاد غلام سرور همایون به قلم خودش
بخش پنجم و آخر
در سال 1328ش در پوهنتون كابل، آن گاه كه فاكولته هاي آن هنوز در گوشه هاي مختلف كابل پراگنده بودند…
مظفر دره صوفي توازن قوا در نظام هاي دموكراتيك
"مظفر دره صوفي "
عالمان علوم سياسي تعريف هاي گونا گوني از دموكراسي وحكومت دموكراتيك كرده اند، واين گونا…
سيد نادر زبان به عنوان یک هدف نه به عنوان یک ابزار
"سيد نادر"
زبان به عنوان یک هدف نه به عنوان یک ابزار از مدت‏ها قبل به این سو اصحاب اندیشه و فکر را به خود مشغول…
صحفه اصلي|مصاحبه ها|اخبار|مقالات|تماس با ما|بالا لينك به بالاي صفحه
Copyright © 2007 تمام حقوق به سایت پیام مجاهد محفوظ است | تهیه و ترتیب از فارسی سویس
  • Adobe cs4 OEM

  • Adobe cs4 master collection

  • Buy cigarettes online

  • Buy Adobe cs5 OEM

  • Cheap Adobe cs5 master collection OEM

  • Buy Adobe creative suite 5 Software

  • Buy Cheap cs5 web premium OEM

  • Buy Adobe photoshop cs5 OEM

  • Adobe cs5 OEM

  • Adobe cs5 Design premium

  • Buy Adobe cs5 master collection OEM

  • cheap Adobe cs5 Software

  • Cheap cs5 web premium OEM

  • Buy Adobe dreamweaver cs5 OEM

  • CS5 OEM

  • Buy Adobe cs5 master collection MAC OEM

  • Cheap Adobe cs5 Web Premium for Mac

  • Adobe cs5 Design Premium Mac OEM

  • Buy Adobe dreamweaver cs5 MAC OEM

  • Buy Adobe Photoshop cs5 MAC OEM