ايمل شما:
نام شما:
براي:
موضوع:
متن: در آستانه ي نشست لندن كثيري از اذهان و انديشه ها بدان سوي معطوف گشته است تا بنگرند كه آن نشست چه نتايج و دست آوردهايي را خواهند داشت. اگر آجنداي ان مد نظر قرار گيردوهر يك نيز مورد تحليل و ارزيابي قرار گيرد. چالش هاي فراروي آن نشست نيز به گونه ي خود را نشان خواهد داد. 1- مذاكره با طالبان يكي از موارد مهم مطرح شده در آن كنفرانس خواهد بود، گرچه زمينه هاي ذهني مذاكره با طالبان از چند ماه حتا چند سال بدين سو به صورت جدي مطرح بوده است و دولت افغانستان كوشيده است تا با طرح اين مسأله، ذهنيت عموم مردم را آماده اي پذيرش اين فرايند سازد، اما حوادث تروريستي كه درشهر كابل از سوي گروه طالبان بوجود آمد، اذهان عمومي را به شدت دگرگون كرد، مصاحبه ها و نظر سنجي هاي محدودي كه از سوي برخي رسانه هاي تصويري به عمل آمد، واكنش منفي مردم را نشان مي داد . بسياري از تحليل گران سياسي نيز، حركت طالبان را جوابي به درخواست هاي مكرر دولت افغانستان دانستند و اين گونه بيان داشتند كه حركت گروه طالبان در حقيقت پاسخي به درخواست هاي مكرر دولت افغانستان بود و مي توان بر دو نكته تأكيد كرد. يك؛ اين كه طالبان بر خلاف پندار دولت افغانستان آماده مذاكره نيست، آنها در حدي از رشد فكري نيستند كه بتوانند مصالح خود و منافع ملي را تشخيص دهند و براي رسيدن به آن راه مذاكره ي سياسي و در نهايت دست يابي به قدرت را از راه مسالمت آميز جست و جوكنند. دوم؛ اين كه طالبان وابسته به منافع كشورهاي بيروني است، وزير داخله كشور بعد از حادثه ي تروريستي دريك نشست خبري اين واقعيت رااذعان كرد و آن حوادث را برنامه ريزي شده در خارج از كشور دانست، تكيه بر ديدگاههاي كارشناسان و مصاحبه هاي مسؤولان امنيتي مي رساند كه مذاكره با طالبان راه دشواري را مي پيمايد و در نشست لندن نيز نبايد انتظار داشت كه طرح مذاكره و دعوت از طالبان به نتايج موفقيت آميزي دست يابد و به اصطلاح دولت افغانستان با دست پر از آن نشست بر گردد. برخي طرح هاي جانبي اي كه از جانب دولت و برخي كشورهاي خارجي مطرح شده است باز هم به نظر مي رسد، كه بسيار سطحي و ناپخته است از جمله اين كه به طالبان بعداز پيوستن به دولت پول پرداخت شود، در نقد و رد اين طرح ضعيف سخن فراوان است اما لازم است بدين نكته اشاره شود كه تفكيك ميان طالبان ايدولوژيك و ساير طالبان كار دشواري است، چه بسا كه اين طرح هم به تقويت بنيه ي اقتصادي طالبان بيانجامد. چنانچه ديده شده است كثيري از آن ها بعد از گرفتن پول دوباره به آغوش طالبان برگشته اند وهيچ ترديدي نيست كه دراينده نيز اين كاررا خواهند كرد، لذا دقت فراوان مي طلبد تا دولت خود تقويت كننده اي گروه هاي تروريستي نباشد. وبه دست خود خودرا به هلاكت نيندازد.اگر نفس مذاكره باطالبان خوش بيني هاي راايجاد كرده بود ،حوادث تروريستي اخير آن فضا را مكدر، سنگين تر ودست نايافتني تر كرده است. 2- مورد ديگر آجنداي نشست لندن، حفظ و تحكيم امنيت پايدار است. اين ماده نيزبي ارتباط با طالبان و عمكرد آن گروه نيست. با توجه به رخدادهاي پيش آمده و سخناني كه نسبت به آن حادثه گفته شد، مذاكره بازهم تحت تاثير گفته هاي وزير داخله اي كشور قرار خواهد گرفت. هيأت افغاني نيز توجه شركت كنندگان را متوجه كشور هايي خواهند كرد كه هنوز هم منافع خويش را در خشونت ورزي و تروريزم مي دانند، اگر دولت افغانستان واقعاً خواستار صلح با طالبان است، بايد هم اين جرأت رانيز داشته باشد كه مشكلات خود را به صورت شفاف با پاكستاني ها در ميان بگذارد و راه حل هاي ملي براي آن جست و جو كند. اما تا حال اين ذهنيت شكل نگرفته است تا طالبان را پديده ي گيره خورده بامنافع پاكستان ارزيابي كنند، و همين تنيدگي منافع كشورهاي همسايه و طالبان است كه مذاكره با اين گروه به نتايج مطلوبي نخواهد رسيد. چه بسا هزينه هاي گزافي كه صرف خواهد شد، باز عزيمت به نقطهي اول خواهد بود. بنا بر اين گره مذاكره باطالبان دردست پاكستان است ، هر گاه در مذاكره هايي كه صورت مي گيرد به اين امر پرداخته نشود، نه تنها نشست ها و مذاكرات به نتيجه نخواهد رسيد كه بسا سرمايه هاي مادي اين مردم نيز در اين راه هدر خواهد رفت. اگر مذاكره با طالبان يك پايه اي مهم ايجاد امينيت باشد، توجه به مردم و مشاركت آنها در ايجاد و تحكيم امنيت از پايه هاي محكم و اساسي ديگري است كه متأسفانه توجه جدي بدان ها صورت نگرفته است. در چند سال گذشته طرح ايجاد مليشه وتسليح آن مورد توجه قرار گرفته است. اما در مجموع مردم و تعامل با آنها و دادن اطلاعات لازم براي مردم متأسفانه به صورت جدي در اذهان سياست مداران ما وجود نداشته است، هيچ گاه برنامه ي مدون و قابل قبولي از طرف رسانه هاي عمومي دولتي در اين ارتباط ارائه نشده است، در حالي كه مردم كوچه و بازار، همان نخود فروش و قصاب... هر يك به نحوي مي تواند در ايجاد امنيت سهيم باشند و از حوادث و رخدادهاي تروريستي جلوگيري كنند، لذا توجه سخت افزاري به ايجاد امنيت نمي تواند كارساز و موثر باشد، اگر چنانچه ا بناي امنيتي بسيار ستبر و استوار نيز باشد باز هم در دراز مدت راه به جايي نخواهد برد، آنچه در كنفرانس لندن نيز بدان اشاره خواهد شد، نگاه سخت افزارانه خواهد بود، در حالي كه مشاركت مردم در ايجاد امنيت پايدار، نيازمند يك حركت ملي است و نخستين گام نيز آگاه كردن مردم و ايجاد ارتباط نزديك تر و صميمي تر ميان حكومت و مردم است، هر قدر مردم خود را به دولت و نيروهاي امنيتي نزديك تر احساس كنند به همان ميزان از نا امني كاسته مي شود؛ و بايد از هر طرق ممكن كوشيده شود تا فاصله ميان مردم و نيروهاي امنيتي به حد اقل كاهش يابد. 3- مبارزه با فساد يكي ديگر از مواد اجنداي نشست لندن خواهد بود، كه طر ح اين مشكل در لندن و يافتن راه حل از آن نشست خود چالش هاي فراواني را بوجود مي آورد، اما وقتي كه گفته مي شود كه در تدوين اجنداي آن كشور هاي غربي از جمله انگليس نقش اساسي داشته است، اين چالش بيش از پيش خود را نشان مي دهد. بدين معنا كه فساد اداري ويروسي است كه ساختار حكومت و قدرت در افغانستان واجد آنست. و كساني بايد راه بيرون شد از آن را پيشنهاد كنند كه از بافتار قدرت شناخت داشته باشند را ه حل هايي كه ارائه مي دهند نيز بايد با ابتنا به همين بافت باشد، آنچه غربي ها و جامعه ي جهاني ارائه مي دهند تصور نمي شود كه برآورنده ي نيازهاي اين حكومت باشد. لذا اگر حكومت آقاي كرزي خود ابتكار اين طرح را در دست مي داشت مي توانست نظرات كارشناسان را در اين ارتباط جمع آوري كند،.اگر نشست هاي همانند گذشته وبه صورت گسترده ترارايه مي شد به مراتب كار گشاتر وموئثر تر بود تا آن كه طرح مبارزه با فساد از انديشه هاي غربي ها خواسته شود. دولت افغانستان در رابطه با فساد اداري با مشكل سخت افزاري و نرم افزاري، هر دو رو بروست شايد در بخشي سخت افزاري بتوان از نيروهاي خارجي طلب كمك كرد اما در مشكل نرم افزاري، اين خود افغان هاست كه بايد راه حل را جست و جو كنند و پاسخ بيابند، همانگونه كه در برخي نوشته هاي ديگر ،اين نگارنده بدان اشاره داشته است، بي باوري به مبادي اخلاق و اعتقادات يكي از عوامل رشد فساد اداري در كشور است و اين گزينه با عقلانيت ابزاري غربي ها قابل شناسايي نيست، براي ايجاد و تقويت مبادي اخلاقي بايد از ابزار هاي ديگري سود جسته شود، بنا بر اين تكيه بر اذهان ابزار انگار غرب نمي تواند راه بيرون شد از اين معضل باشد. به هر حال نشست لندن گرچه برخي خوش بيني هاي را بر انگيخته بود اما با آشكار شدن برخي ابعاد اجنداي آن اينك چندان اميدار كننده به نظر نمي رسد و نيابد انتظار معجزه را داشت با توجه به اين كه گفته مي شود سران حزب كارگر انگليس اين كنفرانس را براي آن تدوير مي نمايد تا بتواند افكار عمومي انگليس را به خود جلب كند و در انتخابات آينده ي آن كشور پيروز شود. http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2471/