ايمل شما:
نام شما:
براي:
موضوع:
متن: فاش مي گويم و از گفتة خود دلشادم بندة عشقم و از هر دو جهان آزادم طاير گلشن قدسم، چه دهم شرح فراق كه در اين دامگه حادثه چون افتادم من ملك بودم و فدوس برين جايم بود آدم آورد در اين دير خراب آبادم ساية طوبي و دلجويي حور و لب حوض به هواي سركوي تو برفت از يادم نيست بر لوح دلم جز الفت قامت دوست چه كنم؟ حرف دگر ياد نداد استادم كوكب بخت مرا هيچ منجم نشناخت يارب از مادر گيتي به چه طالع زادم؟ تا شدم حلقه به گوش در ميخانة عشق هر دم آيد غمي از نو به مباركبادم مي خورد خون دلم مردمك ديده، سزاست كه چرا دل به جگرگوشة مردم دادم پاك كن چهرة حافظ به سر زلف، ز اشك ورنه اين سيل دمادم ببرد بنيادم http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2501/