ايمل شما:
نام شما:
براي:
موضوع:
متن: پيوستگي امنيت ملي منافع ملي و همكاري منطقوي يكي از بحث هاي است كه هميشه در رسانه هاي كشور ما وجود داشته است. اين گفت و شنود هاوقتي داغ تر مي شود كه كنفرانسي در خارج از اين منطقه اي جغرافياي تشكيل شود و سنخيت،قومي ، نژادي و جفرافيايي چنداني با كشور ما نداشته باشد. آنگاه است كه ذهن ها فعال مي شود و قلم ها برروي كاغذ همانندخون دررگهابه جريان مي افتد و صفحات كاغذ سياه مي شود؛ هزاران انتقاد و اعتراض و نصيحت عنوان دولت كرزي فرستاده مي شود كه كرزي صاحب اگر بخواهد امنيت پايدار در كشور ايجاد شود، و منافع ملي بايد به جاي پرداختن به كشورهاي غربي و فرا منطقه اي به فكر كشورهاي همسايه باشد و بكوشد تعامل مثبت با آنان انجام دهد، كدورت، دلخوري و دلزدگي آنان را برطرف كند، زيرا منافع ملي ما با منافع كشورهاي منطقه هم چنان گره خورده است كه نا ديده گرفتن همسايگان افغانستان و يا آنان را دور زدن و دست دوستي به سوي كشور هاي غربي دراز كردن اصلاً وابداً نبايد در خون ما باشد، ما و همسايگان ما چنان با هم پيوند داريم و منافع مان چنان گره خروده است كه يك روح در چند بدن هستيم.(!) زبان رنگ، مذهب ، مليت ما و سابقه ولاحقه ي ما هم نشانگر پيوند ديرين ما با يكديگر است .پس چرا منافع خويش را در گرو پيوند با ديگران جستجو كنيم. واقعيت نيز هم همانست كه نويسندگان و تحليل گران ما بدان پرداخته و مي پردازند.يكي از تجارب تلخي كه افغانستان ازسر گذرانيددوران حزب دموكراتيم خلق بود. نگارنده در اوايل كودتاي آلوده به ننگ حزب دموكراتيك خلق شاهد بد مستي ها و عربده كشي ها و بي خويشتني هاي وابستگان به آن حزب بودم و مي ديدم كه چنان مست از باده ي قدرت بودند و زمين و آسمان را بهم مي بافتند و به يكديگر فخر مي فروختند.هر روز جمعي را به نام نوكران امپرياليسم، طرفداران شوونيس مونوادگان ارتجاع و... به زندان مي افگندند، جز خود هيچ كسي را قبول نداشتند، در اين ميان معلمي ساده اي، اهل لغمان بود گويا از شعور بالاترو برتر نسبت به ساير هم حزبي هاي خود بر خوردار بود برخوردار گشته بودح اقل اطراف خويش را مي توانست تحليل كند . روزي خطاب به جمع محصلان و دانش آموزان كرد و گفت رفيقان؛ حزب دموكراتيك خلق پيروز شده است اما از اين دو همسايه بزرگ شرقي و غربي هر كدام پيروز شود، انقلاب كبير ثور(!) به پيروزي خواهد رسيد در غير آن صورت آينده اي اميدوار كننده اي در انتظار ما نخواهد بود. آن آدم تاثير كشورهاي همسايه بر افغانستان را خوب درك كرده بود و مي دانست كه همسايه بر سر همسايه چي مي آورد.با ابتناي به اين واقعيت اين پرسش پيش مي آيد كه آنچه ما به عنوان درهم تنيدگي منافع با همسايگان مي دانيم، آيا همسايه گان ما نيز بدين باور هستند يا خير يا آن كه آن ها منافع ملي خويش را در گرو تشنج آفريني و خشونت ورزي جستجو مي كنند؟ واقعيت هاي زندگي مردم، نشان مي دهد كه همسايگان افغانستان نه نيت پاك داشته اند و نه هم عمل نيكو انجام داده اند. افغانها يك دوره ي سخت زندگي خويش را به نام جهاد سپري كردند. در زمان جهاد، هر دو همسايه ي قدرت مند افغانستان كوشيدند گاه با ايجاد تفرقه ميان گروه هاي سياسي- نظامي و گاهي با ايجاد تنش ميان اقوام و قبايل افغانستان راه تأمين منافع خويش را هموار كنند. بعد از پيروزي مجاهدان و بر رغم نزديكي كه ميان گروه هاي جهاد ي و همسايگان وجود داشت آن ها به كمك حكومت جهادي نشتافتند بلكه تلاش ورزيدندتا اين حكومت را درراه منافع خويش چنان خوار وحقير سازند كه هر يك از گروه ها وابسته به آن ها شوند. از يك سو تجربه ي اندكي كه وجود داشت، سران جهاد از تحليل وقايع پيرامون عاجز بودند و نمي دانستند كه پي آمد هاي خود خواهي و خود محوري چي نتايجي نيز به بار خواهد آورد و از سوي ديگر همسايگان افغانستان نيز با سوي استفاده از اين ضعف سران جهاد كوشيدند تا تخم نفاق را بكارند و به منافع خويش دست يابند. شايد تصور آن ها چنين بود كه دفاع از حزب و گروه خاص آنها را به منافع شان نزديك تر مي سازد، اما آنچه از آن به دست آمد، نفاق، جنگ و خونريزي هاي فراواني بود كه حاصل شد و اگر گروه طالبان بوجود آمد تا به عمرحكومت مجاهدين خاتمه بخشد، در واقع پيروزي همان سياست هاي سوء و تفرقه افگنانه ي همسايگان بود و ديدهشد كه همسايگان افغانستان با طالبان يعني قاتلان و جنايتكاران از در مصالحه درآمدند و اگر چنانچه چند صباحي حكومت آنان دوام يشتر مي يافت ، ايران نيز آن ها را به رسميت مي شناخت و بر عملكرد آن ها مهر تاييد مي گذاشت وقتي احكام شريعت طالباني در افغانستان فضاي تنفس مردم را بسته بود، برخي حلقات در ايران، آن واكنش هاي ضد انساني را مورد تاييد قرار مي دادند و آن را نمونه ي از عملي شدن احكام ديني مي شمردند،. تاييد خشونت طالباني و جنايت هايي كه آن گروه بر مردم ما تحميل كرد باعث گرديد كه حضورارتش امريكا و غرب يك نعمت شمرده شود، حتا خانواده هايي كه بر اثر حملات هوايي هواپيماهاي امريكا آسيب مي ديدند دم فر مي بستند به اين اميد بودند كه اگر كسي ار آنها كشته شد ه است باكي نيست، حد اقل سايرين از زندگي آبرومندانه و انساني برخوردار خواهند بود.مردم كشور ما وقتي به وضعيت خويش مي نگرند مي دانند كه وقتي نيروهاي امريكايي از كشور خارج شوند، فرداي آن روز نيروهاي پاكستاني و ايراني داخل خاك افغانستان خواهد شد و اقوام ساكن در اين كشور را بر ضد يك ديگر به جنگ و كشتار و خونريزي وارد خواهند ساخت.كه در سياست هاي همسايگان هيچ ترديد نمي توانداشت همين حالا هر دو كشور همسايه افغانستان مي كوشند تا فضاي افغانستان را متشنج سازند.براي اينكه به منافع خويش نزديك شوند .بد نيست به حكايتي اشاره كنم كه يكي از دانش جويان نقل مي كرد. او مي گفت، كنفرانسي در سال گذشته درايران برگزار شده بود تحت عنوان، "آب و فرهنگ،" در آن كنفرانس گروهي از پژوهشگران ادبي نيز شركت جسته بودند، در حاشيه اي كنفرانس استاد و فرهيخته اي ادبي باعمر حدود هشتاد سال بر خوردم كه با جمعي ازهم كاران خويش در باب ونقش آن دزندگي صحبت مي كرد آن اداب دان ادب شناس وقتي سخن از زابل وكمبود آب آن ديار به ميان آمد، رو كرد به ساير هم وطنان خويش وگفت در سرايط حاضر افغانستان در وضعيت خوبي به سر نمي برد ايران مي تواند با يك يورش نظامي سر چشمه هاي رود هير مند را برا ي هميشه از خود كند كه ديگر درد سري نداشته باشد.اين ها گفت و گو ها گرچه از جانب سياست مداران ان كشور ابراز نشدهاست اما آنچه ازاين گفته ها بر مي ايد آنستئكه همسايگان ما هيچ گاه متلفع خويش درارامش وامنيت اين سر زمين نه خواسته اند ونمي خواهند. گرچه لحنهمسايگان افغانستان با هم تفاوت دارد وهردو با دوزبان سخمن گويند اما واقعيت آنست كه هردو كشورخواهان امنيت فزاينده در افغانستانمي باشند ومي كوشند منافع خويش را در تشنج افريني جست وجو كنند. حال پرسشي كه پيش مي ايد آنست كه چگونه مي توان منافع ملي را تامين كرد در حالي كه همسايگان، خواهدن نابودي يا تضعيف ما مي باشند؟ تحربه اي كه در سي سال گذشته بدست آمده مي رساند كه افغانستان وقتي مي تواند در ميان همسايگان قدرت مند به منافع خوبيش دست يابد كه داراي اقتصادوسياست قوي وقدرتمند باشد حال اين توانايي ها چگونه به دست خواهدآمد بايد سياست مدارن كشور به دور از شانتاژ ها تبليغاتي براي به دست آوردن آن تلاش ورزند. همسايگان ما وقتي به تحليل مي پردازند وضعيا افغانستان چنان اشفته ودرهم ريخته نشان مي دهند كه همين تفردا وفرداهاي ديگر اين رژيم سقوط خواهد در حالي كه هيچ دلي براي اين مردم نه سوخته است ازهيچ گونه تحقيري در حق اين مردم كوتاهي نه كرده اند.كساني كه مي پندارندكه با رفتن قواي خارجي از افغانستان همسايگان ما به اين مردم خدمت خواهند كرد ودست اين مردم را خواهند گرفت سخت اشتباه مي كنند. در صورت بيرون رفت نيروهاي خارجي از افغانستان تاريخ بار ديگر تكرار خواهدشدو همسايگان ما از ضعف هاي ما سود خواهند برد ومارابه جان هم ديگر خواهند انداخت. به هر حال روي سخن با كساني است كه مي خواهند منافع ملي افغانستان به دور ازحضور قدرت هاي خارجي برآورده شود يا اين كه بايد نيرو هاي خارجي از كشور بيرون شود مداخلات غرب قطع شودتامنتفع ملي ما تامين شودو البته اين يك ايده ال بسيارنيكو يي است اما هيچ تضميني وجود ندارد كه همسايگان افغانستان منافع خويش را بدون تشنج افريني وخشونت ورزي جست وجو كنند. http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2506/